فردا که هر غنیم نماید غنیم خویش
دست منست و دامن یار قدیم خویش
یا رب بمذهب که بود سوختن روا
آنرا که پرورند بناز و نعیم خویش
گر پی برد غنی که چه سودست در کرم
ریزد چو آب در قدم خلق سیم خویش
یاری کجاست تا بخرابات رو نهیم
کز دست داده ایم ره مستقیم خویش
نازکترست از آنکه توان داد ازو نشان
آن گل که تازه ساخت جهان از نسیم خویش
ما در عرق زرنگ خوش و بوی دلکشش
او بی نیاز چون گل و می از شمیم خویش
عاشق نه آنکسست که معشوق دلنواز
سازد برود و باده مدامش ندیم خویش
نام از کرم ثبات پذیرد نه از درم
این نکته گفت حاتم طی با ندیم خویش
دانستنیست سر محبت نه گفتنی
بگذار فهم نکته بطبع سلیم خویش
محرم نشد فغانی درویش کان غیور
میر اندیش بتیر ز گرد حریم خویش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی مفهوم محبت و عشق میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که هر کس در زندگی خود به دنبال منفعت و خوشی خویش است و تنها کسی که مال و نعمت خود را با دیگران تقسیم میکند، واقعاً درک و فهم دینی دارد. او با جستجوی یاری برای رهایی از مشکلات زندگی و بازگشت به راستای صحیح، به یاد معشوق و زیباییهای او میافتد. در نهایت، شاعر بر این باور است که عشق واقعی، تنها از درک عمیق و حقیقتی درون نشأت میگیرد و نه از چیزهای ظاهری و مادی. عشق باید به صورت خالص و بینیاز باشد و فهمیدنی است نه گفتنی.
هوش مصنوعی: در روز آینده، هرچیزی که به دست بیاورم، از آن من است و همچنین ارتباط من با دوست قدیمیام.
هوش مصنوعی: ای پروردگار، آیا سزاوار است که کسی که در نعمت و رفاه بزرگ شده، دچار آتش سوزی شود؟
هوش مصنوعی: اگر شخص ثروتمندی بفهمد که kindness و مهربانی چه ارزشی دارد، آن را همچون آب بر پای مردم میپاشد و این کار برای او هیچ زحمتی نخواهد بود.
هوش مصنوعی: دوستی کجاست تا به خرابهها برویم، چون ما راه درست خود را گم کردهایم.
هوش مصنوعی: زیبایی او چنان لطیف و شکننده است که نمیتوان با او ارتباطی برقرار کرد. او همانند گلی است که تازه به دنیا آمده و با نسیمی که از خود میفرستد، جهان را زیباتر میکند.
هوش مصنوعی: ما در شادی و سرحالی غرق شدهایم و به بوی دلانگیز او نیاز نداریم، چون گل و شراب که از لطافت خود بینیازند.
هوش مصنوعی: عاشق واقعی کسی نیست که معشوق فقط به او زیبایی و محبت بدهد و بعد از آن از او دور شود و تنها به خوشگذرانی و نوشیدن مشغول باشد.
هوش مصنوعی: نام نیک از بخشش و کرم انسان به دست میآید، نه از ثروت و دارایی. این را حاتم طایی به همراه دوست خود بیان کرده است.
هوش مصنوعی: سر محبت را نمیتوان تنها با کلمات بیان کرد؛ باید بگذارید که فهم این نکته به طور طبیعی و بر اساس نیّت و روح شما حاصل شود.
هوش مصنوعی: درویشی در جایی از غم و فریادش سخن میگوید که به دلیل غیرت و شرافتی که دارد، هرگز نمیتواند به حریم خود بیتوجهی کند و از آن دور شود. در حقیقت، او نمیتواند بیمحابا و بیدقت از مرز و حریم شخصیاش بگذرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرگز گلی شکفته نشد از نسیم خویش
گاهی توجهی به غلام قدیم خویش
نشناسدم کسی که ندارم قرینه ای
عنقا نهفته ماند ز مثل عدیم خویش
درهم تر از حساب تو کاری است چون کنم
[...]
درمانده ام به صحبت امید و بیم خویش
گه نوحه سنج خویشم و گاهی ندیم خویش
کامی که از شرف محک جود حاتم است
می بایدم گرفت از بخت لئیم خویش
هوشم فدای نکهت آن گل که تا ابد
[...]
هستیم با تو بر سر عهد قدیم خویش
ما گم نکردهایم ره مستقیم خویش
در بیخودی ز جور تو کردم شکایتی
شرمندهام بسی ز گناه عظیم خویش
هرگز به بخت تیره خود برنیامدم
[...]
سر را بر آستانهٔ فکر صفات نه
زنهار پا دراز مکن از گلیم خویش
ز احسان زید و عمرو مکن چشم دل دوبین
چون کورباطنان مده از کف کریم خویش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.