دل از نظارهٔ آن گلعذارم گلشنست امشب
چراغ از روغن بادام چشمم روشنست امشب
سپندم خوشهٔ پروین و شمع مهر همزانو
مه نو پاسبان و زهرهام چوبکزنست امشب
وصالم هست اما زَهرهٔ بوس و کنارم نیست
گلم در خوابگاه و خار در پیراهنست امشب
گذشت از کاوکاو غمزه سیل خونم از دامن
به چشمم آنچه مژگان بود گویا سوزنست امشب
گلافشانی چشمم بین که باز از گریهٔ شادی
برم از ارغوان و لاله خرمن خرمنست امشب
دل صد پارهام کز برق دیدارست در آتش
نه مشت پارهٔ الماس کوه آهنست امشب
سپند آتش خویشم، مبادا بنگرد چشمی
ز بخت نیم بیدار آنچه در دست منست امشب
فغانی قصه کوته ساز تا روشن نگردانی
که با دیوانه مهتابی مقیم گلخنست امشب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات عاشقانه و عواطف شاعر نسبت به معشوق میپردازد. شاعر در فضای شاد و دلپذیر شب به مشاهده زیباییهای معشوق و تاثیر آن بر دل و جان خود میپردازد. او اشاره میکند که اگرچه وصال با معشوق صورت گرفته، اما از او بوسه و نزدیکی حقیقی ندارد. شاعر احساس درد و شادی را با هم تجربه میکند و گریهاش به خاطر زیبارویی معشوق به گل افشانی و شادابی شب تبدیل میشود. در پایان، شاعر از بیتابی و جنون ناشی از عشق سخن میگوید و میخواهد تا وقتی که به این حس و حال ادامه میدهد، این زیبایی در ذهنش محفوظ بماند.
هوش مصنوعی: امشب دل من به خاطر تماشای آن معشوق زیبا خوشحال و شاداب است و چشمانم که مانند روغن بادام روشن و درخشان هستند، نور چشمم را بیشتر کردهاند.
هوش مصنوعی: من با شوق و شوقی که دارم، در کنار خوشههای پروین و شمع مهربان قرار گرفتهام، و در این شب ماه نو، زهره به من میخورد و زندگیم را شیرینتر میکند.
هوش مصنوعی: دوست من در حال حاضر در دسترس نیست و نمیتوانم او را ببوسم یا در کنار خود داشته باشم. احساس میکنم دوری او مانند خاری در دل و زندگیام است. این شب هم با غم و اندوه سپری میشود.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از احساسات عمیق خود صحبت میکند. او به اشارهای به بلایای روحی و عاطفیاش میپردازد و میگوید که دلتنگی و غم به حدی عمیق است که گویی از چشمانش اشکها مانند سیل سرازیر میشود. همچنین، او به سوزنی اشاره میکند که ممکن است بیانگر درد یا رنجی باشد که در این شب خاص احساس میکند. به طور کلی، مضمون این ابیات غم و اندوهی عمیق و تصویری از نگاه شاعر به وضعیت روحی خود است.
هوش مصنوعی: چشمم مثل گل، خوشحالیام را آشکار میکند و بار دیگر به خاطر شادی، از آنچه میبینم، اشک میریزم. امشب گلهای ارغوان و لاله در هر گوشهای کنار هم هستند.
هوش مصنوعی: دل من که از دیدن تو هزار تکه شده، در آتش قرار دارد. این آتش نه یک مشت از تکههای الماس است، بلکه شبیه به آهنی است که در آتش میسوزد.
هوش مصنوعی: من مانند آتش با انرژی و حرارت درونم، نکنه کسی با چشمی بیدار، به آنچه که امشب در دست دارم، نگاه کند.
هوش مصنوعی: بگو داستان را مختصر و روشن بیان کن تا مشخص شود که امشب دیوانهای در زیر نور ماه در اتاقی بسته و تاریک زندگی میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رخش در غیر و چشم التفاتش در من است امشب
هزارش مصلحت درهر تغافل کردنست امشب
بتی کز غمزه هر شب دیگری را افکند در خون
نگاهی کرد و دانستم که چشمش برمنست امشب
تن و جانم فدای نرگس غماز او بادا
[...]
میم در جام و ماهم تا سحر بر روزنست امشب
دو دستم تا به وقت صبح طوق گردنست امشب
دو چشمم حجله آیین بسته اند از گریه شادی
درو بام از چراغان سرشکم روشنست امشب
شماری تا سحر، دستم به زلف درهمی دارد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.