شبانه می زده یی ماه من چنین پیداست
نشان باده ات از لعل آتشین پیداست
همین بکینه ی ما تیر در کمان داری
در ابرویت ز سیاست هنوز چین پیداست
بر آتش دل گرم که دست داشته یی
که داغ تازه ات از چاک آستین پیداست
بطرف باغ گذر کرده یی بگل چیدن
ز چاک پیرهنت برگ یاسمین پیداست
بدین و دل چه تفاخر کدام دین و چه دل
مرا که در غم عشقت نه دل نه دین پیداست
نه آدمی که ملک نیز در سجود آرد
سعادتی که ترا ایمه از جبین پیداست
خراب آن کمر نازکم که چون مه نو
به شیوه های بلند از میان زین پیداست
به نکته های غریبم اسیر خواهی کرد
چنین از آن دو لب سحر آفرین پیداست
لب بوعده ی شیرین کشد فغانی را
هلاک مور گرفتار از انگبین پیداست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل به توصیف زیباییها و جلوههای عشق پرداخته است. شاعر از دلدادگی و جذابیت معشوق خود میگوید و ناز و فریبایی او را با تصاویر شاعرانه به تصویر میکشد. او به تأثیر عشق بر دل و جان خود اشاره میکند و از آتش درون و غم جدایی سخن به میان میآورد. در نهایت، شاعر به شکست و هلاکت عاشقان از زیبایی و شیرینی عشق اشاره میکند و به تاثیر سحرآمیز لب معشوق بر دلهای عاشق اشاره دارد.
هوش مصنوعی: در دل شب، من متوجه شدم که تو با من هستی و نشانه هایی از شادی و سرخی در چشمانت نمایان است.
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که حسادت و کینهتوزی ما به تو، مانند تیری در کمان است که آمادهی پرتاب شدن است. همچنین بر روی ابرویت همچنان نشانههایی از تدبیر و سیاست به چشم میخورد.
هوش مصنوعی: دل گرم من همچون آتش میسوزد و نشان درد تازهات از چاک آستینت پیداست.
هوش مصنوعی: به باغ رفتهای و در حال چیدن گل هستی و از چاک پیرهنت میتوان دید که برگ یاسمن در آنجا وجود دارد.
هوش مصنوعی: به چه چیزی میتوانم تفاخر کنم؟ کدام دین، کدام دل؟ وقتی در غم عشق تو نه دلی دارم و نه دیانتی میبینم.
هوش مصنوعی: اگر کسی در مقام و منزلت بالا قرار داشته باشد و حتی فرشتگان نیز در برابر او سر به سجده بگذارند، سعادت او واضح و آشکار است و نیازی به تظاهر ندارد.
هوش مصنوعی: با هیکل باریک و زیبا بود، که مانند ماه نو، در جایی از بالای زین پیداست. این زیبایی او را خاص و چشمنواز کرده است.
هوش مصنوعی: با لبهای افسونگر تو، میتوانی مرا به نکتههای عجیب و اسرارآمیز بکشانی.
هوش مصنوعی: لبی که وعدهی شیرینی دارد، فریادی را به ویرانی میکشاند و در اینجا، مصیبت مور گرفتار از عسل نمایان است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خط نرسته ازان لعل آتشین پیداست
ز لطف، زهر خط از زیر این نگین پیداست
خبر ز نامه سربسته می دهد عنوان
عتاب و ناز تو از صفحه جبین پیداست
ز موج، روشنی آب می شود معلوم
[...]
زعشق مرتبه حسن دلنشین پیداست
زشیشه جوهر این آب آتشین پیداست
مخورفریب زشیرین لبان زیرنقاب
نشان آبله روی انگبین پیداست
غمت نهان زکه دارم که همچو قبله نما
[...]
به گرد عارض او خط عنبرین پیداست
چو سبزه ای که بر اطراف یاسمین پیداست
ز نام تقوی من، بلکه سرگران شده ای؟
که از جبین تو چون موج باده، چین پیداست
محبتم به دلت کرده گوییا اثری
[...]
نگه به چشم نهان و ز جبهه چین پیداست
شگرفی تو ز انداز مهر و کین پیداست
نظاره عرض جمالت ز نوبهار گرفت
شکوه صاحب خرمن ز خوشه چین پیداست
رسید تیغ توام بر سر و ز سینه گذشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.