تا کی کسی بزهد و لب خشک خو کند
خضر رهی کجاست که می در سبو کند
ای طالب بهشت، در میفروش گیر
کانجا دهند آنچه دلت آرزو کند
آنکس که بر پیاله ی ما پشت دست زد
گو اینقدر بساز که ناخن فرو کند
خرسند شو که هر که زبان سؤال بست
حاجت نماندش که دگر گفتگو کند
بی نیت درست نمازش درست نیست
منکر اگر ز چشمه ی حیوان وضو کند
منعم بصد امید نشاند درخت گل
غافل که فرصتش نگذارد که بو کند
کار فغانی از مدد خلق به نشد
کار نکو خوشست که بخت نکو کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی مفاهیم عرفانی و زندگی میپردازد. شاعر مخاطب را به عمیقتر شدن در معانی و لذتهای زندگی دعوت میکند و میگوید که تا زمانی که بندگی و ذلت بیثمر باشد، نیازی به آن نیست. بهشت و خواستههای دل تنها در دست میفروشی ست که به عشق و زیباییها میپردازد. او تأکید میکند که باید با نیت درست عبادت کرد و تنها با امید و تلاش میتوان به کارهای نیک دست یافت. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که سرنوشت خوب تنها از اقدامات خوب به دست میآید.
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی در بیخبری و دلزدگی زندگی کنی؟ راه نجات کجاست که تو را به آرامش و سرمستی برساند؟
هوش مصنوعی: ای علاقهمند به بهشت، به میفروشی مراجعه کن، زیرا در آنجا به تو چیزی میدهند که آرزویش را در دل داری.
هوش مصنوعی: شخصی که به پیاله ما بیتوجهی کرد و دستش را پشت آن گذاشت، باید بداند که این عمل او به اندازهای ناپسند است که ممکن است عواقب ناخوشایندی برایش به دنبال داشته باشد.
هوش مصنوعی: خوشحال باش که هر کسی که سؤال نکند، دیگر نیازی به صحبت و گفتگو ندارد و حاجتی برایش باقی نمیماند.
هوش مصنوعی: نماز بدون نیت صحیح معتبر نیست؛ حتی اگر کسی از آب یک حیوان برای وضو بگیرد، اگر ایمان نداشته باشد، وضوی او معنایی ندارد.
هوش مصنوعی: شخص بخیل با امید و آرزو، درخت گلی را کاشته، اما غافل از اینکه زمان کافی برای شکوفهدادن و بوییدن آن نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: کار فغانی با کمک مردم به سرانجام نمیرسد، بلکه کار نیکو زمانی به نتیجه میرسد که بخت خوب به یاری آن بیاید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گلها شکفت و جلوه به صد رنگ و بو کند
هرکس طواف در چمن و طرف جو کند
آب روان به پیش گل و عکس گل در آب
ماند به شاهدی که در آئینه رو کند
ما را که از فراق خزان دید باغ عمر
[...]
چشمی که جز مطالعه روی او کند
آن به که بر جهان در منظر فرو کند
از زلفش آن دلی که زند دم، چگونه او
یاد آورد ز نافه و عنبر به بو کند
دولت در آن سر است که چوگان زلف یار
[...]
جاهل که لاف فضل زند کاش از نخست
آن نقد را ز کیسه خود جست و جو کند
خر کی زند ز مایده عیسوی نفس
گر زانکه سر به توبره خود فرو کند
آنجا که بخت بد به تقاضا غلو کند
کاری که یأس هم نکند، آرزو کند
بسا دانه های مهر فشاندیم و خاک شد
تا ریشه در زمین که فرو کند
طالب به کام می رسد ار سعی کامل است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.