چه سان گویم که شب سرخوش کجا ای ماه میرفتی
چه سان غافل به گفتار رقیب از راه میرفتی
عنان کج کرده و خود را به مستی داده یکباره
ز اندوه نهان هرکسی آگاه میرفتی
غرور حسن یا یاد کسی بودی عنانگیرت
خیالی داشتی باری نه بر دلخواه میرفتی
برآمد گرد از جانم از آن جولان مستانه
چو برمیتافتی گاهی عنان و گاه میرفتی
چه سود از دیدهٔ گریان فغانی چو نشد آن یوسف
چرا اول به افسون کسان از راه میرفتی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با احساس غفلت و ناامیدی از معشوق سخن میگوید. او به یاد میآورد که معشوق با خوشحالی و مستی از کنارش عبور میکرد، بیآنکه به غم و اندوه دیگران توجهی داشته باشد. شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و میپرسد آیا این زیبایی یا یاد کسی او را به این حالت کشانده است. همچنین، او حسرت میخورد که چرا معشوق تحت تأثیر افسون دیگران قرار گرفته و از او دور شده است. در نهایت، شاعر از نبود معشوق و فایدهای که از اشکهایش به دست نمیآید، شکایت میکند.
هوش مصنوعی: چطور بگویم که در شب خوش و خرم، ای ماه، کجا رفته بودی؟ چگونه بود که غافل از حرفهای رقیب، از آنجا عبور کردی؟
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به تصویر کشیده است که کسی از ناراحتیها و غمهای پنهان خود رها شده و در حال مستی و بیخیالی است. او به قدری غرق در این حس شده که هیچکس از غمهای او خبر ندارد و در حالی که به سمت جلو میرود، کسی متوجه حال و وضعیت او نیست.
هوش مصنوعی: غرور زیبایی یا یاد شخصی تو را به جلو میکشید و تو در واقع خیالهایی در سر داشتی که باعث میشد در مسیر دلخواهت حرکت نکنی.
هوش مصنوعی: از وجودم شور و هیجانی برمیخیزد، مثل اینکه گاهی اشتباهاً کنترل را از دست میدهم و گاهی نیز به جلو میروم.
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که من به خاطر یوسفی که دلتنگش هستم گریه کنم، وقتی که او ابتدا با فریب و نیرنگ دیگران از راه درست دور شد و به انحراف رفت؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.