بگذشت از غرور و عتابش کسی ندید
پوشیده شد چنانکه نقابش کسی ندید
منظور هیچ مست نشد نرگس و گلش
هرگز میان بزم شرابش کسی ندید
آب حیات بود و لبی تر نشد ازو
گل داشت سالها و گلابش کسی ندید
بیرون نرفت و خلق جهانند عاشقش
عالم گرفت و پا برکابش کسی ندید
هر شب در آرزوی وصالش که کیمیاست
خفتند صد هزار و بخوابش کسی ندید
یا رب چگونه داشت چو گل، تازه عالمی
آن چشمه ی حیات که آبش کسی ندید
آهی نهان کشید فغانی و جان سپرد
رفت آنچنان که هیچ عذابش کسی ندید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و یاری اشاره میکند که نه تنها خود را از دید دیگران پنهان کرده، بلکه افکار و احساساتش نیز برای کسی نمایان نیست. او نمونهای از آب حیات و زیبایی را به تصویر میکشد که هیچکس از آن بهرهبرداری نمیکند و همه در انتظار وصال او به خواب رفتهاند. شاعر نشان میدهد که این معشوقه چنان رازآلود و دور از دسترس است که حتی عذاب و اندوه عاشق نیز مورد توجه قرار نمیگیرد. در انتها، شاعر با آهی از دل، سرگذشت تلخ خود را فشرده میکند و یادآور میشود که در این میان، روحش همچنان گمگشته و ناشناخته باقی مانده است.
هوش مصنوعی: کسی از خشم و تکبر او عبور کرد و هیچ کس متوجه نشد که او چقدر پنهان شده است، مانند اینکه نقاب بر چهرهاش بیفتد و کسی او را نبیند.
هوش مصنوعی: در مجالس پر از شراب و شادی، هیچ کسی لرزش عواطف و زیبایی نرگس و گل را مشاهده نکرد.
هوش مصنوعی: آب حیات وجود داشت، ولی هیچ کسی لبش را تر نکرد. سالها گل زیبایی داشت، اما کسی بوی خوشش را استشمام نکرد.
هوش مصنوعی: او از خانه بیرون نرفت، اما همه انسانها به عشق او گرفتارند. جهان به عشق او دچار شده، ولی هیچکس پای او را نمیبیند.
هوش مصنوعی: هر شب، صدها هزار نفر به خواب میروند و در خیال دیدن محبوبشان که بسیار ارزشمند و نادر است، سر میبرند، اما هیچکس نمیتواند او را ببیند.
هوش مصنوعی: ای پروردگار، چگونه ممکن است که عالمی مانند گل، تازه و سرزنده باشد، در حالی که آن چشمه حیات که آبش دیده نمیشود؟
هوش مصنوعی: او به آرامی نالهای را از دلش خارج کرد و جانش را惜 کرد و رفت، بهگونهای که هیچکس ندانست که او دچار عذاب بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رفت آنچنان که گرد رکابش کسی ندید
وز همرهان بغیر شتابش کسی ندید
دردا که شد نصیب لب جرعه نوش ما
خونابهئی که دود کبابش کسی ندید
ای اهل درد مژده که عیش از میان ما
[...]
داریم یوسفی که به خوابش کسی ندید
ور دید برگرفته نقابش کسی ندید
چندین هزار خانهٔ دل را خراب کرد
وز بیدلان خانه خرابش کسی ندید
ناصح چه میکنی تو ز افسانهام به خواب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.