باران و موج آب و می و روز عشرت است
از هر طرف که می نگرم دام صحبت است
بوی بهار مژده ی فردوس می دهد
وین خوبی هوا اثر لطف رحمت است
آمد برای عشرت این فصل در جهان
آدم که سایه پرور بستان جنت است
خواهی نظر به لاله فکن خواه گل نگر
اکنون که در میان سخن رنگ وحدت است
عمری چنین شریف و هوایی چنین لطیف
بیدار شو نه وقت شکر خواب غفلت است
این یک نفس که بوی گلی می توان شنید
بیرون مرو ز باغ که فرصت غنیمت است
دهر آنچنان که قاعده ی اوست می رود
اینجا چه احتیاج به قانون حکمت است
شاید که پرتوی فکند بر شکسته ایی
آن راکه در سراچه ی دل نور دولت است
اکنون که سبز گشت فغانی کنار کنار کشت
گر باغبان درت نگشاید چه منت است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف زیباییهای بهار و لذتهای زندگی میپردازد. باران، موج آب، و خوشی روزها به وضوح احساس میشود و بوی بهار نوید خوشی و زیبایی را میدهد. او تأکید میکند که این فصل فرصتی است برای لذت بردن از زیباییها و باید از خواب غفلت بیدار شد. شاعر میخواهد که مردم از زیباییهای طبیعی و لحظات خوش زندگی بهرهبرداری کنند و به عمق وجودشان توجه کنند. در نهایت، او اشاره میکند که همه چیز بر اساس قوانین طبیعت پیش میرود و انسان باید در این لحظات معنوی و دلپذیر از غفلت خارج شود.
هوش مصنوعی: در هر گوشهای که نگاه میکنم، باران، امواج آب، شراب و روزهای شادمانی وجود دارند و همه جا پر از مجالس گفتگو و صحبت است.
هوش مصنوعی: بوی بهار خبر از نعمتهای بهشتی میدهد و این زیبایی هوا نتیجهی محبت و رحمت خداوند است.
هوش مصنوعی: این فصل به دنیای آدمی آمده تا لذت و خوشی را برای او به ارمغان بیاورد، زیرا سایهای از بهشت را برایش به ارمغان میآورد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی زیبایی لاله را ببینی، به گل نگاه کن، زیرا حالا که در میان صحبتها، رنگ اتحاد و یکدلی وجود دارد.
هوش مصنوعی: عمری پر از شرافت و هوایی دلپذیر داریم، از خواب غفلت بیدار شو و وقت شکرگزاری را غنیمت شمار.
هوش مصنوعی: این لحظه که بویی از گل به مشام میرسد، از باغ خارج نشوید، چون این زمان فرصتی ارزشمند است.
هوش مصنوعی: زندگی و دنیا به روال و قوانین خود ادامه میدهد و نیازی به استدلال و فلسفه وجود ندارد.
هوش مصنوعی: شاید نوری از دلشکستگی کسی به تابش بیفتد، همان کس که در قلبش روشنایی و خوشبختی جا دارد.
هوش مصنوعی: اکنون که صدای خوش فغان و ناله در کنار مزرعه به گوش میرسد، اگر باغبان درخت را سرو مرتب نکند، انتظار چه چیزی را باید داشت؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر من چرا وساوس شیطان به قوت است
زیرا که عقل در رهر عشاق علت است
گر بر تو نیست ظاهر و روشن نمی شود
تعیین این مقاسمه از بدو فطرت است
گرچه عنایت از طرف اکتساب نیست
[...]
ای پیر، خاک پای تو نور سعادت است
مقراض توبه تو چو لای شهادت است
هستی تو آن نظام که نون خطاب تو
محراب راست کرده برای عبادت است
دید آنکه طلعت تو و بیداریش نبود
[...]
چشم و چراغ شرع که ذات منورت
از پای تا به سر همه عین سعادت است
قاضی هفت کشور پیروزه رنگ را
از بندگی تو نظر استفادت است
فعل تو سال و مه همه خیرست و مردمی
[...]
بر خوان حسن تو نمی از ملاحت است
ما را از او نصیب نمک بر جراحت است
ساقی بیار راح که راحت دهد به روح
کز راح روح من همه از رنج راحت است
از تشنگی حلال نمیدانم از حرام
[...]
ساقی بیا و باده ده اکنون که فرصت است
مطرب بزن ترانه که فرصت غنیمت است
چشمم به روی شاهد و گوشم به بانگ چنگ
ای پندگو برو که نه جای نصیحت است
جان مرا ز مرهم راحت نشان مپرس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.