با که گویم اینکه در بیخوابیم شب چون گذشت
صحبتم تلخ از جفای آن شکر لب چون گذشت
چون توان گفتن که از دل گرمی جانم چه شد
بر تن فرسوده ام آزار آن تب چون گذشت
من بهر تلخابه یی تا شب رساندم این خمار
روز تا بر آن دل نازک بمکتب چون گذشت
از زنخدانش من بیهوش خود بودم خراب
در خیالم آرزوی سیم غبغب چون گذشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره تجربههای تلخ و دلشکستگی شاعر است. شاعر در شبهای بیخوابی درگیر افکار و خاطرات دردناک است. او از فقدان عشق صحبت میکند و بیان میکند که چگونه احساساتش پس از گذشت زمان هنوز دست از سرش برنمیدارند. در روز، او تلاش میکند تا با مشکلات کنار بیاید، اما غم و اندوهش همچنان با اوست. شاعر همچنین به زیبایی معشوقش اشاره میکند و آرزو میکند که بتواند دوباره غمهایش را فراموش کند، اما این به سادگی ممکن نیست. این شعر در واقع بیانگر احساسات عمیق از عشق و دلتنگی است.
هوش مصنوعی: با کی صحبت کنم درباره شبهای بیخوابیام؟ وقتی شب گذشت، یادم تلخ میشود از ظلم و بیوفایی او، با اینکه لبهایش شیرین بودند.
هوش مصنوعی: چطور میتوانم بگویم که گرمای دل و جانم چه بر سر وجود خستهام آورد؟ درد و تب این حالت هم که تمام شد، چه کسی میتواند وصفش کند؟
هوش مصنوعی: من تا شب برای آرامش خودم به تلخیهایم ادامه دادم تا روزی که دلم به آن دل نازک رسید و از کنارش گذشتم.
هوش مصنوعی: از زیبایی لب و چانهاش مجذوب و بیهوش شدم و در خیال خود به آرزوی زیبایی سمین و پرالالتی او فکر میکردم، ولی وقتی که او از کنارم گذشت، این خیال هم از سرم رفت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.