قد تو نهالیست که آتش ثمر اوست
دیوانه ی آن بادیه ام کاین شجر اوست
آراسته باد این چمن حسن که هر روز
فیض نوام از لاله و ریحان تر اوست
زلفت گرهی بست بهر قطره ی خونم
فریاد ازان خوشه که این دانه بر اوست
زانروز که از دست صنم توبه شکستم
سوگند درستم همه بر جان و سر اوست
هم قوت دل بخشد و هم روشنی چشم
آن گوهر سیراب که زیب کمر اوست
فی الجمله ازان قطره که یکذره وجودست
میلش بهوا داری و جذب شکر اوست
امروز اگر گریه گره کرد فغانی
بسیار ازین آبله ها در جگر اوست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تمجید و ستایش زیبایی و تأثیرگذاری معشوق میپردازد. شاعر معشوق را به درختی تشبیه کرده که میوههای آتشین دارد و خود را دیوانهی او میداند. او به زیباییهای چمن و گلها اشاره میکند و از زلف معشوق به عنوان گرهای که قلبش را به خون میاندازد، یاد میکند. شاعر از روزی که از محبوبش توبه شکسته، سوگند یاد کرده که تمام وجودش فدای اوست. این شعر به عمق عشق، درد و شادیهای ناشی از آن اشاره دارد و بیانگر تأثیر شگفتانگیز معشوق بر زندگی شاعر است.
هوش مصنوعی: تو مانند درختی هستی که میوهاش آتشین است و من در دیوانگی و عشق به آن بیابان، دلبسته و شیدای این درخت تو هستم.
هوش مصنوعی: این چمن به زیبایی آراسته شده است، زیرا هر روز نعمتهای تازهای از لالهها و ریحانهایش جاری میشود.
هوش مصنوعی: زلف تو به شکلی برای من گره خورده است که به خاطر درد و رنجی که احساس میکنم، فریاد میزنم. این حس میگوید که این دانهای که به آن وابستهام، تحت تأثیر خوشهای است که به آن مربوط میشود.
هوش مصنوعی: از آن روز که وعده و قسمم را به خاطر عشق محبوب بشکستم، قسم و عهدی که به خودم داده بودم، همه به خاطر او و جانش میباشد.
هوش مصنوعی: این گوهر زیبا که به کمر او آویخته شده، هم قدرت و استقامت به دل میدهد و هم روشنی و تازگی به چشمان میبخشد.
هوش مصنوعی: در کل از آن قطرهای که جزئی از وجود است، تمایلش به آسمان است و جذب شیرینی آن را دارد.
هوش مصنوعی: امروز اگر او گریه کند، به خاطر درد و رنج زیادی است که در دلش دارد و از مشکلات زیادی که به او آسیب زده، رنج میبرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاهی که سر چرخ برین خاک در اوست
در تمشیت کار قضا کارگر اوست
اوراق فلک دفتر فضل و هنر اوست
ایجاد بشر پرتو فیض نظر اوست
بحریست که ارواح ائمه گهر اوست
[...]
عشق است که علم دو جهان مختصر اوست
مجموعه احوال دو عالم خبر اوست
صد راهزنم در صف اندیشه نشسته
حرز دل آگاه نشین از نظر اوست
بیگانگیش بار دهد اشک ندامت
[...]
ماهم نه نهالی است که خورشید بر اوست
طوبی خس زیبا چمنی که این شجر اوست
مرغی که حرم را شرف از نسبت او بود
جاروب حرمگاه صنم بال و پر اوست
گه زهر فشاند به مگس، گه زند آتش
[...]
مرغی که رمیدن ز جهان بال و پر اوست
از عرش گذشتن سفر مختصر اوست
عشق و محیطی است که دلها گهر اوست
نیلی رخ افلاک ز موج خطر اوست
عشق تو همایی است که دولت اثر اوست
[...]
شوخی که جهان گرد جنون نظر اوست
از آینه تاکنج تغافل سفر اوست
تمکین چقدر منفعل طرز خرام است
نه قلزم امکان، عرق یک گهر اوست
دیوانه و عاقل همه محو است در اینجا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.