ماتم نشست و کوکبه ی سور شد بلند
صد نیزه در حوالی ما نور شد بلند
گلبانک میفروش بدردی کشان رسید
پنداشتی که زمزمه ی صور شد بلند
تا روی بسته بود دم خلق بسته بود
این غلغل از نظاره ی منظور شد بلند
معشوق در کنار دهد روشنی بدل
زان آتشم چه سود که از دور شد بلند
در هر سری ز نشأه ی توحید باده ییست
زین اعتبار دعوی منصور شد بلند
آباد باد میکده کز فتنه ایمنست
نخلی کزین سراچه ی معمور شد بلند
آن روز نقد هستی ما نذر باده شد
کز طرف باغ طارم انگور شد بلند
ساقی بیار باده که عید صیام رفت
وز دیدن تو ناله ی طنبور شد بلند
بادا بقای پیر که از فیض جام او
افسانه ی فغانی مخمور شد بلند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر حس ماتم و شادی را به تصویر میکشد. او از حال و هوای عید و جشن میگوید و به حسرتهایی که در دل دارد اشاره میکند. در کنار زیباییهای زندگی، شاعر به غفلتها و دوری از معشوق نیز اشاره میکند. او به باده و میکده به عنوان نشانههایی از خوشی و آسودگی فکر میکند و از ساقی میخواهد که باده بیاورد تا روزهای غمگین را فراموش کند. شاعر در نهایت بر اهمیت وجود پیر و فیض او تأکید میکند و به تمایل به شادی و خوشی در زندگی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: سوگ و اندوه حاکم شد و جشن و شادی به اوج رسید، صدای نیزهها در اطراف ما به گوش میرسد و همچنان بلندی خود را حفظ کرده است.
هوش مصنوعی: یک صدای خوش و دلنواز از دور به گوش میرسد که به نظر میآید صدای شاخ و برگها یا طبیعت است. اما در واقع این صدا از کسی است که با درد و رنج خود در حال فروش گل و میوه است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که چهره به روی مردم مخفی بود، این سر و صدا و شوق از تماشای مقصود و هدف در دلها به اوج رسید.
هوش مصنوعی: معشوق در کنارم قرار دارد و نور و روشنی را به دل من میبخشد. اما چه فایدهای دارد اگر او از دور برود و فقط شعلههای عشق در دلم بماند؟
هوش مصنوعی: در هر دوره از وجود خود، بادهای از نشئه توحید وجود دارد و به همین دلیل دعوی منصور (یکی از بزرگان عرفان) به اوج و بلندی رسیده است.
هوش مصنوعی: میکده به آرامش و رونق خود ادامه دهد، چرا که مانند نخل ریشهدار و بلند است که از مشکلات و آشفتگیها در امان مانده و در این مکان پر رونق رشد کرده است.
هوش مصنوعی: در آن روز، همه چیز ما به نوشیدن شراب اختصاص یافت، زیرا انگور از باغ طارم به شکوه و بلندی رسیده بود.
هوش مصنوعی: ای ساقی، شراب بیاور که ماه رمضان به پایان رسیده است و اکنون صدای طنبور به گوش میرسد و نالهها بلند شدهاند.
هوش مصنوعی: باشد که این پیر و سال خورده باقی بماند، زیرا به برکت جام او، داستان فغانی در حال مستی به اوج خود رسیده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بعد از فنا ز هستی ما شور شد بلند
از چوب دار رایت منصور شد بلند
نتوان به خاک خون مرا پایمال کرد
شور قیامت زلب گور شد بلند
در دور خط دهان توشیرین کلام شد
[...]
آمد دی و ز میکده ها شور شد بلند
شب های عیش چون مژه ی حور شد بلند
ساقی گشود تا سر خم را، چو لاله زار
چندین هزار کاسه ی مخمور شد بلند
هر ناخنی که مطرب مجلسی به تار زد
[...]
آهم سحر چو از دل رنجور شد بلند
تا جیب آسمان ز زمین نور شد بلند
آسان مگیر نالة زار مرا به گوش
کاین دود دل ز سینه به صد زور شد بلند
در زیر پرده نشتر صد درد میخورد
[...]
تا ناله از لب من مخمور شد بلند
از شیشه ها نوای دم صور شد بلند
امشب ز من ترانه مقصود شد بلند
کیفیتم ز باده انگور شد بلند
نبود عجب که از دل ما شور شد بلند
جایی که دود حوصلهٔ طور شد بلند
شد موج زن ز جلوهٔ او سیل فتنه ای
گرد خرابی از دل معمور شد بلند
هرگز نبود عمر فراق این قدر دراز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.