دو هفته ییکه حریفی درین سرای سپنج
اگر بجرعه ی دردی رسی بنوش و مرنج
جهان بتیست که چون دل بمهر او بستی
جفا و جور زیادت کند بعشوه و غنج
ترا که هست پر از شبچراغ خانه ی دل
سرشک لعل مریز از برای گوهر و گنج
تو مرد بازی سیاره نیستی ایدل
زیاده با فلک دوربین مچین شطرنج
کمند حادثه دامیست در کمینگه تو
هزار حلقه و هر حلقه یی هزار شکنج
نشان سنگ بلا سازدش نه محرم راز
عروس دهر بهر کس که زد ز مهر ترنج
فغانی است و همین داستان مهر افزای
شمار سیم نداند زبان قافیه سنج
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی به مسائل عشق، درد و ناپایداری دنیا اشاره دارد. شاعر میگوید که اگر در این دنیا با مشکلات و دردهایش روبرو شدی، باید با شجاعت با آنها مواجه شوی. او جهان را به بتی تشبیه میکند که اگر به آن دل ببندی، دچار جفا و سختیهای بیشتر خواهی شد. همچنین به این نکته اشاره دارد که آدمی نباید فریب ظواهر را بخورد، چرا که زندگی مملو از دامها و مشکلات است. در نهایت، شاعر یادآور میشود که عشق و زیباییهای دنیا اغلب توأم با درد و فغانی است و زندگی به یادآوری این نکات میگذرد.
هوش مصنوعی: اگر دو هفتهای در این دنیا با یک رفیق زندگی کنی، اگر به قهری برسی، با یک جرعه از درد بنوش و خودت را اذیت نکن.
هوش مصنوعی: دنیا مانند بت است و وقتی دل خود را به عشق آن میبندی، سختیها و ظلمها را به همراه خواهد داشت و با فریب و ناز خود تو را آزار خواهد داد.
هوش مصنوعی: تو ای نور بخش دل، گریه نکن و اشک نریز تا جواهر و گنج با ارزشت را از دست ندهی.
هوش مصنوعی: تو در دنیای بزرگتر از صرفاً بازیگری نیستی، بلکه با پایاننامهای از تناقضات و چالشها روبرو هستی که همانند یک شطرنج با دورنگی و استراتژیهای پیچیده است.
هوش مصنوعی: حادثهها مانند دامهایی هستند که در انتظار تو هستند. تو در این دام هزار حلقه داری و هر حلقهای هزار پیچ و خم.
هوش مصنوعی: کسی که از عشق و محبت بهرهمند شده، به راحتی نمیتواند رازهای عمیق و زنگی را به دیگران بگوید. فقط کسانی که به او نزدیک هستند، میتوانند به رازهایش پی ببرند.
هوش مصنوعی: شاعر در این بیت به احساسات و عواطف خود اشاره میکند و بیان میکند که عشق و محبت او به دیگران همچنان در حال افزایش است. اما او از نبود توانایی در بیان احساسات به وسیله شعر و قافیه نگران است و میگوید که نمیتواند به خوبی این احساسات را توصیف کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ایا به تیغ و قلم رنج خصم و دشمن گنج
تن عدوی ترا داده روزگار شکنج
بناز دست ولی کرده یار با بگماز
برنج روی عدو کرده جفت با آرنج
ز دیده خون دل افتاده بر رخان عدوت
[...]
توانگری به دل است، ای گدای با صد گنج
چو راحتی نرسانی، مشو عذاب النج
همانست گنج که دیدی چو خاک هر گنجی
که زیر خاک نهی، خاک بر سر آن گنج
خرد ز بهر کمال و کنیش آلت مال
[...]
درین خرابه مکش بهر گنج غصه و رنج
چو نقد وقت تو شد فقر خاک بر سر گنج
به کشت و کار جهان رخ میار کآخر داو
ز کشت مات شود شاه عرصه شطرنج
به قصر عشرت و ایوان عیش شاهان بین
[...]
زده است زلف توچنبر به رخ چومار به گنج
به گنج راه نبرده است هیچ کس بی رنج
به رنج و دردمرا صرف گشت عمر عزیز
نشدنصیب که آید به چنگ من این گنج
مرا قرار ودل و دین وعقل وهوشی بود
[...]
مهلب ابن ابی صفره میرزادی را
شنیده ام که زبونی رسید از قولنج
برای داوری این درد ریخت زر چندان
که گشت جمله تهی خانمان و کیسه و گنج
بپخت فرنیش از شیر گاو و قند و برنج
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.