خراش سینه شد امروز عیش دینهٔ ما
چه سنگ بود که آمد بر آبگینهٔ ما
ستاره تیره و طالع ضعیف و بخت زبون
به قرنها نتوان یافتن قرینهٔ ما
شکست گرمی بازار گنبد مینا
چو آفتاب تو پیدا شد از مدینهٔ ما
تو دور میروی از راه ورنه نزدیکست
رهی به سوی تو باز از شکاف سینهٔ ما
ز حال خویش نگردد چنانکه نقش نگین
در آب و آتش اگر افگنی سفینهٔ ما
چه جای جام جم اکنون که عشق شد ساقی
زلال خضر بود جرعهٔ کمینهٔ ما
تو دوست باش فغانی و بد مگردان دل
ببند خلق جهان، گو کمر به کینهٔ ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از درد و رنجی که در دل دارد سخن میگوید و به عیشی که پیش از این داشته، اشاره میکند. او به تیرهروزی و بخت بد خود پرداخته و میگوید که هیچ چیز قابل مقایسه با رنج و فراق ناشی از عشق نیست. با وجود مشکلات، عشق او همچنان درونی و عمیق است و به دوست خود توصیه میکند که در کنار او بماند و نسبت به سایرین کینه نداشته باشد. در نهایت، او با تأکید بر اهمیت عشق، میگوید که دنیا با تمام چالشهایش نمیتواند عشق واقعی را تحتالشعاع قرار دهد.
هوش مصنوعی: امروز لذت ما به خاطر آزار و درد از دست رفته است. چه سنگین و سخت بود که بر زیبایی و لطافت زندگی ما افتاد.
هوش مصنوعی: ستارهای تاریک و سرنوشتی ضعیف و بختی ناتوان بهراستی در طول قرنها قابل مقایسه با حال و روز ما نیست.
هوش مصنوعی: وقتی تو از مدینه به ما رسیدی، گرمای بازار گنبد مینا مانند آفتاب روشن و درخشان شد.
هوش مصنوعی: تو از مسیر دور میشوی، اما راهی که به سوی تو میرسد نزدیک است؛ این راه از خلاء و شکاف دل ما میگذرد.
هوش مصنوعی: حال انسان مانند نقش نگین در آب و آتش دگرگون میشود. اگر به وضعیت و احساسات خود توجه نکند، همانطور که نگین در این دو عنصر به راحتی تغییر میکند، او نیز دچار دگرگونی خواهد شد.
هوش مصنوعی: در حال حاضر، دیگر چه جایی برای جام جم (نماد معرفت و دانش) وجود دارد، وقتی که عشق در مقام ساقی (سرویسدهنده عشق) به ما جرعهای از زلال خضر (نماد زندگی و جوانی) میدهد.
هوش مصنوعی: به دوستی با من ادامه بده و به دلهایتان آسیبی نرسانید. مردم جهان را فراموش کنید و به یاد کینهای باشید که از ما دارید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو غنچه نیست نهان از کسی دفینهٔ ما
کف گشاده بود همچو گل خزینهٔ ما
به هرکجا که به سنگی رسید، همچون موج
بغل گشاده دود سویش آبگینهٔ ما
شدیم خاک و فلک را چو شیشهٔ ساعت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.