هر عارض افروخته مشاطه نازی است
هر جنبش مژگان چمن آرای نیازی است
گلزار نسب نامه یاران عزیز است
هر فاخته محمودی و هر سرو ایازی است
یک یک ورق صفحه ایجاد گشودیم
هر صفحه بیکارتر آیینه رازی است
از آتش و آبم نفریبد گل و شبنم
خضر ره من جلوه نظاره گدازی است
دل برد به صد رنگ و خبردار نگشتیم
دلدار اسیر تو عجب شعبده بازی است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیباییهای طبیعی و عشق میپردازد. او با توصیف عارض و مژگان معشوق، به زیبایی و ناز او اشاره میکند و گلزار را نماد دوستیها میداند. در ادامه، از ورقهای زندگی صحبت میکند که هرکدام آینهای از رازها و تجربیات هستند. او همچنین با اشاره به آتش و آب، به چالشهای ذاتی عشق و دوستی میپردازد و در پایان از قدرت جذابیت عشق و دلباختگی میگوید که همواره او را به خود مشغول کرده است.
هوش مصنوعی: هر زیبایی که در چهره دیده میشود، مانند آراستگی یک آرایشگر است و هر حرکتی از مژهها، مانند جلوهگری یک گل در باغ است.
هوش مصنوعی: باغ گل، نمایانگر هویت و نسب دوستان گرامی است؛ هر پرندهای مانند «فاخته» نشانهای از محمودی و هر درخت سرو، نمادی از ایاز میباشد.
هوش مصنوعی: ما هر صفحهای که مینویسیم، به نوعی رازهایی را در خود پنهان دارد و هر چه بیشتر به این رازها بپردازیم، بیشتر متوجه میشویم که خالی نیستند و معنای عمیقی در خود دارند.
هوش مصنوعی: آتش و آب نمیتوانند مرا فریب دهند؛ گل و شبنم، نشانههای زندگی هستند، ولی راه من به تماشای زیباست و در آن غلیان عشق وجود دارد.
هوش مصنوعی: دل ما با زیباییها و رنگهای مختلف همراه شد، اما خبر دار نشدیم که محبوب ما چگونه در دام تو گرفتار شده است. واقعاً این یک جادوگری عجیب است!
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.