با چون منی چرا می چون ارغوان خورند
بگذار تا به کوی تو خونم سگان خورند
مغرور ناز و غمزه ی خویشی ترا چه غم
بیچاره آنگروه که بر دل سنان خورند
خونابه ی دلم ز تو ای گل نه اندکست
دردیکشان عشق تو رطل گران خورند
دیوانگان عشق ترا خواب و خور حرام
آنانکه عاشقند چرا آب و نان خورند
شیران مرغزار تو ای مشگبو غزال
بخشند صید را و دل خون چکان خورند
تاب زبان خلق نداری شکر مخواه
دانی که عافیت طلبان استخوان خورند
خونم حلال گر نکشی پیش دشمنم
این باده را ز دیده ی مردم نهان خورند
گر کوه غم رسد ز تو دل بد نمی کنم
یاران مهربان غم یاران بجان خورند
می خور فغانی از کف خوبان که جور نیست
جامی که دوستان برخ دوستان خورند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و رنج ناشی از عشق است. شاعر به طرف معشوق خود میگوید که چرا وجودش را به دیگران واگذار کند، حتی اگر سگان بخواهند از جانش بگذرانند. او از غرور و ناز معشوق گلهمند است و به شدت تحت تأثیر عشق قرار دارد. او میگوید که عشقش به معشوق درد سنگینی به دلش تحمیل کرده و عاشقانی که به عشق میورزند، تنها باید در آرزوی معشوق زندگی کنند. شاعر در نهایت خواستار فهم و شکیبایی دیگران نسبت به عشق و غم خود است و میخواهد در کنار دوستانش از جام عشق بنوشد. در مجموع، شعر به عمق و پیچیدگی احساسات انسانی در عشق میپردازد.
هوش مصنوعی: چرا با کسی مثل من که غمگین و پریشانم، در جشن و شادی خوشیها میپردازند؟ بگذار تا در کوی تو، از سر ناچاری و غم، سگها هم خونم را بخورند.
هوش مصنوعی: غرور و ناز و محبت تو، برای تو چه فایدهای دارد؟ ای بیچاره، آنانی که بر دلها تیر میزنند، چه رنجی میکشند!
هوش مصنوعی: دلتنگی من از تو، ای گل، کم نیست و عشق تو به اندازهای سنگین است که درد آن را به سختی تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: عاشقان واقعی که در عشق دیوانه شدهاند، احساس میکنند که خواب و خوراک برایشان ممنوع است. آنها به قدری در عشق غرق شدهاند که نمیتوانند به نیازهای جسمی خود توجه کنند و در مواجهه با عشق، اهمیت مسائل روزمره مانند غذا و خواب برایشان کاهش مییابد.
هوش مصنوعی: ای خوشبو و زیبا، در دشتهای سبز، شیران به شکار غزالها میروند و دلها را غمگین و پر از درد میکنند.
هوش مصنوعی: اگر نمیتوانی نظرات مردم را تحمل کنی، از آنها درخواست نعمت نکن. آیا نمیدانی کسانی که به دنبال آسایش هستند، گاهی مجبورند سختی و رنج بکشند؟
هوش مصنوعی: اگر در مقابل دشمنم جانم را بگیری، خونم بر زمین بیفتد، این شراب را در خفا و دور از چشم مردم مینوشند.
هوش مصنوعی: اگر غم همچون کوهی از سمت تو بر من آید، دلشکسته نخواهم شد. دوستان مهربان، غمهای یکدیگر را با جان میپذیرند.
هوش مصنوعی: بیا به میخوری از دست خوبان، زیرا هیچ جامی مناسبتر از این نیست که دوستان در کنار دوستان دیگر بنوشند و لذت ببرند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
می خوارگان که باده ز رطل گران خورند
رطل گران ز بهر غم بی کران خورند
رطل گران برد ز دل اندیشه گران
درخور بود که باده ز رطل گران خورند
در باده رنگ عارض معشوق دیده اند
[...]
درد و غمت که همچو هما استخوان خورند
بر من مبارکند گرم مغز جان خورند
بر نامه ام مخند که آشفته خاطران
مو کز قلم کشند نی اندر بنان خورند
مست آئییم به صلح اگر نکهتی بری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.