آه کان ابرو کمان چشم سیاه از ناز بست
پرده ی نیلوفری بر نرگس غماز بست
داد از آن سلطان که در مجلس بصد ناز و نیاز
باز کردم صد رهش تیغ از میان و باز بست
تا چه افسون خواند آن لعل سخنگو روز وصل
کاینچنین محکم زبان و گوش اهل راز بست
می رسد در گوشم آواز و ندانم از کجاست
ترک من گویا بعزم صید طبل باز بست
چرخ صیادش بصد جان باز نتواند خرید
هر که دل در دام معشوق شکارانداز بست
ناله ی طنبور ترکان رخنه در جان می کند
آه از آن ساعت که چرخ ابریشم این ساز بست
قصه ی من گر بتیغ انجامد و خون ریختن
بر همان عهدم که با او جانم از آغاز بست
استخوانم را نبینی خرد کاین تعویذ را
از هوا بال هما صد بار در پرواز بست
دوش در میخانه از چنگ غمش آهی زدم
مطرب خوش لهجه را صد عقده در آواز بست
طوطی طبع فغانی بهر آن چینی قبا
این چنین نخل سخن در گلشن شیراز بست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به معشوق خودش با ستایش و محبت میپردازد. او به زیباییهای چشم و ابروهای معشوق اشاره میکند و از ناز و دلربایی او سخن میگوید. شاعر در عین حال به احساسات و احوالات خود در این عشق عمیق که نوعی راز در آن نهفته، اشاره دارد. او از درد و شوقی که در دل دارد، ناله میزند و به دشواریهای عشق و وابستگی به معشوق میپردازد. در نهایت، با استفاده از تصاویری چون طنبور و میخانه، احساسات پیچیده خود را به تصویر میکشد و تأکید بر پایبندی به عهد و عشقش میکند.
هوش مصنوعی: ای کاش آن ابرو مانند کمان و آن چشم سیاه به طرز زیبایی پردهای لطیف بر روی نرگس دلبر کشیده باشد.
هوش مصنوعی: از آن پادشاه که با elegance و ناز و کرشمه در جمع حاضر میشود، به من اجازه داد تا در دل و جانم پردهبرداری کنم. اما در همان حال، بارها با شمشیر از میان موانع گذشتم و دوباره آنها را بستم.
هوش مصنوعی: در روز وصال، آن گوهری که سخن میگوید، چنان افسونگری میکند که مردم رازها را به دقت میشنوند و زبان و گوششان محکم بسته میشود.
هوش مصنوعی: آوایی به من میرسد که نمیدانم از کجا است. به نظر میرسد که من برای شکار آمادهام و طبل را به صدا درآوردهام.
هوش مصنوعی: هر کسی که دلش را در دام عشق قرار دهد، نمیتواند بهراحتی از چنگال آن فرار کند، حتی اگر جانش را هم برای رهایی بدهد.
هوش مصنوعی: نوای طنبور ترکها به عمق جان نفوذ میکند و از زمانی که چرخ ابریشم این ساز برپا شد، حسرت و اندوهی به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: اگر داستان من به سرانجامی خطرناک برسد و خونریزی به دنبال داشته باشد، من همچنان بر عهدی که از ابتدا با او بستهام باقی خواهم ماند.
هوش مصنوعی: اگر استخوانم را نبینی، بدان که این تعویذ را از باد به دور پرواز بردم و بارها آن را در آسمان پرواز دادهام.
هوش مصنوعی: دیروز در میخانه، از درد و غم خود آهی کشیدم و آواز خوان خوش صدایی را دیدم که در صدایش هزاران راز و ناگفته وجود داشت.
هوش مصنوعی: طوطی با طبیعت دلانگیز خود به خاطر آن لباس چینی، اینگونه درخت کلام را در باغ شیراز پرورش داد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عشوهاش چون در چمن آیین لطف و ناز بست
رنگ بر رخسار گل صد ره شکست و باز بست
بلبلان را شرم رویش ناله بر منقار دوخت
قمریان را سرو نازش جلوة پرواز بست
کیست یارب این شکارافکن که دوران بهر آن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.