فارغم از باغ و ناز سوسن آزاد او
وز فریب باغبان و جلوه ی شمشاد او
دل نخواهد سایه ی سرو و لب آب روان
کم مبادا از سر ما خنجر بیداد او
هر که را تشریف رسوایی دهد سلطان عشق
هر دم آید صد بلا بهر مبارک باد او
خانه ی امید در هر جا که طرح افگند دل
آخر از اشک ندامت کنده شد بنیاد او
سر خوش از جام طرب شیرین بخلوتگاه ناز
غم ندارد گر بتلخی جان دهد فرهاد او
به ز زلفت نیست ما را مرشد روشن ضمیر
باد در گوش دل ما حلقه ی ارشاد او
بلبل بستان عشق آمد فغانی زان دو رخ
کم مباد از گلشن دل ناله و فریاد او
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی احساسات و حالات عاشقانه میپردازد. شاعر از دلمشغولیها و دردهای عشق سخن میگوید و به تصوری از زیبایی طبیعی (مثل باغ و گلها) اشاره میکند. او از سایهی درختان و آب روان به عنوان نمادهایی از آرامش یاد میکند، اما در عین حال از بلاها و مشکلاتی که عشق به همراه دارد نیز سخن میگوید. در این شعر، امیال عاشقانه و دردهای ناشی از آن به گونهای توصیف میشود که نشاندهندهی قدرت عشق و تأثیر عمیق آن بر دل و جان است. شاعر همچنین به نقش تبعیض و رسواییای که در عشق وجود دارد، اشاره کرده و در نهایت به ابراز امید و شوق به عشق میپردازد.
هوش مصنوعی: من از زیبایی و ناز سوسن در باغ بی نیازم و از فریب باغبان و جلوهی شمشاد نیز رهایی یافتهام.
هوش مصنوعی: دل به سایهی درخت سرو و کنار آب روان نمیخواهد، و چه بسا که از سر ما خنجر ظلم و ستم او کم نباشد.
هوش مصنوعی: هر کسی که محبوب عشق او را به مقام رسوایی برساند، هر لحظه برای او صد مشکل و بلا به همراه میآید که اینها همگی به نفع اوست.
هوش مصنوعی: امید و آرزو به هر جایی که پا بگذارد، در نهایت دل انسان از غم و پشیمانی آزاد میشود و استحکام خود را پیدا میکند.
هوش مصنوعی: شخصی در حال لذت بردن از نوشیدنی خوشمزهای است و در مکانی دلنشین به سر میبرد. او احساس شادی و سرخوشی دارد و به هیچ چیز، حتی به تلخیهای زندگی، اهمیت نمیدهد؛ حتی اگر به قیمت جانش باشد.
هوش مصنوعی: زلف تو برای ما راهنمایی نمیکند، چون صدای دلنوازِ هشیار در گوش دل ما همانند حلقهای از آموزش و هدایت عمل میکند.
هوش مصنوعی: پرندهای عاشق در باغ به ناله و فریاد پرداخت، که از آن دو چهره زیبایت، دل من در باغ عشق بیتاب است و هیچ کمبودی از گلشن عشق نمیبیند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
غمزه ات کز سعی چشم است این همه بیداد او
در فن عاشق کشی شاگرد توست استاد او
طره شبرنگ تو لیلی و دل مجنون آن
لعل شکربار تو شیرین جان و فرهاد او
عشق در هر دل که سازد بهر دردت خانه ای
[...]
من که در فردوس افتادم به نقد از یاد او
بی نیازم از تمنای بهشت آباد او
از سر کون و مکان آزاد برخیزد چو سرو
بر سر هر کس که افتد سایه شمشاد او
رتبه بیداد او بالاترست از التفات
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.