دور از تو عمر من همه با درد و غم گذشت
عمر کسی چنین به غم و درد کم گذشت
گفتم که روز عید خورم با تو جرعهای
این خود نصیب من نشد و عید هم گذشت
هر گام بهر گمشدهای رهبری نشاند
بر هر گل زمین که به ناز آن صنم گذشت
گفتی که رو اگر بنمایم عدم شوی
بنما که کار من ز وجود و عدم گذشت
پهلو ز روی مرتبه بر آفتاب زد
چون سایه رهروی که ز خود یک قدم گذشت
ساقی بیا کز آینهٔ دل خبر نداشت
عمری که در مشاهدهٔ جام جم گذشت
از چشم شب نخفته فغانی ستاره ریخت
کان آفتاب از نظرش صبحدم گذشت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و غم دوری معشوق سخن میگوید و احساس فقدان را به تصویر میکشد. او میگوید که عمرش بدون حضور معشوق پر از رنج سپری شده و تلاشهایی که برای دیدار او کرده، به نتیجه نرسیده است. روز عید برایش فرصتی بود تا با معشوق جرعهای بنوشد، اما این خواستهٔ او نیز برآورده نشده است. شاعر در ادامه به زیبایی معشوق و اثرات عاطفی آن اشاره میکند و در نهایت به تصویر دلباختهای میپردازد که به امید دیدار معشوق، ایام خود را سپری کرده است.
هوش مصنوعی: زندگی من بدون تو پر از درد و اندوه بود، اما عمر دیگران با این همه غم و اندوه سپری نشده است.
هوش مصنوعی: گفتم در روز عید با تو یک جرعه بنوشم، اما این آرزو نصیب من نشد و عید هم گذشت.
هوش مصنوعی: هر قدمی که برمیدارم، نشانهای از آن عشق گمشده است که بر هر گلی در زمین میدرخشد و باعث میشود محبوبم با ناز از کنار آن بگذرد.
هوش مصنوعی: گفتی اگر چهرهام را به تو نشان دهم، نابود میشوی. پس نشانم بده که کار من از وجود و عدم فراتر رفته است.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حالتی میپردازد که فردی با فخر و شکوه در کنار کسی بزرگ و با پرستیژ قرار میگیرد. او به اندازهای به آن شخص نزدیک میشود که مانند سایهای در کنارش ایستاده، اما در عین حال نشان میدهد که از خود گذشتن و فدا کردن هویت شخصی برای ارتباط با او ضروری است. به بیان دیگر، این تصویرگر تمایل به نزدیک شدن به شخصیت بزرگ و در عین حال حقایق تلخ مربوط به فقدان هویت فردی است.
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیا و ببین که دل من سالهاست از آینهاش بیخبر بوده و این مدت را فقط در تماشای جام جمشید سپری کرده است.
هوش مصنوعی: از چشم خوابآلود شب، نالهای چون ستارهها میریزد، زیرا آفتاب در سپیدهدم از نظرش عبور کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بویی از آن دو سلسله خم به خم گذشت
شیخ از حرم برآمد و گبر از صنم گذشت
خیز از سفال خضر زلال بقا بنوش
کاین آب زندگی ز سر جام جم گذشت
نبود علایق دو جهان گرد دامنش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.