رو دیده ام زگرمی بی اختیار تو
تأثیر عشق کرد مرا شرمسار تو
خضرم نوید وعده دیدار می دهد
آب بقاست خاک ره انتظار تو
راهش نظر ز دیده بیداد کرده است
وارستگی به خواب نبیند شکار تو
برگ گل از بنفشه کشد ناز رنگ و بو
تا دیده نوبهار خط مشکبار تو
روشن سواد صفحه گلزار چشم ماست
ریحان شکسته ای است ز خط غبار تو
ز آن پیشتر که ناز تو گردد دچار من
چون می گذشت بی ستم آیا مدار تو
دل داده ام ز دست مران از نظر مرا
کاری نکرده ام که نیاید به کار تو
دیرینه محرم نگه گرم بوده ایم
افتاده ایم از نظر اعتبار تو
یکدم به یک قرار نه ای با اسیر خود
بیچاره تا به کی بشود بیقرار تو


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از عشق و تأثیر عمیق آن میگوید و حالت شرمساری خود را به خاطر وابستگی به معشوق بیان میکند. وی با اشاره به زیباییهای بهار و گلها، حس لطیف و دلنشین عشق را به تصویر میکشد. در عین حال، از نگرانیش نسبت به دوری و بیقراری ناشی از عدم توجه معشوق سخن میگوید و تاکید دارد که در این عشق، هیچگونه عملی نکرده که مانع عشق او شود. سرانجام، شاعر به ناامیدی و انتظارش برای توجه معشوق و بازگشت به روزهای گذشته اشاره میکند.
هوش مصنوعی: چشمانم تحت تأثیر حرارت عشق تو قرار گرفته و باعث شده که شرمنده از تو باشم.
هوش مصنوعی: درختان سبز به ما بشارت میدهند که روزی دوباره یکدیگر را خواهیم دید؛ آب زندگی و خاکی که راه انتظار تو را نشان میدهد، همه دلیلی برای امیدواری است.
هوش مصنوعی: راهی که برگزیدهای، به رغم سختیهایی که در آن وجود دارد، مانند یک خواب میماند که تو هیچگاه نمیتوانی به آن دست یابی. در واقع، چشمپوشی و بیتوجهی به تلاشها و مشکلات، سبب میشود نتوانی به هدف خود نزدیک شوی.
هوش مصنوعی: برگ گل به خاطر رنگ و عطری که دارد، از بنفشه فخر میورزد تا چشم بهار زیبایی و خوشبویی تو را ببیند.
هوش مصنوعی: چشم ما مانند صفحه ای روشن است که زیبایی گلزار را به نمایش میگذارد و ریحانی که خراب شده، نشان از اثر غبار وجود تو دارد.
هوش مصنوعی: قبل از آنکه زیبایی و ناز تو مرا دچار کند، آیا میتوانی این وضعیت را از من دور کنی، در حالی که زمان بدون ظلم و ستم میگذشت؟
هوش مصنوعی: دل را به دست تو سپردهام، پس آن را از خود دور نکن. من هیچ غلطی نکردهام که شایسته دوری تو باشم.
هوش مصنوعی: ما سالهای طولانی در کنار هم رابطهای نزدیک داشتهایم، اما حالا به دلیل کمبودن توجه تو، از دید تو دور افتادهایم.
هوش مصنوعی: شما هیچ زمانی با اسیر خود، که به شدت ناتوان و بیچاره است، در آرامش نیستید. تا چه زمانی باید این بیقراری ادامه یابد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای شهریار یار تو بس کردگار تو
اندیشه نیست گر نبود خلق یار تو
تو دستگیر خلقی واو دستگیر تو
تو گوش دار خلقی و او گوش دار تو
ایزد ترا ز خلق جهان اختیار کرد
[...]
ای اختیار عالم در اختیار تو
وی پیشوای ملک و ملک پیشکار تو
بر آسمان دولت قطب کفایتی
بسته مدار مملکت اندر قرار تو
خورشید گشت همت گردون فروز تو
[...]
ای روزگار ساخته آموزگار تو
روز جهان برآمده در روزگار تو
تو شهریار و خسرو خلق زمانهای
واندر زمانه نیست کسی شهریار تو
کار زمانه ساخته کردی به عدل خویش
[...]
ای آنکه از کمال تو در روزگار تو
همچون بهشت گشته بلاد و دیار تو
انصاف کی بود که کشد جور روزگار
مداح پایگاه تو در روزگار تو ؟
بازی کزو شکار تو مرغی بود حقیر
[...]
ای اختیار دین و سخا اختیار تو
تو افتخار خلق و به خود افتخار تو
حاصل شود مراد دو عالم به یک نظر
آن را که دید طلعت تو روز بار تو
ایزد گواست بر من و بر اعتقاد من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.