گنجور

 
بابافغانی

تا کی دل از هوا شنود بوی پیرهن

پیش آی، کز قبا شنود بوی پیرهن

تنها درآ به خلوت عاشق که همچو شمع

میرد، گر از صبا شنود بوی پیرهن

بگذار ای بهار جوانی زکوة حسن

کاین پیر مبتلا شنود بوی پیرهن

دامن کشان گذشتی و برخاست رستخیز

یوسف کجاست، تا شنود بوی پیرهن

پیغام آشنا بدل آشنا رسد

بیگانه از کجا شنود بوی پیرهن

معنی یار اگر نشود همدم بشیر

مست لقا کجا شنود بوی پیرهن

خوش آندل و دماغ که از چند روزه راه

از غایت صفا شنود بوی پیرهن

در وادی فراق فغانی ز عین قرب

از هر گل و گیا شنود بوی پیرهن

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
صائب تبریزی

هر تیره دل کجا شنود بوی پیرهن؟

دلهای باصفا شنود بوی پیرهن

یعقوب ما ز چشم چو دستار خویشتن

بی منت صبا شنود بوی پیرهن

از فیض عام حسن بهار آن که آگه است

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه