گشته تا صیاد ما مژگان شوخ
کرده صید مدعا مژگان شوخ
بر نمی آید فلک با تیغ ناز
دارد اقبال رسا مژگان شوخ
دل عبادت می کند چشم مرا
دیده ام نام خدا مژگان شوخ
از نگاه آشنا برگشته های
تا به سر دارد چها مژگان شوخ
می چکد بر شش جهت خون دلم
دیده باشد تا کجا مژگان شوخ
داردم سرگشته بیداد اسیر
آه از آن سر در هوا مژگان شوخ



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و فتنهانگیزی مژگان محبوبش میپردازد که همچون صیاد، دل او را صید کرده است. او به ناز و لطافت این مژگان اشاره میکند که چنان اقبال و بخت رسا دارد که حتی ستارگان هم از آن غافلاند. دل او در حال عبادت عشق است و این مژگان، چشمان او را به خود جذب کردهاند. شاعر از درد و رنج خود با ذکر اینکه چگونه مژگان محبوبش خون دلش را میچکاند، ابراز ناتوانی و سرگشتگی در برابر عشق میکند. در نهایت، او به حسرت و غم خود از جاذبه این زیبایی اشاره مینماید.
هوش مصنوعی: صیاد ما با ناز و عشوههای خود، شکار را به دام انداخته است.
هوش مصنوعی: آسمان به سختی با دقت و نازکی خواب را نمیسازد، ولی در نظر روشن و سرزندهاش، خوشاقبالی به چشمهای بازیگوش وجود دارد.
هوش مصنوعی: دل من در حال عبادت است و با چشمهای زیبای تو، نام خدا را بر لب دارم، در حالی که مژگان تو بازیگوشانه به من چشمک میزنند.
هوش مصنوعی: چشمهای آشنا و آگاهی که از گذشته بازگشتهاند، چنان مژههای بازیگوشی دارند که داستانهای بسیاری را در خود پنهان کردهاند.
هوش مصنوعی: اشکهای دلم در شش طرف میچکد و این نشان میدهد که تا کجا غم و اندوه من به خاطر مژگان زیبا و بازیگوشم ادامه دارد.
هوش مصنوعی: من در پریشانی و ظلم به سر میبرم و از غم و اندوه، آهی کشیدهام. آن چهرهی شیطنتآمیز و مژگانی که همچون ستارهای در آسمان است، مرا اسیر کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.