بیا که شاهد گل شمع بوستان گردید
چمن ز حوروشان روضه ی جنان گردید
هوا کریم صفت گشت و ابر گوهر بار
فلک انیس شد و بخت مهربان گردید
به یک دو قطره که از دیده ریخت بلبل مست
نظاره کن که چها در چمن عیان گردید
کسی که با می و ساقی نشست بر لب جو
میان برگ گل از چشم بد نهان گردید
چنان پیاله ی دردیکشان لبالب شد
که خاک را ز هوس آب در دهان گردید
شراب گشت چو خون شهید عشق سبیل
بدست هر صنمی ساغری روان گردید
هوا خوشست فغانی حریف باده طلب
کنون که در همه جا مست می توان گردید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف لحظات خوش و دلپذیر در می و محبت میپردازد. شاعر به زیباییهای طبیعت و تاثیرات مینوشی بر روح و حال و هوای انسان اشاره میکند. او از شگفتیهای چمن و گلهای معطر سخن میگوید که تحت تاثیر عشق و شراب به اوج زیبایی رسیدهاند. فضایی شاداب و پر از حیات را تصویر میکند که در آن بخت و خیال هر فردی میتواند خوش باشد و از مینوشی لذت ببرد. در نهایت، شاعر دعوت میکند که در این زمان غنیمت شمرده شود و از لحظات خوش بهرهمند گردیم.
هوش مصنوعی: بیا و برای تماشای زیباییهای گل به باغ بیاییم، چرا که این چمن با زیباییهای حوریان بهشتی زینت یافته و به بهشتی زیبا تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: هوا با صفات خوب تغییر کرد و ابرها مانند جواهری بارانزا شدند، آسمان دوستانه شد و سرنوشت مهربانتر گردید.
هوش مصنوعی: اگر دو قطره اشک از چشمان تو بریزد، نظاره کن که در چمن چه زیباییها و جلوههایی نمایان خواهد شد.
هوش مصنوعی: کسی که در کنار آب و در میان گلها، با شراب و ساقی در حال خوشگذرانی است، از چشمهای ناباب و بدخوی دور و پنهان شده است.
هوش مصنوعی: به قدری پیاله ی درد پر شد که خاک، به خاطر تشنگی، در دهان احساس آب کرد.
هوش مصنوعی: شراب مانند خون شهید شد و به دست هر معشوقی، ساغر زیبا و پرجرمی روان گشت.
هوش مصنوعی: هوا بسیار دلپذیر است، ای رفیق، بیایید اکنون در جستجوی شراب باشیم، چون در هر جایی میتوان به شادی و مستی پرداخت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو دید زهر فراق تو طعم جان گردید
حیات تلختر از عیش دوستان گردید
که شد سبک ز نظر همچو نور دیده مرا
که جان ز رفتن او بر تنم گران گردید
چو دید ذوق لبت سالها قناعت کرد
[...]
خطش دمید وبه عشاق مهربان گردید
ازین بهار چه گلهای خوش عیان گردید
هزار تشنه جگر را به آب خضر رساند
خطی که گرد لب لعل دلستان گردید
به چشم رخصت پرواز نامه خواهد داد
[...]
به سعی یأس نفس خامشی بیان گردید
به خود شکستن دل سرمهٔ فغان گردید
در این زمانه ز بس طبع دون رواج گرفت
عنان کسب کمالات سوی نان گردید
گهر به علت خودداری از محیط جداست
[...]
لبت به بوسه اهل هوس نشان گردید
چرا به خاتم جم دیو کامران گردید
خریطه سگ لیلی به گردن مجنون
فتاد و فخر کنان رو به حی روان گردید
شبی ز زلف و رخت ریخت خوی به دامن باغ
[...]
چو دامنش ز پی اخذ خون روان گردید
ز زیر دامن او ناف او عیان گردید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.