گنجور

 
بابافغانی

ای بر دلم ز وعدهٔ خام تو داغ‌ها

شب‌ها در انتظار تو سوزم چراغ‌ها

بس روی آتشین که به یادت به خاک ماند

چون برگ‌های لاله بر اطراف باغ‌ها

عیشت مدام باد که مستان بزم تو

دارند از آب خضر لبالب ایاغ‌ها

یارب ز جیب دامن پیراهن که بود

این بوی خوش که ساخت معطر دماغ‌ها

از شوق آهوی تو فغانی بدیده رفت

چندانکه یافتند نشانش به راغ‌ها

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
حمیدالدین بلخی

افروخته بهر طرف از گل چراغها

چون روی دلبران شده از لاله باغها

امراض حرص و مایه سوداء وداء عجب

بیرون کشیده باده لعل از دماغها

حسین خوارزمی

ای بر دل شکسته ز درد تو داغ‌ها

در سینه‌ام ز آتش عشقت چراغ‌ها

چون هر دلی شده که به داغ تو مبتلاست

نگشاید از تفرج گلزار و باغ‌ها

جان‌های ما به داغ جدایی بسوختی

[...]

صائب تبریزی

ای روشن از فروغ تو چشم چراغ‌ها

پر گل ز جوش حسن تو دامان باغ‌ها

نوروز شد که جوش زند خون باغ‌ها

از بوی گل، پری زده گردد دماغ‌ها

در رهگذار باد سحرگاه، نوبهار

[...]

سیدای نسفی

ای فرش بوی سنبل زلفت دماغ‌ها

پامال شبنم گل روی تو باغ‌ها

امشب بیا به کلبه‌ام ای رشک بوستان

کز روغن گل است لبالب چراغ‌ها

نامم میان سوختگان تا بلند شد

[...]

رهی معیری

روزی به کوهپایه من و سرو ناز من

بودیم ره سپر به خم کوچه‌باغ‌ها

این سو روان به شادی و آن سو دوان به شوق

لبریز کردە از می عشرت ایاغ‌ها

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه