باده کامل عیار جوش خود است
نشئه چابک سوار هوش خود است
نتوان شد غبار خاطرها
حرف ما آشنای گوش خود است
چه اثرها ز ناله می چینم
بیکسی گوش بر سروش خود است
درد می شد غبارم از مستی
دل همان در خمار جوش خود است
چه گواراست زهر دشنامش
آنقدر نوش ما که نوش خود است
داد ازخنده های یار اسیر
هم نمک هم نمک فروش خود است؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حال و هوای عاشقانه و مستی میپردازد. او از لذتهای پنهان و به طوری غیرمستقیم از دردهای درونی خود میگوید که ناشی از عشق و دلدادگی است. در این میان، نوشیدن باده به عنوان نماد عشق و آرامش مطرح میشود و دشنامهای یار را نیز با تلخی خاصی همراه میکند که به نوعی زندهکنندهی احساسات اوست. او به کنایه از وابستگی خود به معشوق و تاثیر عمیق آن بر زندگیاش صحبت میکند.
هوش مصنوعی: شراب ناب و اصل، نشانهای از جوش و حرارت خود دارد و حالتی سرمستکننده و تند همراه با بیداری ذهنی به همراه دارد.
هوش مصنوعی: ما نمیتوانیم غبار نگرانیهایمان را کنار بزنیم؛ کلام ما، فقط برای خودمان آشناست و دیگران آن را نمیفهمند.
هوش مصنوعی: از نالههایم تأثیرات زیادی میگیرم، اما کسی به صدای غمگین من گوش نمیدهد.
هوش مصنوعی: غم و ناراحتی من به خاطر حال و هوای عاشقانهام است که همانند غبار در میآید و خود را نشان میدهد. این حالت ناشی از جنون و هیجان درونی من است.
هوش مصنوعی: دشنام او تا این حد شیرین و دلپذیر است که برای ما، همانند نوشیدنی خوشمزهای به نظر میرسد و حتی میتوان گفت که خود او نیز از این دشنام لذت میبرد.
هوش مصنوعی: خندههای محبوب من درد دل را نمیفهمد، زیرا هم خودش طعنهزن و هم همراهی برای خوشمزگی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.