امشب چراغ دل بحضور تو سوختم
جاوید زنده ام که ز نور تو سوختم
مشهور شهر گشتی و آتش بمن فتاد
طالع نگر که وقت ظهور تو سوختم
گاهی بدرد دشمن و گاهی بداغ دوست
عمری چنین بحکم ضرور تو سوختم
در غم تمام دردی و در عیش جمله سور
ای دل بداغ ماتم و سور تو سوختم
هستم در آتش تو همان می دهی زبان
ای بی وفا ز وعده ی دور تو سوختم
داری هزار داغ فغانی و زنده یی
خوش در وفای جان صبور تو سوختم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از سوز و گداز دل خود در عشق و حضور محبوب میگوبد. او میگوید که به خاطر نور محبوبش زنده است و در آتش عشق او سوزانده میشود. همچنین، اشاره میکند که در زندگی هم از درد دشمن و هم از آزار دوست رنج میبرد و این سوزش در وجودش دائمی است. شاعر احساس میکند که در غم و شادی همزمان در آتش عشق محبوبش میسوزد و به وفای او امید دارد، هرچند که وفا را دور از دسترس میبیند. در نهایت، او به داغها و دردهایی که از عشق میکشد اشاره میکند و از جان صبور خود در این مسیر صحبت میکند.
هوش مصنوعی: امشب به خاطر حضور تو، عشق و شوق من به شدت روشن شد و هنوز هم زندهام زیرا از نور تو زندگی میکنم.
هوش مصنوعی: در شهر همه جا به شهرت رسیدی، و من در آتش عشق تو سوختم. به سرنوشت توجه کن که زمان ظهور تو، باعث شد به شدت داغ بشوم.
هوش مصنوعی: گاهی برای دشمنان به دردسر میخورم و گاهی به خاطر زخمهای دوستی، عمری را بر اساس ضرورت به آتش سوزاندهام.
هوش مصنوعی: در تمام غمها و دردهای زندگیام، در شادیها و جشنها، ای دل، من بین غم و شادی سوختم و به وجود تو آتش زدهام.
هوش مصنوعی: در آتش عشق تو در حال سوختن هستم، اما تو که بی وفایی، همچنان من را به وعدههای دور و درازت دلخوش میکنی.
هوش مصنوعی: تو با هزار غم و درد در دل خود زندگی میکنی و من به خاطر وفاداری و صبری که در وجود تو میبینم، به شدت رنج میبرم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.