کند در دل نشیمن آن پری در دیده منزل هم
که خالی نیست از نقش خیالش دیده و دل هم
چنان میسوزدم شوق جمال جلوهٔ ساقی
که بر من زار میگیرید صراحی، شمع محفل هم
نه دشوارست بر آتش زدن خود را چو پروانه
اگر شمع رخت در جلوه آید در مقابل هم
به یاد قد و رخسار و خط سبزت عجب نبود
که سرو و لاله از خاکم برآید، سبزه و گل هم
شهید عشق را چون بر سر آید سایهٔ تیغت
تن فرسوده یابد آب حیوان، جان بسمل هم
به آه و ناله چون سر در پی محمل نهد مجنون
جرس را دل به درد آید کند فریاد محمل هم
تو بدروزی فغانی قول مطرب را نیی لایق
طرب را طالع مسعود باید بخت مقبل هم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیف احساس عمیق عشق و شوق نسبت به یک محبوب است. شاعر به خاطر عشقش به محبوبش، در دل و چشمش تصاویری زنده از او دارد و عشق او به حدی سوزاننده است که حتی وسایل جشن هم تحت تأثیر آن قرار میگیرند. او به زیبایی محبوب و اثر آن بر دل و جانش اشاره میکند و بیان میکند که چگونه عشق میتواند انسان را به شعله و آتش تبدیل کند. شاعر همچنین به تلخی و سختیهای عشق اشاره میکند و اشاره دارد که عشق، حتی در شرایط دشوار و سخت، همچنان زیبا و پرعشق است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که تنها طرب و شادی واقعی مختص افرادی ست که بخت و اقبال خوبی دارند.
هوش مصنوعی: آن پری در دلش نشسته و در چشمانش هم خانهای ندارد که از تصویر او خالی باشد. هم چشمش پر از خیال اوست و هم دلش.
هوش مصنوعی: به شدت و عمیق به زیبایی و جذابیت ساقی (شخصی که شراب میریزد) علاقهمند بودم، به طوری که زاری و اشکهای صراحی (ظرف شراب) به خاطر این شوق و عشق به چشمم میآمد، مانند شمعی که در جمع میسوزد و نور میافشاند.
هوش مصنوعی: آتش زدن خود را برای پروانه دشوار نیست، اگر شمع زیبایی در پیش او باشد.
هوش مصنوعی: به خاطر قد و چهره و خط سبز تو، عجیب نیست که از خاک من سرو و لاله بروید و سبزه و گل هم رویش کند.
هوش مصنوعی: عشقی که به شهادت میانجامد، وقتی سایهی شمشیر بر سر او بیفتد، تن زمینگیر خواهد شد. آب حیوان، به مانند جان یک پرنده زخمی، به او زندگی خواهد بخشید.
هوش مصنوعی: مجنون در حالی که با ناله و آه به دنبال محمل میدود، جرس را به صدا درمیآورد و دلش پر از درد میشود. این صدا نیز به نوعی فریاد محمل را به گوش میرساند.
هوش مصنوعی: زندگی پر از سختی و مشکلات است و در این شرایط، صدای خوش و موسیقی شاد نمیتواند برایم خوشحالی بیاورد. برای رسیدن به شادی و خوشبختی، نیاز به سرنوشتی خوب و بختی خوش دارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
لب از می شسته وز آب لطافت روی چون گل هم
به خون دردمندان تاب داده زلف و کاکل هم
درون آی از درم کز پردهٔ هستی روم بیرون
ندارم بیجمالت بیش ازین صبر و تحمل هم
تأمل تا به کی تدبیر تا چند ای نکوخواهان
[...]
خوشا عهدی که غم کوس تسلی میزد و دل هم
به کشت نادمیدن دانه ذوقی داشت حاصل هم
درشت و نرم صحرای تعلق یک اثر دارد
شلایینتر ز صد خارست دامنگیری گل هم
به افسون نفس عمری فلکتاز هوس بودم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.