ما سر به آب خنجر قصاب شسته ایم
دست از مراد خویش بصد آب شسته ایم
پهلو نهاده ایم بشمشیر آبدار
وز دل غبار بستر سنجاب شسته ایم
انگشت خاکرا بلب تشنه سوده ایم
دست و دهان ز نقل و می ناب شسته ایم
شبها برای خاک در پاکدامنی
تن را به آب دیده ی بیخواب شسته ایم
گفتار بیخودانه ی ما گریه آورد
دفتر به آب دیده ازین باب شسته ایم
کشتی شکسته وار پریشان بهر کنار
دست تهی ز جمله ی اسباب شسته ایم
خونین قبای خویش در آتش فگنده ایم
کتان خویش در شب مهتاب شسته ایم
ترسم که آفتی رسد این کهنه دلق را
کز بهر سجده بردن محراب شسته ایم
از یاد برده ایم فغانی غم جهان
زنگار دل به صحبت احباب شسته ایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی حکایت از دوری از دنیا و زحمات روحی دارد. شاعر با استفاده از تصاویری همچون شستن دستها و لباسها از آلودگیها، به عمق پاکی و بازتاب اثرات زندگی بر دل و جان میپردازد. او بیان میکند که از بسیاری چیزها جدا شده و به تفکر و پاکدامنی روی آورده است. همچنین به دوری از غم و یادآوری ارتباط با دوستان اشاره میکند که سبب شده دل از زنگارها تهی شود. در کل، این اشعار تلاشی برای رهایی از بارهای سنگین و رسیدن به آرامش درونی است.
هوش مصنوعی: ما با چاقوی قصاب به آب رفتهایم و به خاطر اینکه به آرزوهایمان نرسیدیم، از آنها دست کشیدهایم.
هوش مصنوعی: ما آرام بر کنار شمشیر تیز نشستهایم و از دل غبار، رخت خواب سنجاب را پاک کردهایم.
هوش مصنوعی: ما به خاطر تشنگی، دست و دهان خود را از شراب و شربت پاک کردهایم و فقط به خاک و زمین تکیه کردهایم.
هوش مصنوعی: در شبها برای خاک، به خاطر نجابتِ بدن، با اشکهای بیخوابی خود آن را شستوشو کردهایم.
هوش مصنوعی: ما به خاطر حرفهای بیمورد و نادرستی که زدهایم، نتوانستهایم جلوی اشکهایمان را بگیریم و دفتر زندگیمان را با این غم پاک کردهایم.
هوش مصنوعی: کشتی ما که در طوفان به شدت آسیب دیده و به هم ریخته است، با دستانی خالی و بدون هیچ وسیلهای، در تلاش است تا به ساحل برسد.
هوش مصنوعی: ما جامه خونین خود را در آتش انداختیم و کتانمان را در شب پرنور ماه شستیم.
هوش مصنوعی: نگرانی من از این است که مشکلی برای این لباس قدیمیام پیش بیاید، چرا که ما به خاطر سجده کردن، قبله را تمیز کردهایم.
هوش مصنوعی: ما فراموش کردهایم که به اندوه جهان فکر کنیم، دلهایمان را در کنار دوستانمان از کدورتها پاک کردهایم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از ما حذر که دست ز آداب شستهایم
شرم از دل و زبان، به می ناب شستهایم
از یک حدیث لطف، که آن هم دروغ بود
امشب ز دفتر گله صد باب شستهایم
امروز آب دیده ندارد اثر که دوش
[...]
تنها نه دلق خود به می ناب شسته ایم
ناموس یک قبیله به این آب شسته ایم
قسمت بلاست ورنه می آلوده دلق خویش
صد ره ز شوق گوشهٔ محراب شسته ایم
ما توبه دشمنیم و قدح دوست، دور نیست
[...]
شبهای غم که چهره به خوناب شستهایم
از دیده نقش وسوسه خواب شستهایم
افسون گریه برد ز خویت عتاب را
از شعله تو دود به هفت آب شستهایم
زاهد خوش است صحبت از آلودگی مترس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.