گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
بابافغانی شیرازی
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «آنکه بهر دیگران در زلف چین می افگند» مصرع اول یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «د» است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
ث
ج
ح
خ
د
ر
ز
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ک
ل
م
ن
و
ه
ی

شمارهٔ ۱: ای سر نامه نام تو عقل گره گشای را

شمارهٔ ۲: ای از لب تو خطبه کلام قدیم را

شمارهٔ ۳: در دل نشانم هر نفس خار تو، در گلزارها

شمارهٔ ۴: بترانه ی ندیمان نتوان ربود ما را

شمارهٔ ۵: تازگیی که شد زمی آن رخ همچو لاله را

شمارهٔ ۶: ای ترا بر سرو و گل در جلوه پنهان رازها

شمارهٔ ۷: ای زابروی تو هر سو فتنه در محراب‌ها

شمارهٔ ۸: از عمر بسی نماند ما را

شمارهٔ ۹: زهی حیات ابد از لبت حواله ی ما

شمارهٔ ۱۰: شکسته شد دل و شادست جان خسته ی ما

شمارهٔ ۱۱: دلگیرم از بزم طرب غمخانه‌ای باید مرا

شمارهٔ ۱۲: کار دل از پهلوی دلدار بگشاید مرا

شمارهٔ ۱۳: بهر گلشن که بینم مبتلایی رو نهم آنجا

شمارهٔ ۱۴: که تنگ دوخت عفی الله قبای تنگ ترا

شمارهٔ ۱۵: شد باز دیده بر رخ نیکوی او مرا

شمارهٔ ۱۶: درین چمن چه گلی باز شد بمنزل ما

شمارهٔ ۱۷: منور ساختی ای شمع خوبان محفل ما را

شمارهٔ ۱۸: برون خرام و قدم نه رکاب زرین را

شمارهٔ ۱۹: وای که تلخ شد دوا، بر دل پرگزند ما

شمارهٔ ۲۰: زبسکه داشتی ای گل همیشه خوار مرا

شمارهٔ ۲۱: عشقت مدام خون جگر میدهد مرا

شمارهٔ ۲۲: نظر بغیر نباشد اسیر بند ترا

شمارهٔ ۲۳: بهر سرچشمه کان آرام جان زد خرگهی آنجا

شمارهٔ ۲۴: عرضه مده بدور گل ساغر لاله گون مرا

شمارهٔ ۲۵: نه هوای باغ سازد نه کنار کشت ما را

شمارهٔ ۲۶: چشم از دو جهان دوخت تماشای تو ما را

شمارهٔ ۲۷: صبحست و جلوه داده مستان پیاله‌ها را

شمارهٔ ۲۸: آنم که سر نمیکشم از خنجر بلا

شمارهٔ ۲۹: در طاعت و عشرت بقرارست دل ما

شمارهٔ ۳۰: که برفروخت بمی چهره آفتاب مرا

شمارهٔ ۳۱: بسوی من نظر مهر نیست ماه مرا

شمارهٔ ۳۲: ساقیا بیدار گردان چشم خواب آلوده را

شمارهٔ ۳۳: آنکه بتیزی زبان نرم کند ادیب را

شمارهٔ ۳۴: بد نمیآید هلاک دوستان خوب مرا

شمارهٔ ۳۵: وبال گشت گل باده بر پلاس مرا

شمارهٔ ۳۶: گر به شمشیر جفا پاره کنی سینهٔ ما

شمارهٔ ۳۷: نخواهد گشت خالی ساغر می شادکامان را

شمارهٔ ۳۸: دارد زبون بتیغ زبان طعنه گو مرا

شمارهٔ ۳۹: هرگز نظر به کام نیالوده‌ایم ما

شمارهٔ ۴۰: ای بر دلم ز وعدهٔ خام تو داغ‌ها

شمارهٔ ۴۱: چندم خراشی از سخن تلخ سینه را

شمارهٔ ۴۲: مدامت چهره گلگون از شراب لاله گون بادا

شمارهٔ ۴۳: بسوز ای شمع خوبان عاشق دیوانهٔ خود را

شمارهٔ ۴۴: خدا را صاف کن با ما دل بی‌کینهٔ خود را

شمارهٔ ۴۵: آه کامشب دیده‌ام خوابی که می‌سوزد مرا

شمارهٔ ۴۶: بر دل فزود خال تو داغی دگر مرا

شمارهٔ ۴۷: خراش سینه شد امروز عیش دینهٔ ما

شمارهٔ ۴۸: زهی سرسبزی از سرو بلندت تاج شاهی را

شمارهٔ ۴۹: آزاد تر از بلبل باغست دل ما

شمارهٔ ۵۰: مستانه برون تاخته یی توسن کین را

شمارهٔ ۵۱: روزی که تن ز جان شود و جان ز تن جدا

شمارهٔ ۵۲: دلا تا کی هوای گشت باغ و می شود ما را

شمارهٔ ۵۳: خیز و چراغ صبح کن ماه تمام خویش را

شمارهٔ ۵۴: در مستان زدم تا حال هشیاران شود پیدا

شمارهٔ ۵۵: نشد جز درد و داغ عشق حاصل در سفر ما را

شمارهٔ ۵۶: دگرم ز روی ساقی چه گلی شکفت امشب

شمارهٔ ۵۷: دهی حیات ابد این دم از تو نیست عجب

شمارهٔ ۵۸: من از سوز جگر دارم دل و جان در خطر امشب

شمارهٔ ۵۹: دل از نظاره ی آن گلعذارم گلشنست امشب

شمارهٔ ۶۰: منم ای شمع دل رفته و جان آمده بر لب

شمارهٔ ۶۱: آنم که ببزم کسم آهنگ نبودست

شمارهٔ ۶۲: یار را چون هوس صحبت درویشانست

شمارهٔ ۶۳: بهار و لاله ما بی گل و پیاله گذشت

شمارهٔ ۶۴: گل گل رخت ز دیده ی نمناک من شکفت

شمارهٔ ۶۵: دوش جان زندگی از چشمه ی حیوان تو داشت

شمارهٔ ۶۶: گل خود روی مرا بوی بنی آدم نیست

شمارهٔ ۶۷: باز آن رخ شکفته عرقناک بهر چیست

شمارهٔ ۶۸: هرگز به ازین پسر نبودست

شمارهٔ ۶۹: گواه حال مستی بمکتب چشم پر خوابت

شمارهٔ ۷۰: پیش تو ناز سروسهی جز نیاز چیست

شمارهٔ ۷۱: غریب کوی تو بی ناله ی حزین ننشست

شمارهٔ ۷۲: آنکه از لوح جفا نوک قلم باز گرفت

شمارهٔ ۷۳: خرام سر و تو جان را حیات دمبدمست

شمارهٔ ۷۴: قد تو نهالیست که آتش ثمر اوست

شمارهٔ ۷۵: آبی که بسته اند بدلها دهان تست

شمارهٔ ۷۶: باران و موج آب و می و روز عشرتست

شمارهٔ ۷۷: طبیبم دید و درمانم ندانست

شمارهٔ ۷۸: چشمت ز حال ما چو نظر باز می گرفت

شمارهٔ ۷۹: خوش آن دمید که در دام روزگار نسوخت

شمارهٔ ۸۰: شب دیده ام مشاهده ی آن جمال داشت

شمارهٔ ۸۱: تویی مراد دو عالم خرد همین دانست

شمارهٔ ۸۲: وقت گلم تمام به آه و فغان گذشت

شمارهٔ ۸۳: باده ی صافم خلاص از آب حیوان کرده است

شمارهٔ ۸۴: مجنون راه عشقم و دل هادی منست

شمارهٔ ۸۵: بیمار عشق را سر و برگ علاج نیست

شمارهٔ ۸۶: این همه شکل خوش دلکش که در گلزار هست

شمارهٔ ۸۷: آنرا که قدم در ره صاحبنظرانست

شمارهٔ ۸۸: مستم اگر باده نیست لعل لب یار هست

شمارهٔ ۸۹: گشود چاک گریبان که یاسمین اینست

شمارهٔ ۹۰: از سرمه، نرگست همه رنگ حنا گرفت

شمارهٔ ۹۱: بیمار ترا دیده ی نمناک همانست

شمارهٔ ۹۲: صد شعله ی آه از دل هر گوشه نشین خاست

شمارهٔ ۹۳: خونین جگران را چه غم از ناز و نعیمست

شمارهٔ ۹۴: دیوانه ی ترا هوس گشت باغ نیست

شمارهٔ ۹۵: شبانه می زده یی ماه من چنین پیداست

شمارهٔ ۹۶: بگشا زبان که طبع زبونم گره شدست

شمارهٔ ۹۷: جفای لاله رخان راحت و فراغ منست

شمارهٔ ۹۸: شبست و ما همه جویای می ایاغ کجاست

شمارهٔ ۹۹: باز امشبم ز لاله و گل خانه پر شدست

شمارهٔ ۱۰۰: دل ببیداد نهادیم عطای تو کجاست

شمارهٔ ۱۰۱: دور از تو عمر من همه با درد و غم گذشت

شمارهٔ ۱۰۲: شمع من میل منت امروز چون هر روز نیست

شمارهٔ ۱۰۳: دوا خواهم ز تو ادراکم اینست

شمارهٔ ۱۰۴: پیش ما خاطر شاد و دل غمناک یکیست

شمارهٔ ۱۰۵: برویم میشوی خندان و چشمم از تو خونریزست

شمارهٔ ۱۰۶: رویم شکفته از سخن تلخ مردمست

شمارهٔ ۱۰۷: فروغ حسن تو از آه سوزناک منست

شمارهٔ ۱۰۸: آتشکده دلی که درو منزل تو نیست

شمارهٔ ۱۰۹: ای دل بیا که نوبت مستی گذشته است

شمارهٔ ۱۱۰: ترک من جانب صحرا پی نخجیر شدست

شمارهٔ ۱۱۱: تا کی بهانه ات بدل بت پرست ماست

شمارهٔ ۱۱۲: دل بیقرار و دولت دیدار مشکلست

شمارهٔ ۱۱۳: عاشقان را در سر شوریده سودا آتشست

شمارهٔ ۱۱۴: باز نقاش خزان طرح دگرگون زده است

شمارهٔ ۱۱۵: سرو من زلف پریشان بر رخ گلگون شکست

شمارهٔ ۱۱۶: آه کان ابرو کمان چشم سیاه از ناز بست

شمارهٔ ۱۱۷: ای آنکه همه سوختنت از پی کامست

شمارهٔ ۱۱۸: آمد سحاب و چهره ی گلها ز خواب شست

شمارهٔ ۱۱۹: نیست بیرون و درونم ذره یی خالی ز دوست

شمارهٔ ۱۲۰: ما را ز نوبهار گل روی او ببست

شمارهٔ ۱۲۱: دمی که آن گل خندان بقصد خون منست

شمارهٔ ۱۲۲: ماه رخسار تو آیینه ی مقصود منست

شمارهٔ ۱۲۳: خوبان که ز ملک دلشان چشم خراجست

شمارهٔ ۱۲۴: ما را نه میل باغ و نه پروای بلبلست

شمارهٔ ۱۲۵: عاشقان را دم گرم و نفس سرد بسست

شمارهٔ ۱۲۶: عیدست و نوبهار و چمن سبز و خرمست

شمارهٔ ۱۲۷: چمن ز سایه ی سروت چو گلشن ارمست

شمارهٔ ۱۲۸: در دلم سوزی عجب از عشق زیبا دلبریست

شمارهٔ ۱۲۹: چمن شکفت و نسیمی ز هر گلی برخاست

شمارهٔ ۱۳۰: آزاد بلبلی که بدام بلا نسوخت

شمارهٔ ۱۳۱: خود رای من بخلوت رازت پناه چیست

شمارهٔ ۱۳۲: بیگناهم خشم و نازت با من ای خود کام چیست

شمارهٔ ۱۳۳: غمی دارم ازو سودم همینست

شمارهٔ ۱۳۴: آه ازین ناز و دلبری که تراست

شمارهٔ ۱۳۵: دوش آه من سر راهش برسم داد بست

شمارهٔ ۱۳۶: از گلم گلها شکفت و از مزارم لاله خاست

شمارهٔ ۱۳۷: خورشید من که رخش جفا گرم داشتست

شمارهٔ ۱۳۸: باز با مرغ سحر خوان غنچه عهد تازه بست

شمارهٔ ۱۳۹: اگرچه زشت نماید بدوستان ستم دوست

شمارهٔ ۱۴۰: دست اجلم بر دل ماتمزده ره بست

شمارهٔ ۱۴۱: با که گویم اینکه در بیخوابیم شب چون گذشت

شمارهٔ ۱۴۲: هر زمان از عشق پاک آن شوخ با من خوشترست

شمارهٔ ۱۴۳: سبزی آثار خط گرد لب آن ساده بست

شمارهٔ ۱۴۴: دل بیتو چنان سوخت که داغش نتوان یافت

شمارهٔ ۱۴۵: چشمم نظری در رخ آن دل گسل انداخت

شمارهٔ ۱۴۶: یار باید که غم یار خورد یار کجاست

شمارهٔ ۱۴۷: روزی که در دلم عشق تو خانه ساخت

شمارهٔ ۱۴۸: باده در جامت مدام از اشک گلگون منست

شمارهٔ ۱۴۹: مست تو بجز ناله ی جانسوز ندانست

شمارهٔ ۱۵۰: بازم چراغ دل بمی ناب روشنست

شمارهٔ ۱۵۱: من بنده ی حسنی که نشانش نتوان یافت

شمارهٔ ۱۵۲: خوبی همین کرشمه و ناز و خرام نیست

شمارهٔ ۱۵۳: در کنج محنت این دل دیوانه خوشترست

شمارهٔ ۱۵۴: دیوانه ام مرا سخن واژگون بسست

شمارهٔ ۱۵۵: مرا به باده نه باغ و بهار شد باعث

شمارهٔ ۱۵۶: دو هفته ییکه حریفی درین سرای سپنج

شمارهٔ ۱۵۷: ای از نظاره ی تو خجل آفتاب صبح

شمارهٔ ۱۵۸: مرغ دلم به حلقه ی مویی نهاده رخ

شمارهٔ ۱۵۹: مردم ز عیش گلشن دنیا چه دیده اند

شمارهٔ ۱۶۰: دلم که سوخت سپند مه جمال تو باد

شمارهٔ ۱۶۱: این باد ز طرف چمن کیست که داند

شمارهٔ ۱۶۲: آن پریچهره که دیوانه اش اهل نظرند

شمارهٔ ۱۶۳: هرگز این دست تهی بند نقابی نکشید

شمارهٔ ۱۶۴: خواهم که بوسم آن لب و روهم نمیدهد

شمارهٔ ۱۶۵: گل آمد ساقیا محبوب گلرخسار می باید

شمارهٔ ۱۶۶: دمبدم در عاشقی دل را زیانی می شود

شمارهٔ ۱۶۷: محتسب گر بدر میکده مانع نشود

شمارهٔ ۱۶۸: چو باشم سر بزانو مانده شب در فکر یار خود

شمارهٔ ۱۶۹: مقیدان تو از یاد غیر خاموشند

شمارهٔ ۱۷۰: آنی که از تو حرف جفا می توان شنید

شمارهٔ ۱۷۱: فراوشم شود چندان کزو بیداد می آید

شمارهٔ ۱۷۲: آنکه بهر دیگران در زلف چین می افگند

شمارهٔ ۱۷۳: خزان آمد گریبان را برندی چاک خواهم کرد

شمارهٔ ۱۷۴: بتان شهر که ترکانه باج می طلبند

شمارهٔ ۱۷۵: آه آتشناک من بوی دل مجنون دهد

شمارهٔ ۱۷۶: ترک من چون لاله برگ عیش در صحرا کشید

شمارهٔ ۱۷۷: بازم بسینه عشق و جنون جوش می زند

شمارهٔ ۱۷۸: سیمای توام در دل پر نور نگنجد

شمارهٔ ۱۷۹: چشمم ز گرد آن کف پا یاد می کند

شمارهٔ ۱۸۰: تا رخت را سبزه در گلبرگ تر پنهان بود

شمارهٔ ۱۸۱: از جور گلرخان دل من خوار و زار شد

شمارهٔ ۱۸۲: تو آن گلی که مه آسمان جبین تو بوسد

شمارهٔ ۱۸۳: گلی که از نفسش مشک ناب بگدازد

شمارهٔ ۱۸۴: مجاوران سر کوی یار سر بخشند

شمارهٔ ۱۸۵: مدام از کشت امیدم خس و خاشاک می روید

شمارهٔ ۱۸۶: پیش لبت که مرد که هم از تو جان ندید

شمارهٔ ۱۸۷: احبابرا ادای کلام تو می کشد

شمارهٔ ۱۸۸: از دیده پنهان آن پری گشت و دل من خوش نکرد

شمارهٔ ۱۸۹: خزان رسید و گلستان به آن جمال نماند

شمارهٔ ۱۹۰: دلم ز روز بد خویش ماتمی دارد

شمارهٔ ۱۹۱: روزی فلکم پیش در او نرسانید

شمارهٔ ۱۹۲: امروز اگر می بمن آن لب نرساند

شمارهٔ ۱۹۳: نه قرار دل بر من نه بزلف یار گیرد

شمارهٔ ۱۹۴: رسید آن شمع و از هر جانبی پروانه می جوید

شمارهٔ ۱۹۵: چه سازم وه که آن بیباک رو از مرد و زن پوشد

شمارهٔ ۱۹۶: بهر کس گر درآیی خوبی رخسار کی ماند

شمارهٔ ۱۹۷: چه شد که از همه جا بوی درد می آید

شمارهٔ ۱۹۸: صبا برگ گلی سوی من مجنون نیندازد

شمارهٔ ۱۹۹: ماه من از خانه مست شب بهوای که شد

شمارهٔ ۲۰۰: ماتم نشست و کوکبه ی سور شد بلند

شمارهٔ ۲۰۱: رفتی و چشم روشنم از اشک حرمان تیره شد

شمارهٔ ۲۰۲: نوبهار آمد که بوی گل جهانرا خوش کند

شمارهٔ ۲۰۳: دلم آه سحر چون با دعا دمساز گردانید

شمارهٔ ۲۰۴: بر اوج حسن چو آن ترک کج کلاه بر آید

شمارهٔ ۲۰۵: ز بیرحمی چو آن گل پیرهن دور از بر من شد

شمارهٔ ۲۰۶: شبها گذشت و چشم من یک لحظه آرامی ندید

شمارهٔ ۲۰۷: بیا که ساقی ما باده ی طهور دهد

شمارهٔ ۲۰۸: خون خوردنم ز هجر تو از حد برون مباد

شمارهٔ ۲۰۹: حسن تو بچشم ما نگنجد

شمارهٔ ۲۱۰: بمجلسی که تویی می دگر نمی گنجد

شمارهٔ ۲۱۱: آمد بهار و دل بمی و جام تازه شد

شمارهٔ ۲۱۲: آن رهروان که رو به در دل نهاده اند

شمارهٔ ۲۱۳: جفا مکن که دگر آن جفا نمی گنجد

شمارهٔ ۲۱۴: با چون منی چرا می چون ارغوان خورند

شمارهٔ ۲۱۵: نظاره ی روی تو بسی خانه سیه کرد

شمارهٔ ۲۱۶: عشق آمد و هوای صف طاعتم نماند

شمارهٔ ۲۱۷: دوشم چراغ دیده به صد نور و تاب بود

شمارهٔ ۲۱۸: منم که دوست مرادم ز تلخ و شور دهد

شمارهٔ ۲۱۹: ستمگران غم اهل نظر نمی دانند

شمارهٔ ۲۲۰: آنان که به اخلاص کلام تو نویسند

شمارهٔ ۲۲۱: ز گلگشت آمدی بنشین که مشک چین فرو ریزد

شمارهٔ ۲۲۲: کیم من تا کس از مرکب برای من فرود آید

شمارهٔ ۲۲۳: گلرخان بر سر خاکم چمنی ساخته اند

شمارهٔ ۲۲۴: سحر فغان من آنمه ز طرف بام شنید

شمارهٔ ۲۲۵: سرشک لعل من حاصل گل آزار می آرد

شمارهٔ ۲۲۶: کنون که باد خزان فرش لعل فام کشید

شمارهٔ ۲۲۷: تا چند طلب باشد و مطلوب نباشد

شمارهٔ ۲۲۸: دود از دل من باده ی گلرنگ برآورد

شمارهٔ ۲۲۹: باین جادو و شانم تا سر پیوند خواهد بود

شمارهٔ ۲۳۰: ساقی چه بود باده و زین آب چه خیزد

شمارهٔ ۲۳۱: صبحی بمن آن شاخ گل از خواب نخیزد

شمارهٔ ۲۳۲: هوا خوشبوی گشت و مرغ در پرواز می آید

شمارهٔ ۲۳۳: افغان که دل به هیچ مقامم نمی کشد

شمارهٔ ۲۳۴: روز گلگشتست و یاران برگ عشرت ساختند

شمارهٔ ۲۳۵: بیا که شاهد گل شمع بوستان گردید

شمارهٔ ۲۳۶: گلرخان از نفس ما اثری یافته اند

شمارهٔ ۲۳۷: خوبی بالتفات وفا کم نمی شود

شمارهٔ ۲۳۸: معاذالله گرت با همدمان رغبت زیاد افتد

شمارهٔ ۲۳۹: دود برآمد ز دلم چون سپند

شمارهٔ ۲۴۰: چه تندی است که سویت نگاه نتوان کرد

شمارهٔ ۲۴۱: میخواره ی مرا لب خندان نگه کنید

شمارهٔ ۲۴۲: غباری کان گل از دامن بوقت رفتن افشاند

شمارهٔ ۲۴۳: از چه مجنون مرغ را بر فرق خود جا کرده بود

شمارهٔ ۲۴۴: می خورده خنده بر من ناشاد می کند

شمارهٔ ۲۴۵: معلم چون به تعلیم خط از دستش قلم گیرد

شمارهٔ ۲۴۶: گل آمد و بی یار نشستن که تواند

شمارهٔ ۲۴۷: بیا که ساقی ما بی نقاب جلوه نمود

شمارهٔ ۲۴۸: بیخودی در عشقبازی باد و رسوایی مباد

شمارهٔ ۲۴۹: لعلت ازمی خنده بر برگ گل سیراب زد

شمارهٔ ۲۵۰: عید شد هر کس مه نو را مبارکباد کرد

شمارهٔ ۲۵۱: دل سوزان من از نکهت نوروز نگشاید

شمارهٔ ۲۵۲: چکند دل که بدوران غمت خون نخورد

شمارهٔ ۲۵۳: در تن سوخته چندانکه نفس می گنجد

شمارهٔ ۲۵۴: چون از می صبوحی رنگ رخش برآید

شمارهٔ ۲۵۵: دمی که بوی گل از باد نوبهار آید

شمارهٔ ۲۵۶: سر از نیاز من آنسرو سرفراز کشید

شمارهٔ ۲۵۷: هرگز برخت سیر نگاهی نتوان کرد

شمارهٔ ۲۵۸: ما را گلی از باغ تو چیدن نگذارند

شمارهٔ ۲۵۹: جز جور و جفا پیشه ی محبوب نباشد

شمارهٔ ۲۶۰: از توبه ی من دیر مغان بیت حزن شد

شمارهٔ ۲۶۱: کدام عید که حسن تو صد شهید ندارد

شمارهٔ ۲۶۲: چشمم دمی ز دیدن روی تو بس نکرد

شمارهٔ ۲۶۳: آنچه من می کشم از عشق تو مجنون نکشید

شمارهٔ ۲۶۴: دلم روانشد و جان هم ره سفر گیرد

شمارهٔ ۲۶۵: چو رو از جاب صید آن شکار انداز می تابد

شمارهٔ ۲۶۶: هر آنچ از صورت و معنی بر اهل راز می تابد

شمارهٔ ۲۶۷: مرا یاد تو هر دم آتشی در دل برافروزد

شمارهٔ ۲۶۸: مرا هر روز بیتو صد غم جانسوز پیش آید

شمارهٔ ۲۶۹: زبان بوصف جمال تو بر نمی آید

شمارهٔ ۲۷۰: سری که در قدم سرو سرفراز تو باشد

شمارهٔ ۲۷۱: دوش آن پری ز دام رقیبان رمیده بود

شمارهٔ ۲۷۲: تا دیده با رخ تو مقابل نمی شود

شمارهٔ ۲۷۳: هر لحظه ام خیال بسوی دگر برد

شمارهٔ ۲۷۴: ماه من از جامه خواب مهر سر بر می کند

شمارهٔ ۲۷۵: خوش آن شبها که سر بر آستان دلستانم بود

شمارهٔ ۲۷۶: بگذشت از غرور و عتابش کسی ندید

شمارهٔ ۲۷۷: یاد تو هیچم از دل پر خون نمی رود

شمارهٔ ۲۷۸: گر می روم نزدیک او شوق وصالم می کشد

شمارهٔ ۲۷۹: چون گوش بر فسانه ام آن پر بهانه ماند

شمارهٔ ۲۸۰: گر آن خورشید روزی بر سر من سایه اندازد

شمارهٔ ۲۸۱: درون سینه ام این نیم جان کز بهر ماهی بود

شمارهٔ ۲۸۲: دلم بی آن شکر لب ترک عیش خویشتن گیرد

شمارهٔ ۲۸۳: از کعبه عزم دیر برون از طریق بود

شمارهٔ ۲۸۴: ساقی بیا که روز برفتن شتاب کرد

شمارهٔ ۲۸۵: نسوزیم که گل این چراغ می ماند

شمارهٔ ۲۸۶: امروز صفای دلم از سیمتنی بود

شمارهٔ ۲۸۷: خطش چو بنام من از خامه برون آید

شمارهٔ ۲۸۸: شراب خورد و شبیخون بعاشقان آورد

شمارهٔ ۲۸۹: ز می برآمده، آن رنگ آل تا چکند

شمارهٔ ۲۹۰: آن گل از طرف کشت می‌آید

شمارهٔ ۲۹۱: در هر که نیست نشأه درد تو مرده باد

شمارهٔ ۲۹۲: دلم که همره آن مه چو ابر چست شود

شمارهٔ ۲۹۳: تو گر زارم کشی غمخوار جان من که خواهد شد

شمارهٔ ۲۹۴: تا چند بافسون جهان بند توان بود

شمارهٔ ۲۹۵: وقتست ای حریف که می در سبو کنند

شمارهٔ ۲۹۶: خنجر کشید و عربده با اهل حال کرد

شمارهٔ ۲۹۷: تا کی کسی بزهد و لب خشک خو کند

شمارهٔ ۲۹۸: خوبان خراب نرگس مستانه ی تو اند

شمارهٔ ۲۹۹: التفات چشم آن مشگین غزالم می کشد

شمارهٔ ۳۰۰: گه بلطفم می نوازد گه بنازم می کشد

شمارهٔ ۳۰۱: هر مصور کان جمال و صورت موزون کشد

شمارهٔ ۳۰۲: طبع تو بدخوی بود نرم و حلیم از چه شد

شمارهٔ ۳۰۳: نوروز علم برزد و گل در چمن آمد

شمارهٔ ۳۰۴: گر تلخ شدی سوز تو از سینه کجا شد

شمارهٔ ۳۰۵: چون بدلسوزی من یار زبان تیز کند

شمارهٔ ۳۰۶: هر دل که گرم از آتش پنهان من شود

شمارهٔ ۳۰۷: مه خورشد روی من دمی یکجا نمی گنجد

شمارهٔ ۳۰۸: عیدست و هر سو جلوه گر شوخ دلارای دگر

شمارهٔ ۳۰۹: ای هر قدم بخاک رهت بسملی دگر

شمارهٔ ۳۱۰: ای عارضت به بوسه ز لب دلنوازتر

شمارهٔ ۳۱۱: ای مرا هر ذره با مهر تو پیوندی دگر

شمارهٔ ۳۱۲: از بیم جان گویم که دل دارد دلارایی دگر

شمارهٔ ۳۱۳: خط گرد خال آن لب میگون زیاده تر

شمارهٔ ۳۱۴: باز این دل دیوانه را افتاده سودای دگر

شمارهٔ ۳۱۵: کار ما جز نامرادی نیست دور از وصل یار

شمارهٔ ۳۱۶: ما شسته ایم ز آینه ی دیده گرد غیر

شمارهٔ ۳۱۷: چون بمیخانه رسیدی سخن دور گذار

شمارهٔ ۳۱۸: شب هجرم خوش آمد ناله و فریاد از آن خوشتر

شمارهٔ ۳۱۹: شکر خدا که با من بیدل نشست یار

شمارهٔ ۳۲۰: دلا به گوشه ی آن چشم شرمناک نگر

شمارهٔ ۳۲۱: خیز ای ندیم و مجمره ی عود برفروز

شمارهٔ ۳۲۲: هلاک جانم از آن خط دلکشست هنوز

شمارهٔ ۳۲۳: خورشید من امروز بشکل دگری باز

شمارهٔ ۳۲۴: مست آمدی کرشمه کنان در قبای ناز

شمارهٔ ۳۲۵: رخ برفروز و خون دلم را روانه ساز

شمارهٔ ۳۲۶: ما گرفتاریم بر ما ناوک بیداد ریز

شمارهٔ ۳۲۷: چون یار شدی مهر و وفا گم نکنی باز

شمارهٔ ۳۲۸: این نخل تازه بین که ندیدست خار کس

شمارهٔ ۳۲۹: دارم از غنچه ی لعل تو خطایی که مپرس

شمارهٔ ۳۳۰: از جان من حکایت جانان من بپرس

شمارهٔ ۳۳۱: زین بحر نیلگون دم آبی ندید کس

شمارهٔ ۳۳۲: آلوده بمی لعل ترا چون نگرد کس

شمارهٔ ۳۳۳: هیچ دولت تا ابد باقی نمی ماند بکس

شمارهٔ ۳۳۴: آتشم در جان و در دل حسرت جامست و بس

شمارهٔ ۳۳۵: ببستر افتم و مردن کنم بهانه ی خویش

شمارهٔ ۳۳۶: رمید از خواب چشمان عتاب آلوده بینیدش

شمارهٔ ۳۳۷: افزون ز صد قیامت در دل زیار آتش

شمارهٔ ۳۳۸: برغم من بحریفان می شبانه مکش

شمارهٔ ۳۳۹: بغایت تلخ گفتارست در می لعل میگونش

شمارهٔ ۳۴۰: کو مطربی که مست شوم از ترانه اش

شمارهٔ ۳۴۱: یا مرا کامی ده از لعل شراب آلود خویش

شمارهٔ ۳۴۲: که فتاد در فراقت که نسوختی تمامش؟

شمارهٔ ۳۴۳: فغان ز بازی اسب و هوای خانه ی زینش

شمارهٔ ۳۴۴: از پی دل مرو و عاشق بی باک مباش

شمارهٔ ۳۴۵: می رسد عشق و دل افسرده می آرد بجوش

شمارهٔ ۳۴۶: چه ترکیبست یا رب در ته پیراهن اندامش

شمارهٔ ۳۴۷: من نه آنم کز لب لعل تو یابم کام خویش

شمارهٔ ۳۴۸: گر بنگری در آینه روی چو ماه خویش

شمارهٔ ۳۴۹: تا چند دردسر کشم از گفتگوی خویش

شمارهٔ ۳۵۰: فردا که هر غنیم نماید غنیم خویش

شمارهٔ ۳۵۱: سراسر شیوه ی نازست سرو ناز پروردش

شمارهٔ ۳۵۲: چنان تیزست در خون ریختن مژگان خونریزش

شمارهٔ ۳۵۳: نتوانم که بینم از دورش

شمارهٔ ۳۵۴: با کسان در صلح و با خود دایما در جنگ باش

شمارهٔ ۳۵۵: دل از عیش جهان کندیم و ذوق باده ی نابش

شمارهٔ ۳۵۶: ایدل بتلخی شب هجران صبور باش

شمارهٔ ۳۵۷: مردم و خود را زغمهای جهان کردم خلاص

شمارهٔ ۳۵۸: عاشقانرا نه گل و باغ و بهارست غرض

شمارهٔ ۳۵۹: گر من ز شوق یار فرستم بیار خط

شمارهٔ ۳۶۰: ترک یاری کردی از وصل تو یاران را چه حظ

شمارهٔ ۳۶۱: امشب از آهم مشو گرم و مسوزانم چو شمع

شمارهٔ ۳۶۲: تا بکی خندیدن و دل گرمی افزودن چو شمع

شمارهٔ ۳۶۳: میگدازم دیده تا یکروزه موجودم چو شمع

شمارهٔ ۳۶۴: مرا که تیره شد از کثرت گناه چراغ

شمارهٔ ۳۶۵: ای فتنه ی جمالت روی چو ماه یوسف

شمارهٔ ۳۶۶: خرم شبی که گردد معشوق یار عاشق

شمارهٔ ۳۶۷: جانم افگارست و تن بیمار و دل خون از فراق

شمارهٔ ۳۶۸: یارم اگر بمهر کشد یا بکین چه باک

شمارهٔ ۳۶۹: تا کی روم ز کوی تو غمگین و دردناک

شمارهٔ ۳۷۰: دارم ز پسته ی تو بدل آتشین نمک

شمارهٔ ۳۷۱: محروم باد چشم من از گلشن وصال

شمارهٔ ۳۷۲: سروت که لاله رنگ شد از باده ی زلال

شمارهٔ ۳۷۳: ای فروغ جوهر حسنت برون از خط و خال

شمارهٔ ۳۷۴: خوبان دل غمناک ندانند چه حاصل

شمارهٔ ۳۷۵: دلم صد پاره و نقش تو در هر پاره‌ای دارم

شمارهٔ ۳۷۶: عشقم بلای جان شد، آن لعل آتشین هم

شمارهٔ ۳۷۷: پروانه یی که رنجد از درد و داغ مردم

شمارهٔ ۳۷۸: چند گردیم درین دیر کهن پیر شدیم

شمارهٔ ۳۷۹: زبان در ذکر و در دل نقش زلف یار می بندم

شمارهٔ ۳۸۰: شود در گلشنم دل چاک و در مجلس جگر خون هم

شمارهٔ ۳۸۱: زرشک همدمانش بسکه جوشد هر نفس خونم

شمارهٔ ۳۸۲: از کوی تو چون باد بر آشفتم و رفتم

شمارهٔ ۳۸۳: خوش آن حالت که در روی گلی نظاره می کردم

شمارهٔ ۳۸۴: همه شب دارم از دل باده ی نابی که من دانم

شمارهٔ ۳۸۵: زغم جان می دهم چون دلربای خود نمی بینم

شمارهٔ ۳۸۶: دلم پیاله ی خون جام لاله گون چکنم

شمارهٔ ۳۸۷: بیتو شامی که چراغ طرب افروخته ام

شمارهٔ ۳۸۸: ببویت صبحدم گریان بگلگشت چمن رفتم

شمارهٔ ۳۸۹: دل گشت خون و داد بگریه سرای چشم

شمارهٔ ۳۹۰: مرا که دل نگذارد که بیتو آب خورم

شمارهٔ ۳۹۱: هرگز به وصلت ای گل رعنا نمی رسم

شمارهٔ ۳۹۲: شب آمد هرکسی را روی در کاشانه‌ای یابم

شمارهٔ ۳۹۳: ببزمت گر بپهلوی رقیبان جا نمی کردم

شمارهٔ ۳۹۴: ای غنچه تو چشمه ی نوش و نبات هم

شمارهٔ ۳۹۵: من آشفته هم در خواب مستی کاش می مردم

شمارهٔ ۳۹۶: هر دم اندیشه ی ان شوخ ستمکاره کنم

شمارهٔ ۳۹۷: بس بینوا ز ساقی خود دور مانده ام

شمارهٔ ۳۹۸: تا بکی در کنج خلوت گرد بیحاصل خوریم

شمارهٔ ۳۹۹: قدح بیار که من خانه سوز و دیر پرستم

شمارهٔ ۴۰۰: سحر ز میکده گریان و دردناک شدم

شمارهٔ ۴۰۱: رفتیم و گرد هستی از کوی یار بردیم

شمارهٔ ۴۰۲: مست گشتم سر ز قید هوشیاران می برم

شمارهٔ ۴۰۳: ما نخل خرد از بن و پیوند شکستیم

شمارهٔ ۴۰۴: ما بهر ساقیان دل فرزانه سوختیم

شمارهٔ ۴۰۵: رفتم ز کوی تو، چو مقامی نداشتم

شمارهٔ ۴۰۶: لب از می شسته وز آب لطافت روی چون گل هم

شمارهٔ ۴۰۷: چنین که پیش نظر صورت نکوی تو دارم

شمارهٔ ۴۰۸: دیده را فرش حریم حرمت ساخته ام

شمارهٔ ۴۰۹: ما رند خراباتی و معشوق پرستیم

شمارهٔ ۴۱۰: خوش آن مستی که چون بر آستان او جبین مالم

شمارهٔ ۴۱۱: امشب چراغ دل بحضور تو سوختم

شمارهٔ ۴۱۲: شب آن بدمهر را با غیر چون یکرنگ میدیدم

شمارهٔ ۴۱۳: متاب آن رخ زمن یکدم که در کوی تو می آیم

شمارهٔ ۴۱۴: چندانکه رفته ام بچمن گل ندیده ام

شمارهٔ ۴۱۵: مبین، که تاب نگاه تو آفتاب ندارم

شمارهٔ ۴۱۶: اسیر لطف و گرفتار خشم و ناز توام

شمارهٔ ۴۱۷: جدا زان ماهر و امشب بدل دردی عجب دارم

شمارهٔ ۴۱۸: گرچه طور رندی و بدنامی از حد می برم

شمارهٔ ۴۱۹: آه کز هجر تو شبها باده خون دانسته ام

شمارهٔ ۴۲۰: ما نقد جان بگوشه ی میخانه برده ایم

شمارهٔ ۴۲۱: رفتیم و هر چه بود بعالم گذاشتیم

شمارهٔ ۴۲۲: بیا که پیش تو ای سرو گلعذار بمیرم

شمارهٔ ۴۲۳: ما سینه را ز جور تو غافل شکافتیم

شمارهٔ ۴۲۴: شب آه و ناله از دل غمناک می زدم

شمارهٔ ۴۲۵: هر دم آرایش آن عارض چون گل کشدم

شمارهٔ ۴۲۶: ز شوق آنکه خواند نامه ام را آنچنان شادم

شمارهٔ ۴۲۷: جدا از آن شاخ گل صد داغ حسرت زین چمن بردم

شمارهٔ ۴۲۸: غمت خوردم که روزی با تو چون گل همنفس باشم

شمارهٔ ۴۲۹: روز نوروزست و دل درد تو دارد سوز هم

شمارهٔ ۴۳۰: هر زمان با خود خیال آن رخ گلگون کنم

شمارهٔ ۴۳۱: کی بود ای گل که تنگت در دل شیدا کشم

شمارهٔ ۴۳۲: مدام از آتشی آشفته حالم

شمارهٔ ۴۳۳: ما سر به آب خنجر قصاب شسته ایم

شمارهٔ ۴۳۴: ساقی خرابم از طرب دوش چون کنم

شمارهٔ ۴۳۵: بیخود شدم ز آمدنت باده چون کشم

شمارهٔ ۴۳۶: کجاست دل که به شبهای تار گشت کنم

شمارهٔ ۴۳۷: ما باده را بنغمه ی ناهید خورده ایم

شمارهٔ ۴۳۸: ما خویش را بچنگ ملامت سپرده ایم

شمارهٔ ۴۳۹: شبی که در نظر آن طره ی خمیده کشم

شمارهٔ ۴۴۰: دشمن شدی بیکدمه زاری که داشتم

شمارهٔ ۴۴۱: تمام عمر اگر بر قبله ی طاعت جبین سایم

شمارهٔ ۴۴۲: ترا گزیده برای گزند خویشتنم

شمارهٔ ۴۴۳: چونی هر چند از درد جدایی ناتوان رنگم

شمارهٔ ۴۴۴: منم دل پریشان چه در طرب گشایم

شمارهٔ ۴۴۵: امیدم این نبود کزین در خجل روم

شمارهٔ ۴۴۶: چنین تا کی بحسرت سوی آن گلپیرهن بینم

شمارهٔ ۴۴۷: کند در دل نشیمن آن پری در دیده منزل هم

شمارهٔ ۴۴۸: نمودی روی گرم خویش و عاشق ساختی بازم

شمارهٔ ۴۴۹: خوش آنکه بیخبر از جام آرزوی تو باشم

شمارهٔ ۴۵۰: بحالی بس عجب شب زان جوان سرخوش افتادم

شمارهٔ ۴۵۱: هر سخن کز وصف آن لبهای میگون بشنوم

شمارهٔ ۴۵۲: ز دل جز خون نشان در چشم بیحاصل نمی یابم

شمارهٔ ۴۵۳: چه باشد عاشقی خود را به غم‌ها مبتلا کردن

شمارهٔ ۴۵۴: جمال و جاه داری هر چه خواهی می توان کردن

شمارهٔ ۴۵۵: همچو مجنون در بیابانم وطن خواهد شدن

شمارهٔ ۴۵۶: هر دم از بزم طرب آن دلنواز آید برون

شمارهٔ ۴۵۷: بسوی درد از گلشن افلاک می آید برون

شمارهٔ ۴۵۸: مجو ای دل بخور از بهر ترتیب دماغ من

شمارهٔ ۴۵۹: می آفتست و در نظرم پر فنی چنین

شمارهٔ ۴۶۰: ای چراغ دل مرو در بزم مردم جامکن

شمارهٔ ۴۶۱: ای ز جان شیرین تر آغاز ترش رویی مکن

شمارهٔ ۴۶۲: تا کی شود نقاب رخ گل لباس من

شمارهٔ ۴۶۳: رخ برفروز از می و گلگشت باغ کن

شمارهٔ ۴۶۴: شبی ای شمع مهرویان گذر در منزل من کن

شمارهٔ ۴۶۵: بمن هر کس که روزی یار شد دامن کشید از من

شمارهٔ ۴۶۶: منم و دو چشم روشن برخ تو باز کردن

شمارهٔ ۴۶۷: روز از روز زبونتر کندم گردون بین

شمارهٔ ۴۶۸: لاله عطر آمیز و گل مشکین نفس خواهد شدن

شمارهٔ ۴۶۹: شود صد سوز پنهان هر دم از داغ دلم روشن

شمارهٔ ۴۷۰: مه من چند یار ارجمندان می توان بودن

شمارهٔ ۴۷۱: ساقی در آتشم، نظری در ایاغ کن

شمارهٔ ۴۷۲: بته رسید قدح ساقیا شراب رسان

شمارهٔ ۴۷۳: شکفت لاله، توهم عطر در شراب افشان

شمارهٔ ۴۷۴: ما ناکس و تو در پی بد گفتن اینچنین

شمارهٔ ۴۷۵: گردم بهوا رفت چه گلگون فرسست این

شمارهٔ ۴۷۶: اگر یاد آرمش یکدم که از دل غم برد بیرون

شمارهٔ ۴۷۷: نخل تو سرکش و دل خود کام من همان

شمارهٔ ۴۷۸: ریخت شکوفه و مرا گریه برای او همان

شمارهٔ ۴۷۹: بهارست ای سرشک دیده ی من رو بصحرا کن

شمارهٔ ۴۸۰: مرو ای همنشین بیرون نگه در آتش من کن

شمارهٔ ۴۸۱: فصل خزان گذشت و رخ زرد من همان

شمارهٔ ۴۸۲: بیا بشیر و بکنعانیان سلام رسان

شمارهٔ ۴۸۳: تا کی دل از هوا شنود بوی پیرهن

شمارهٔ ۴۸۴: چشم من از نظارهٔ آن زلف مشک‌بو

شمارهٔ ۴۸۵: ای ز سحر غمزه پنهان فتنه در ابروی تو

شمارهٔ ۴۸۶: دارم دلی هوای بسی خوبرو درو

شمارهٔ ۴۸۷: ای مست ناز از دل ما بیخبر مشو

شمارهٔ ۴۸۸: عرق چکیده ز رویش ز آفتاب فرو

شمارهٔ ۴۸۹: چشم گریانم که می گردد ز شوقت خون درو

شمارهٔ ۴۹۰: خط مشگین چیست گرد عارض گلگون او

شمارهٔ ۴۹۱: زهی شمع فلک در خرگه از تو

شمارهٔ ۴۹۲: بتی کز غایت خوبی زند با مهر و مه پهلو

شمارهٔ ۴۹۳: هرگز نیافت برگ گلی عندلیب تو

شمارهٔ ۴۹۴: داری برقیبان سریاری عجب از تو

شمارهٔ ۴۹۵: هرگز بکسی باز نشد چشم و لب تو

شمارهٔ ۴۹۶: نبیند از حیا هرگز کسی دامان پاک او

شمارهٔ ۴۹۷: منت که باز شد گرهی از جبین تو

شمارهٔ ۴۹۸: نیست یکدم که نه با ناله و فریادم ازو

شمارهٔ ۴۹۹: ای باد صبح از پی آن نور دیده رو

شمارهٔ ۵۰۰: لیلی اگر سنگ جفا بر کاسه ی غافل زده

شمارهٔ ۵۰۱: خال بنفشه گون برخ آتشین منه

شمارهٔ ۵۰۲: چو در فسانه لبت شهد بر شکر بسته

شمارهٔ ۵۰۳: نخل قدت که از چمن جان برآمده

شمارهٔ ۵۰۴: ز دورت بینم و پوشم نر از غیرت دیده

شمارهٔ ۵۰۵: باز آن مه در سمند ناز در جولان شده

شمارهٔ ۵۰۶: خوش آن حالت که بگشایی ز خواب سرخوشی دیده

شمارهٔ ۵۰۷: رسید از سفر آن ماه و چهره تاب گرفته

شمارهٔ ۵۰۸: عمریست کز سر ما میل مراد رفته

شمارهٔ ۵۰۹: نه خیال عنچه بندم نه بگل کنم نظاره

شمارهٔ ۵۱۰: جان شهید عشق بجانان سپرده به

شمارهٔ ۵۱۱: ایدل متاع جان بخرابات برده به

شمارهٔ ۵۱۲: از ما رموز غنچه ی لعلت نهفته به

شمارهٔ ۵۱۳: بر صید زخم خورده دویدن چه فایده

شمارهٔ ۵۱۴: بازم ز جفایی دل افگار شکسته

شمارهٔ ۵۱۵: یا رب از بستان حسنم سر و بالایی بده

شمارهٔ ۵۱۶: زهی روی دل افروزت چراغ منظر دیده

شمارهٔ ۵۱۷: این منم هر شام چون پروانه جایی سوخته

شمارهٔ ۵۱۸: منمای سوار گردی به عنان تو روانه

شمارهٔ ۵۱۹: کاکل به تاب رفته ز دام که جسته‌ای

شمارهٔ ۵۲۰: گاهی عتاب و گاه ترحم نموده‌‌ای

شمارهٔ ۵۲۱: باز ای فلک نتیجهٔ انجم نموده‌ای

شمارهٔ ۵۲۲: خلقی به حسن خویش گرفتار دیده‌ای

شمارهٔ ۵۲۳: من کیستم شکسته‌دل هیچکاره‌ای

شمارهٔ ۵۲۴: ساقی چه سر گران به من زار گشته‌ای

شمارهٔ ۵۲۵: به چشم من ز دگر روزها فزون شده‌ای

شمارهٔ ۵۲۶: صوفی ز کعبه رو به خرابات کرده‌ای

شمارهٔ ۵۲۷: ای برده دل از دلبران حسنت زروی دلبری

شمارهٔ ۵۲۸: چند بسینه از هوس داغ جنون نهد کسی

شمارهٔ ۵۲۹: ای غنچهٔ تو در سخن از سر معنوی

شمارهٔ ۵۳۰: گل شکفت و هر کسی دارد هوای گلشنی

شمارهٔ ۵۳۱: ای شمع جمالت اثر نور الهی

شمارهٔ ۵۳۲: تو گفتی کز سر کوی تو رو گردان شوم روزی

شمارهٔ ۵۳۳: تا کی ای غنچه دهن گوش بهر پند کنی

شمارهٔ ۵۳۴: هرسوی جلوه‌ای گل خندان چه می‌کنی

شمارهٔ ۵۳۵: ای حدیثت شکر ناب چه شیرین سخنی

شمارهٔ ۵۳۶: دارد نسیم گل دم جانبخش عیسوی

شمارهٔ ۵۳۷: نه خوی نازکت از غیر دیگرگون شود روزی

شمارهٔ ۵۳۸: گر بگویم بتو ای مه که چه زیبنده ی نازی

شمارهٔ ۵۳۹: شب چون روم ز منزل آن ماه خرگهی

شمارهٔ ۵۴۰: نکشم سر از وفایت بجفا و ناز و بازی

شمارهٔ ۵۴۱: دلازین آستان درد دل خود بردنم اولی

شمارهٔ ۵۴۲: تویی که هیچ گرفتی گل و شراب کسی

شمارهٔ ۵۴۳: تا نباشد دولتی روی تو چون بیند کسی

شمارهٔ ۵۴۴: نام دل بردی و جان ناتوانم سوختی

شمارهٔ ۵۴۵: شب چو شاخ ارغوان یکتا قبا می آمدی

شمارهٔ ۵۴۶: دوش از طرف گلستان مست و غلتان آمدی

شمارهٔ ۵۴۷: چنان شد گریه ی من در فراق لاله رخساری

شمارهٔ ۵۴۸: ای رقیب آندم که بر کف تیغ بیدادش دهی

شمارهٔ ۵۴۹: از او قاصد بخشم آمد به من یارست پنداری

شمارهٔ ۵۵۰: بتو حال خود چه گویم که تو خود شنیده باشی

شمارهٔ ۵۵۱: چه شد کز صحبت یاران چنین رنجیده می آیی

شمارهٔ ۵۵۲: یاد داری که دلم را بجفا خون کردی

شمارهٔ ۵۵۳: بنشین و از میان کمر فتنه را گشای

شمارهٔ ۵۵۴: سرم ای بخت در جولانگه صید افگنی دادی

شمارهٔ ۵۵۵: چسان گویم که شب سر خوش کجا ایماه می رفتی

شمارهٔ ۵۵۶: گه گه بجور از عاشی ای شوخ بیزارم کنی

شمارهٔ ۵۵۷: ای بکرشمه هر زمان گلبن باغ دیگری

شمارهٔ ۵۵۸: چه بد گفتم که خونم زین جواب تلخ می ریزی

شمارهٔ ۵۵۹: می خواه اضطراب برای چه می کنی

شمارهٔ ۵۶۰: ای صبا منع گرفتاری بلبل می کنی

شمارهٔ ۵۶۱: از گریه سوختیم و تو آهی نمی کنی

شمارهٔ ۵۶۲: تا کی نشان خویش بظلمت فرو بری

شمارهٔ ۵۶۳: هر گه فسانه من مجنون هوس کنی

شمارهٔ ۵۶۴: دلا بی نقد جان راه سر کویش نپیمایی

شمارهٔ ۵۶۵: نشستی با شراب و رود تا در خونم افگندی

شمارهٔ ۵۶۶: بس تازه و تری چمن آرای کیستی

شمارهٔ ۵۶۷: گر آن بودی که بختم نیکخواه خویشتن بودی

شمارهٔ ۵۶۸: هر نفس نالد گرفتاری بعشق نوگلی

شمارهٔ ۵۶۹: ای چشم ترا جانب هر ذره نگاهی

شمارهٔ ۵۷۰: منم و سر ارادت چو سگان بر آستانی

شمارهٔ ۵۷۱: سرم در راه آن سرو خرامان خاک بایستی

شمارهٔ ۵۷۲: بگشای پرده از گل رخسار اندکی

شمارهٔ ۵۷۳: تو و حسن و کامرنی من و عشق و نامرادی

شمارهٔ ۵۷۴: با غمت سازم که روزی غمگسار من شوی

شمارهٔ ۵۷۵: مرا در دیده جان آن پری رخسار بایستی

شمارهٔ ۵۷۶: دلا در عشق جانان خواری و خونخوارگی اولی