ای شمع جمالت اثر نور الهی
رخسار دلافروز تو آیینهٔ شاهی
هر چشم زدن بهر غزالان سیهچشم
زان چشم سیه، وام کند سرمه سیاهی
ای فتنه و آشوب و بلا شیوهٔ چشمت
غیر از تو کس این شیوه ندانست کماهی
روزی که گل روی ترا دایره بستند
دادند به حُسنت مه و خورشید گواهی
هر گل که نه از چشمهٔ مهر تو خورد آب
در باغ جهان نام برآرد به گیاهی
غافل مشو از زاری ما ای گل رعنا
این اشک جگرگون نگر و چهرهٔ کاهی
هر صبحدم از گریهٔ جانسوز فغانی
بر ماه زند خون جگر موج ز ماهی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر از نور الهی که در چهره محبوبش نهفته است سخن میگوید و او را به عنوان آینهای از زیباییها توصیف میکند. هر نگاه به چشمان سیاه او، سرمهای از سیاهی را به همراه میآورد. شاعر اشاره میکند که فقط زیبایی چشمان محبوبش میتواند چنین افسونکننده باشد. روزی که گل روی او خلق شد، به او گواهی داده شد که مه و خورشید به زیباییاش اعتراف کردهاند. هر گلی که تحت تاثیر محبت او باشد، در باغ جهان شناخته میشود. شاعر در نهایت به زاری و غم خود به خاطر دوری از او اشاره کرده و احساساتش را بیان میکند.
هوش مصنوعی: ای شمع زیباییات، نور الهی در چهرهات تابان است، و چهره دلانگیز تو همچون آینهای است که تجلی شاهی را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: در هر لحظه به خاطر زیباییهای غزالان چشمان تیره، چشمان سیاه و درخشان این غزالان، رنگ سیاه و جذابیتی را به وجود میآورند.
هوش مصنوعی: تو مالک فتنه و آشوب و بلایی، چشمت تنها شیوهای است که هیچ کس جز تو آن را نمیداند، مانند ماهی در آب.
هوش مصنوعی: روزی که چهرهات را با زیبایی احاطه کردند، ماه و خورشید شهادت دادند که تو چقدر زیبا هستی.
هوش مصنوعی: هر گلی که از عشق تو سیراب نشود، در این دنیا اسم و نشانی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: ای گل زیبا، از غم و اندوه ما غافل نباش. به این اشکهای دلسوز من و چهرهی پژمردهام نگاه کن.
هوش مصنوعی: هر روز صبح با نالهای از دل سوخته و دردناک، فغانی به سوی ماه میفرستد و مانند موج دریا، خون دلش را به نمایش میگذارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای بر همه میران جهان یافته شاهی
می خور، که بد اندیش چنان شد که تو خواهی
می خواه، که بدخواه به کام دل تو گشت
وز بخت بد اندیش تو آورد تباهی
شد روزه و تسبیح و تراویح به یک جای
[...]
ای ماه سیه پوش تو روشن شده ماهی
هم شمع سرای من و هم پشت سپاهی
از قامت و قدّ تو برد سرو بلندی
وز حلقۀ زلف تو برد قیر سیاهی
جانم به صلاح آید از آن نوش لب تو
[...]
ای بر سر کتاب ترا منصب شاهی
منشی فلک داده بر این قول گواهی
جاه تو و اقطاع جهان یوسف و زندان
ذات تو و تجویف فلک یونس و ماهی
ناخورده مسیر قلمت وهن توقف
[...]
ای بر صفت یوسفیت حسن گواهی
ماننده یوسف شده در غربت شاهی
حسن تو ترا بی بخبری برده به تختی
مهر تو مرا بی گنهی کرده به چاهی
از لعل تو یک خنده و از عقل جهانی
[...]
رخ باز نهادم به سماوات الهی
تا بر سر گردون بزنم نوبت شاهی
رخت و خر خود را همه بگذاشتم اینجا
چون یار مسیحم، بسم این چهرهٔ کاهی
از من مطلب مهر خود، ای شاهد دنیا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.