دارم ز کاوش مژه ات جان تازه ای
وز چاک سینه طرح گریبان تازه ای
شد حشر و از غرور به دادم نمی رسی
این ماجرا فتاده به دیوان تازه ای
دیرینه عندلیب گل داغ کهنه ام
کی می خورم فریب گلستان تازه ای
آتش پرست عشقم و از رغم کفر و دین
دارم ز هر نگاه تو ایمان تازه ای
در باغ دل اسیر ز تیغ نگاه او
گل کرده است زخم نمایان تازه ای


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و آن را منبعی تازه از جان و احساس میداند. او به تأثیر نگاه و حضور معشوق بر دل و سینهاش اشاره کرده و از زخمهای عاطفی قدیمیاش سخن میگوید که با عشق جدیدی که به او القا میشود، بهبود مییابد. شاعر همچنین به تضادهای عشق خود اشاره میکند و با قوت قلبی که از عشق میگیرد، به ایمان تازهای دست پیدا میکند. در نهایت، زیبایی و تأثیر نگاه معشوق را به تصویر میکشد که به زخمها و دردهای گذشتهاش معنا میدهد.
هوش مصنوعی: از زیبایی چشمانت زندگی تازهای گرفتهام و از زخم سینهام نقشی جدید برای گریبانم میسازم.
هوش مصنوعی: روز رستاخیز فرا رسیده و به خاطر غرورم به کمکم نمیرسید، این داستان به دفتری جدید ثبت شده است.
هوش مصنوعی: من دیگر فریب زیباییهای تازه را نمیخورم و دل خوشی از گلستان جدید ندارم، چون دلم هنوز از عشق قدیمی و درد ناک خود پر است.
هوش مصنوعی: عشق من مانند آتش است و با وجود اینکه در مشکلات و تعصبات مذهبی قرار دارم، از هر نگاه تو احساس ایمان و قدرت جدیدی میکنم.
هوش مصنوعی: در دل من زخم جدیدی به وجود آمده که ناشی از نگاه اوست، مانند گلی که در باغ در حال شکفتن است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.