گر بنگری در آینه روی چو ماه خویش
آتش بخرمنم زنی از برق آه خویش
هر دم که بیتو ام نفسی کاهدم ز عمر
دردا که مردم از نفس عمر کاه خویش
دارم تب فراق و ندارم مجال آه
گریم هزار بال بحال تباه خویش
راه منست عاشقی و رسم بیخودی
ناصح تو و صلاح، من و رسم و راه خویش
قصد سیاه رویی ما تا کی ای سپهر
ما خود رسیده ایم بروز سیاه خویش
چشمش بغمزه تیغ بخونریز من کشد
یا رب تو آگهی که ندانم گناه خویش
ای در پناه لطف تو چون سایه عالمی
آورده ام بسایه ی لطفت پناه خویش
هست این دل شکسته گیاهی ز باغ تو
دامن بناز بر مشکن از گیاه خویش
ای پادشاه حسن فغانی گدای تست
دارد امید مرحمت از پادشاه خویش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این غزل به احساسات عمیق عشق و فراق اشاره دارد. شاعر در ابتدا به زیبایی خود میپردازد و میگوید که اگر در آینه به خود بنگرد، گویی آتش در وجودش شعلهور میشود. او درد ناشی از گذر عمر را حس میکند و از ناتوانی در مقابله با این درد نگران است. عشق و دیوانگی را راهی برای خود میبیند و به نصیحت دیگران توجهی نمیکند. شاعر همچنین به آیندهای تیره و تار اشاره میکند و از خداوند میخواهد که از دلbroken او آگاه باشد. او در نهایت به لطافت و رحمت خداوند امیدوار است و خود را بندهی او میداند. غزل بیانگر تلاطمهای روحی و عاشقانهی شاعر است و به عمق وابستگی و اشتیاق او اشاره میکند.
هوش مصنوعی: اگر به آینه نگاه کنی، چهرهات مانند ماه است، اما با سوزش درونم بر اثر آهی که از دلم برمیخیزد، احساس آتش میکنم.
هوش مصنوعی: هر لحظه که به یاد تو هستم، از عمرم کم میشود و این دردناک است که انسانها از نفس زندگی خود میکاهند.
هوش مصنوعی: من از درد جدایی دچار تب هستم و فرصتی برای گریه کردن ندارم، هزاران بال دارم که نتوانستهاند به حال خراب من پرواز کنند.
هوش مصنوعی: راه من عشق ورزیدن است و شیوهام دیوانگی. تو، ای مشاور، به فکر صلاح و درستی خود باش، من هم پیرو راهم و روشم.
هوش مصنوعی: همهی تلاش ما برای رسیدن به محبوبی که با چهرهای سیاه و جذاب است، تا کی ادامه خواهد داشت؟ ما به حقیقت وجود خود، که همان سیاهی و تیرهرویی است، پی بردهایم.
هوش مصنوعی: چشمان او با ناز و غمزهاش مرا به خون ریزی وا میدارد، ای خدا، آیا تو نمیدانی که من نمیدانم گناه من چیست؟
هوش مصنوعی: ای پروردگار مهربان، من به کمک رحمتهای تو به این دنیا آمدهام و زیر سایهی لطف تو پناهگاه خود را یافتهام.
هوش مصنوعی: دل شکسته من شبیه گیاهی است که از باغ تو گرفته شده. لطفاً با آن بیرحمی رفتار نکن و آن را نشکن.
هوش مصنوعی: ای پادشاه زیبایی، فغانی (شاعر) به تو وابسته است و امیدوار است که از بخشش تو برخوردار شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن سالکی که از پی مردان راه خویش
در راه دین بباخت همه مال و جاه خویش
اهل گنه ز شرم رسوم تباه خویش
ز آن برده اند سوی جنابش پناه خویش
کمتر فکن به چاه زنخدان نگاه خویش
ترسم خدای ناکرده درافتی به چاه خویش
گر در محبت تو بریزند خون من
خود روز رستخیز شوم عذرخواه خویش
امروز اگر به جرم وفا میکشی مرا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.