به بستر افتم و مردن کنم بهانهٔ خویش
بدین بهانه مگر آرمش به خانهٔ خویش
بسی شبست که در انتظار مقدم تو
چراغ دیده نهادم بر آستانهٔ خویش
بیا که هر که بدانست قیمت دم نقد
به عالمی ندهد عیش یک زمانهٔ خویش
به عشوهٔ می و نقلت به دام آوردم
دلت چگونه ربودم به آب و دانهٔ خویش
حسود تنگنظر گو به داغ غصه بسوز
که هست خاتم مقصود بر نشانهٔ خویش
سگ عنان خودم خوان که دولتم اینست
سرم بلند کن از خط تازیانهٔ خویش
کلید گنج سعادت به دست شاهوَشیست
که بر فقیر نبندد در خزانهٔ خویش
نه مرغ زیرکم ای دهر سنگسارم کن
چرا که بردهام از یاد آشیانهٔ خویش
مرو که سوز فغانی بگیردت دامن
سحر که یاد کند مجلس شبانهٔ خویش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به حالت ناامیدی و انتظارش اشاره میکند. او در بستر افکنده، در آرزوی آرامش و بازگشت به خانهاش است. در مدت طولانی منتظر محبوبش بوده و چراغ دلش را در آستان خانهاش روشن نگاه داشته است. شاعر تأکید میکند که کسانی که ارزش لحظهها را درک کنند، به هیچ چیزی در این دنیا دل نخواهند بست. او با شیطنت و زیبا شناسی، دلبری کرده و درباره حسودان تنگنظری که از غمهای او میسوزند، سخن میگوید. همچنین به قدرت و ثروت اشاره میکند و میگوید که درهای سعادت تنها به دست افراد خاصی باز میشود و تصمیمش به خود وابسته است. نهایتاً به یاد آشیانهاش و نظر به گذشتهاش اشاره میکند و هشدار میدهد که غم و فراق احتمالی او را میآزارد.
هوش مصنوعی: به بستر میروم و بهانه مرگ را بهانهای میکنم تا شاید به آرامش در خانهام برسم.
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که در انتظار آمدن تو نشستهام و چشمانتظاریام را در آستانهٔ در خانهام روشن نگه داشتهام.
هوش مصنوعی: بیایید تا بفهمیم ارزش لحظه حال چقدر بالاست، به گونهای که کسی که این را درک کند، هرگز لذت یک لحظه از زندگیاش را به هیچ چیز دیگری حتی در کل دنیا نمیدهد.
هوش مصنوعی: بسته به زیبایی و لذت نوشیدنی و صحبتهای شیرین، دل تو را فریب دادم و تو را در دام محبت و نعمتهای خود گرفتم.
هوش مصنوعی: اگر حسود و بدبین هستی، باید زحمت و غصه خود را تحمل کنی چرا که در نهایت، هدف و خواسته اصلی همیشه در دسترس خود توست.
هوش مصنوعی: ای سگ، هدایت من را بر عهده بگیر؛ زیرا حالتی که دارم این است که سرم را از ضربههای تازیانه خود بالا ببرم.
هوش مصنوعی: کلید دستیابی به خوشبختی و سعادت در دستان کسی است که در برابر نیازمندان و فقرا درهای خیری که دارد را ببندد.
هوش مصنوعی: ای زمانه، مرا به خاطر اینکه مثل پرندهای در بند هستم، مورد آزار و عذاب قرار نده؛ زیرا من خانه و زادگاه خود را فراموش کردهام.
هوش مصنوعی: برو و از جایی که ممکن است درد و اندوهت را بیشتر کند دوری کن، چرا که یادآوری شبهای شاد و بهیادماندنیات میتواند تو را از این حال خارج کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
قدم برون نگذارم ز آستانهٔ خویش
چو آینه همه عمرم چراغ خانهٔ خویش
به کار خویش کنم ناله، گو کسی مشنو
کمان کشیدهام، اما خودم نشانهٔ خویش
چو مرغ باش در آیین عافیتطلبی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.