بیگناهم خشم و نازت با من ای خود کام چیست
یک طمع ناکرده زان لب این همه دشنام چیست
ناگزیده آن لب شیرین چه داند هر کسی
کز تو بر جان من رسوای خون آشام چیست
یار پیش دیده و دل همچنان در اضطراب
سوختم این آتشم بر جان بی آرام چیست
بی سخن گردد دل دشمن بحال من کباب
گر برد بویی کزان خونخواره ام در جام چیست
داغ داغم کردی ایدل در تمنای وصال
آتشم در جان زدی باز این خیال خام چیست
بیشتر عمرم از آن بدخو بناکامی گذشت
بهر اندک روزگاری دیگر این ابرام چیست
شاخ گل در بر می آرد فغانی ز آب چشم
عیش مردم تلخ شد این گریهٔ هر شام چیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به خشم و ناز معشوقهاش اشاره میکند و سوالاتی را میپرسد که نشاندهنده احساسات متناقضش نسبت به اوست. او بیگناهی خود را در مقابل دشنامهای معشوقهاش عنوان میکند و از ناامیدیاش نسبت به عشق سخن میگوید. در ادامه، او به آتش عشق و اضطراب درونیاش اشاره کرده و میگوید که حتی دشمنش هم به حال او دل میسوزاند. شاعر از داغی که عشق در دلش ایجاد کرده، رنج میبرد و از زمان گذشتهاش که پر از ناکامی بوده، شکایت میکند. در نهایت، او تلخی زندگی را به گریههایی که برخاسته از عشق است، مرتبط میکند.
هوش مصنوعی: من بیگناه هستم و نمیدانم چرا از خشم و ناز تو رنج میبرم. اگر هیچ خواستهای از تو نداشتهام، پس چرا آنقدر به من ناسزا میگویی؟
هوش مصنوعی: کسی که لب شیرین تو را نچشیده، نمیتواند بفهمد که چقدر زجر و درد از عشق تو بر جان من نشسته است و من به خاطر تو به چه حالتی افتادهام.
هوش مصنوعی: معشوق در برابر دیدگانم است، اما دل من همچنان در آشفتگی و ناراحتی میسوزد. این آتش سوزان بر جان مضطرب من چه معنایی دارد؟
هوش مصنوعی: دل دشمن از حال من بیحرف و حدیث میشود، اگر بویی از وضعیت خونین من به او برسد، در این حالت چه چیزی در دست من هست؟
هوش مصنوعی: عزیزم، تو با اشتیاق و محبت خود مرا بسیار داغ و بیتاب کردی. احساس میکنم که عشق تو در وجودم شعلهور است. در این میان، باز هم به چه فکر میکنی؟
هوش مصنوعی: قسمت عمدهای از زندگیام در ناامیدی و مشکلات گذشته است و اکنون به خاطر یک دوره کوتاه فرصت، چرا باید این همه پافشاری کنم؟
هوش مصنوعی: شاخ گل و گلبرگها به خاطر اندوه و تاریکی زندگی انسانها تحت فشار قرار میگیرند. این گریه و اشکها که در هر غروب به راه میافتد، نشانهای از تلخی و سختی روزمرگی مردم است. سوال اینجاست که این گریه در هر غروب به چه دلیلی اتفاق میافتد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای که می پرسی که آرامت چه شد آرام چیست
شعله آرام دلم گردید حرف خام چیست
گرد جولان سمندی صید هوشم کرده است
آن گرفتارم که نشناسم قفس یا دام چیست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.