گل آمد و بی یار نشستن که تواند
بی یار بگلزار نشستن که تواند
یکدم به مراد دل خود پهلوی یاری
بی محنت اغیار نشستن که تواند
زین شیوه ی مستانه که هر لحظه نمایی
در بزم تو هشیار نشستن که تواند
جز بخت زبونم که برد دمبدمش خواب
با من به شب تار نشستن که تواند
جایی که فغانی کند از دست تو شیون
بی دیده ی خونبار نشستن که تواند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره تنهایی و ناچاری انسان در غیاب یار و عشق سخن میگوید. شاعر به این موضوع اشاره میکند که نشستن در کنار گل بییار چه معنایی دارد و چطور ممکن است انسان بدون عشق و در کنار زیباییها احساس شادی و آرامش کند. او از دشواریهای جدایی و غم ناشی از فقدان یار میگوید و به حالت مستی و شور و شوقی اشاره میکند که در بزم یار ممکن است وجود داشته باشد. در نهایت، شاعر از بخت بد خود و شبهای تاریک و پر از غم یاد میکند و بر این موضوع تأکید میکند که در چنین شرایطی، نشستن در کنار یار، حتی اگر ممکن باشد، بدون احساسات و درد بسیار سخت و غیرممکن است.
هوش مصنوعی: وقتی گل به bloom میرسد، نمیتوان در بین گلها بدون همدم و یار باقی ماند. تنها بودن در این فضا امکانپذیر نیست.
هوش مصنوعی: یک لحظه کنار کسی که مورد علاقهام هستم و از دردسرهای دیگران در امانیم نشستن، چه میتواند خوشایندتر باشد؟
هوش مصنوعی: در اینجا، شاعر به حال و هوای شگفتانگیز و پرشور میپردازد که در بزم و محفل ایشان وجود دارد. او میگوید که کسی نمیتواند در این فضای پر نشاط و شگفتی، بیاحساس و هشیار باقی بماند. آنچه که در این بزم جریان دارد، انسان را به حالت مستی و شادی میکشاند و هیچکس قادر به مقاومت در برابر آن نیست.
هوش مصنوعی: جز سرنوشت بد من که هر لحظه مرا از خواب میبرد، نشستن در شب تار با من چه کسی میتواند؟
هوش مصنوعی: جایی که از فقدان تو صداهای غمانگیز بلند میشود و انسانها با چشمهایی پر از اشک مینشینند، چه کسی میتواند در آنجا آرام باشد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.