ای بر دلم ز وعدهٔ خام تو داغها
شبها در انتظار تو سوزم چراغها
بس روی آتشین که به یادت به خاک ماند
چون برگهای لاله بر اطراف باغها
عیشت مدام باد که مستان بزم تو
دارند از آب خضر لبالب ایاغها
یارب ز جیب دامن پیراهن که بود
این بوی خوش که ساخت معطر دماغها
از شوق آهوی تو فغانی بدیده رفت
چندانکه یافتند نشانش به راغها
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از دلتنگی و انتظار شاعر برای محبوبش سخن میگوید. او از درد و داغی که وعدههای بیعمل محبوب بر دلش گذاشته، مینالد و در شبها با چراغی سوزان در انتظار او به سر میبرد. شاعر به یاد محبوبش بسان برگهای لالهای که در باغ به خاک افتادهاند، در آتش شوق میسوزد. او همچنین به لذتهایی که در بزم محبوبش احساس میکند اشاره میکند و از عطری خوش که به پیراهن محبوبش تعلق دارد سخن میگوید. در نهایت، شاعر از شوق و غم ناشی از دوری محبوبش هم میگوید که باعث شده تا دیگران نشان او را در میادین و باغها جستوجو کنند.
هوش مصنوعی: ای کسی که وعدههای تو دل مرا آزرده کرده است، شبها در انتظار تو سوز و درد دارم و مثل چراغهایی که روشن هستند، دلم به عشق تو میسوزد.
هوش مصنوعی: زیبایی و شور و شوقی که به یاد تو در دلم باقی مانده، مانند برگهای لالهای است که در اطراف باغها بر زمین افتادهاند.
هوش مصنوعی: زندگیات همیشه شاد و خوش باشد، چرا که جوانان شاد و خوشحال در مهمانی تو از آب خضر سیراب میشوند.
هوش مصنوعی: ای پروردگارا، از کجا این عطر خوشبو که دماغها را معطر کرده، به دامن پیراهن او رسیده است؟
هوش مصنوعی: از شوق تو، چشمانم به شدت اشک ریختند، به طوری که وقتی به دشتها رفتم، ردپای تو را پیدا کردند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
افروخته بهر طرف از گل چراغها
چون روی دلبران شده از لاله باغها
امراض حرص و مایه سوداء وداء عجب
بیرون کشیده باده لعل از دماغها
ای بر دل شکسته ز درد تو داغها
در سینهام ز آتش عشقت چراغها
چون هر دلی شده که به داغ تو مبتلاست
نگشاید از تفرج گلزار و باغها
جانهای ما به داغ جدایی بسوختی
[...]
ای روشن از فروغ تو چشم چراغها
پر گل ز جوش حسن تو دامان باغها
نوروز شد که جوش زند خون باغها
از بوی گل، پری زده گردد دماغها
در رهگذار باد سحرگاه، نوبهار
[...]
ای فرش بوی سنبل زلفت دماغها
پامال شبنم گل روی تو باغها
امشب بیا به کلبهام ای رشک بوستان
کز روغن گل است لبالب چراغها
نامم میان سوختگان تا بلند شد
[...]
روزی به کوهپایه من و سرو ناز من
بودیم ره سپر به خم کوچهباغها
این سو روان به شادی و آن سو دوان به شوق
لبریز کردە از می عشرت ایاغها
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.