که گفته سنگ دلت کفه محبت باد
دعای کیست که صبرم رمیده طاقت باد
مرا به عاشق دیوانه رحم می آید
غریب کیست دلش آشنای طاقت باد
در آتش دل الفت ندیده خویشم
که آرمیدگیش صید دام وحشت باد
هزار رنگ شکفتند میکشان ساقی
گل همیشه بهار تو ابر رحمت باد
بهار آمده رنگین تر از نگار اسیر
به عزم توبه شکستن رسیده فرصت باد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به افکار و احساسات عاشقانه خود میپردازد و به تردید و ناامیدی در عشق اشاره میکند. او از درد دل و احساس دوری و تنهایی سخن میگوید و در عین حال به زیباییهای عشق و دوستی نیز اشاره دارد. در این میان، او امیدوار است که فرصت توبه و شروع دوبارهای پیش بیاید و به بهاری جدید دست یابد. غزل در پیوند با نگاهی عمیق به محبت و تأملات عاشقانه شکل گرفته است.
هوش مصنوعی: کوچکترین سختیها و مشکلات باعث شدهاند تا صبر و طاقت من به سر بیفتد، و این در حالی است که محبت و دوستی در دل سنگی نگهداری میشود. در حقیقت، دعا و نیکی چه تأثیری بر این وضعیت خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: من به حال عاشق دیوانهای که در تنهایی خود رنج میبرد، احساس رحم میکنم. او کسی است که دلش به چیزی آشناست، اما در عین حال، طاقت و تحمل نداشته است.
هوش مصنوعی: در دل من آتش عشق وجود دارد و من مثل پرندهای هستم که در دام خوف و وحشت گرفتار شدهام. من تنها، در آرامش و سکوت نشستهام و نمیتوانم از این وضعیت رها شوم.
هوش مصنوعی: ساقی، تو مانند گلی همیشه درخشان و زیبا هستی که در آغوش تو هزار رنگ و زیبایی شکوفا میشود. دعا میکنم که رحمت و نعمت مانند ابر بر سر ما ببارد.
هوش مصنوعی: بهار فرا رسیده و رنگارنگتر از زیبایی است که گرفتار شده. حالا فرصتی پیش آمده که به خاطر تصمیمی جدی برای تغییر، به گذشته پشت پا بزند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.