چون توکل هر کجا رفتیم استغنا زدیم
هر چه را دیدیم همچون سیل پشت پا زدیم
دیده و دل بی تو داد اشک و آه ما نداد
خویش را گاهی بر آتش گاه بر دریا زدیم
هر کجا رفتیم خضر راه ما غم بود غم
گر دچار خوشدلی گشتیم بر تنها زدیم
درد سر می داد ما را بالش آسودگی
خواب راحت چون شرر بر بستر خارا زدیم
بی نیازیم از تماشای گلستان چون اسیر
تا گل عشرت به سر از پنبه مینا زدیم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ دلتنگی و بیقراری عاشقانه است. شاعر به وصف حال و هوای خود در غیاب معشوق میپردازد و نشان میدهد که در هر جا که میروند، غم و اندوه همراهشان است. او از تلاشهایش برای رهایی از درد و غم سخن میگوید، اما در نهایت احساس میکند که آرامش و آسایش حقیقی برایش دست نیافتنی است. به رغم حضور زیباییها در زندگی، بینیازی از آنها را در سایهٔ عشق گمکرده حس میکند.
هوش مصنوعی: وقتی به توکل به خدا عادت کردیم، در هر جا که رفتیم بینیازی نشان دادیم و هر چیزی که دیدیم، مانند سیل آن را پشت سر گذاشتیم.
هوش مصنوعی: چشمانم از غم تو پر از اشک شده و دلم هم آه و ناله میکند، اما ما هیچ گاه کسی را به حال خود رها نکردیم؛ گاهی خود را به شعله آتش سپردیم و گاهی به آغوش دریا انداختیم.
هوش مصنوعی: هر جا که رفتیم، با غم و اندوه همراه بودیم و حتی زمانی که خوشدل شدیم، تنها به خودمان استراحت کردیم.
هوش مصنوعی: بالش راحتی که باید ما را از درد سرها دور کند، خود تبدیل به منبعی از نگرانی و اضطراب شده است. شبها خواب آرامی نداریم و مانند آتش بر بستر سخت خواب ناشی از مشکلات و غمهایمان را تجربه میکنیم.
هوش مصنوعی: ما برای تماشای زیباییهای باغ نیاز نداریم، زیرا مانند کسی که در بند است، از لذتهای عشق بهرهمند شدهایم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.