نه قرار دل بر من نه بزلف یار گیرد
بکجا روم ندانم که دلم قرار گیرد
شده ام خراب آن دم که چنان میان نازک
دهدم به دست و آنگه ز میان کنار گیرد
نبود بسوز عاشق دل مدعی ندانم
که ببزم یار خود را بچه اعتبار گیرد
مشو ای رقیب یارش بشسکت خاکساران
ز چنان گلی مبادا که دلی غبار گیرد
ز جواب تلخ ساقی چو خراب شد فغانی
دگر از لبش مرادی بچه اعتبار گیرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به حسرت و درد عاشقانه میپردازد. شاعر ابراز میکند که نه دلش آرام میگیرد و نه بهدنبال بوسهی یار میرود. او در حالتی از ناامیدی و خرابی قرار دارد و نمیداند به کجا برود تا آرامش یابد. عشقش بهقدری عمیق است که حتی با بود و نبود یار خود، نمیتواند بگذرد. همچنین، او به رقیب هشدار میدهد که از نازکدلی یار دوری کند و نخواهد که دلش غبار آلود شود. در نهایت، سخن از تلخی و ناامیدی است، زیرا از لب یار هیچ امیدی برای آسودگی نمیبیند.
هوش مصنوعی: دل من آرام و قرار ندارد و از موهای یار هم خبری نیست. نمیدانم به کجا بروم و دل من چه زمانی راحت خواهد شد.
هوش مصنوعی: من در لحظهای تباه شدم که به خاطر جلوههای دلانگیز تو، خودم را به دست تو سپردم و در آن لحظه تو مرا به کناری انداختی.
هوش مصنوعی: عاشق از شدت درد و شوق، دیگر نمیداند چه کار کند و تنها میخواهد محبوبش را در آغوش بگیرد. او میگوید که از هیچ چیز دیگری خبر ندارد و تنها اهمیت برایش محبت یار است، زیرا عشق او ارزش و اعتبار خاصی دارد.
هوش مصنوعی: ای رقیب، از یار او دوری کن؛ چراکه خاکیها و انسانهای معمولی از چنین گلی آسیب میبینند و دلشان آزرده میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که جواب تلخ ساقی باعث ناراحتی و دلشکستگی میشود، دیگر نمیتوان امیدی از زبان او به دست آورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بقرار یک نظر دل ز تو چون کنار گیرد
تو مگر بجان در آیی که کسی قرار گیرد
تو چنین بخون عاشق چو می شبانه نوشی
بصباح حشر ترسم که ترا خمار گیرد
بکشی به جورم آنگه بکشی به دار عبرت
[...]
چو مرا به بزم بیند، زمیان کنار گیرد
عجب است کاین قدرها، ز من اعتبار گیرد
ز تپیدن دل خود، شب هجر در عذابم
که غمت نمیتواند که در آن قرار گیرد
ز دل رمیدهٔ من، عجب است عالمی را
[...]
دل بیقرار عاشق نفسی قرار گیرد
که تو در کنارش آئی وز خود کنار گیرد
تو بمن نمیشوی گرم و بداغ رشک سوزم
چو بینم آتشی را که بجان خار گیرد
نه هر آنکه راهپیما گذرش بمقصد افتد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.