سیمای توام در دل پر نور نگنجد
نور شجر حسن تو در طور نگنجد
در حلقه ی دلها ز صدای نی تیرت
شوریست که در انجمن سور نگنجد
بر کنگره ی وحدت و بردار حقیقت
غیر از سر شوریده ی منصور نگنجد
از رشک گریبان تو داغست دل من
چندانکه درو مرهم کافور نگنجد
چینی شکنان را هوس رفتن چین نیست
در بزم گدایان تو فغفور نگنجد
از تیغ مپوشان سر اگر همسر عشقی
در حلقه ی مستان سر مستور نگنجد
مرغ دلم از کعبه زند فال خرابات
چون بوم که در منزل معمور نگنجد
ما زخم تبر خورده ی قربانگه عشقیم
در پهلوی ما غیر بساطور نگنجد
آلوده مکن دامن پرهیز، فغانی
برخیز که در صومعه مخمور نگنجد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ابراز عشق و شیدایی شاعر نسبت به معشوق پرداخته و نشاندهندهٔ عواطف عمیق و بیحدی است که در درون او وجود دارد. شاعر به زیبایی و نورانی بودن معشوق اشاره میکند و میگوید که این زیبایی به قدری عظیم است که در دلها و اماکن مقدس نگنجد. همچنین، نسبت به عشق و شور و شوقی که در دلش دارد، تأکید میکند و بیان میکند که این احساسات و عواطف در هیچ مکانی قابل جا دادن نیست. در نهایت، شاعر به تمایز دنیای عشق و عرفان میپردازد و اشاره میکند که در مرز بین عشق و عرفان، تنها عشق و شیدایی باقی میماند.
هوش مصنوعی: چهرهات در دل من آنقدر نورانی است که نمیتواند در آن جا بگیرد. زیبایی تو مانند نور درختان در کوه طور نمیتواند محدود شود.
هوش مصنوعی: صدای نی تو در دلها شور و هیجانی به وجود میآورد که هیچ جمع و مجلسی نمیتواند آن را به تمامی درک کند.
هوش مصنوعی: در اوج اتحاد و حقیقت، جز ذهن آشفته و بیتاب منصور جا نمیگیرد.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر رشک و حسادت به تو زخم خورده است، بهگونهای که هیچ مرهمی نمیتواند آن را تسکین دهد.
هوش مصنوعی: افرادی که به شکستن چینی مشغولند، میل به رفتن به چین ندارند و در جمع گدایان، شأن و مقام برجستهای برای فغفور وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگرچه عشق تو خفی و پنهان است، اما باز هم نمیتوانی به راحتی از خطرات و چالشهای عشق فرار کنی. عشق، مانند تیغی تند است که حتی اگر در نگاه ظاهری پنهان باشد، اثراتش بر دل و جان آدمی عمیق و ملموس خواهد بود.
هوش مصنوعی: دل من مانند پرندهای است که در کعبه نشسته و از سر شوق به خرابات (میخانه) فال میزند، چون جغدی که در خانهای پر از مردم و شلوغ نمیتواند جا بگیرد.
هوش مصنوعی: ما جراحتهای ناشی از عشق را با خود داریم و در کنار ما هیچ چیزی جز این زخمها و دردها نمیگنجد.
هوش مصنوعی: دامن خود را از گناه پاک نگهدار و اجازه نده که احساسات در تو غلظت پیدا کند، زیرا در مکانی که به رزم روحی و معنوی اختصاص دارد، جای را برای نشئگی و غفلت نمیتوان یافت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با آنکه ز مهرش به دلم حور نگنجد
در دیده او نقش من از دور نگنجد
پروانه به مهتاب کند نورفشانی
کز عیش به خلوتگه او نور نگنجد
از گریه من عشرت او تلخ مسازید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.