گنجور

 
اسیر شهرستانی

غمی رنگین تر از گلزار دارم

دلی چون ساغر سرشار دارم

بهارم را محبت باغبان است

گلی در سایه هر خار دارم

خموشی تر زبان گفتار گستاخ

چه گویم گفتگو بسیار دارم

چرا بلبل نباشد مو به مویم

گل داغ تو در گلزار دارم

از این دیو اختلاطان می گریزم

بیا تا قوت رفتار دارم