خورشید من امروز به شکل دگری باز
می خورده نهان گرم ز ما میگذری باز
افروخته رخسار و جبین کرده عرقناک
از حال دل تشنهلبان بیخبری باز
دانم چه نظرهاست در آن دم که به شوخی
پنهان ز برم میروی و مینگری باز
ای دل ز جنون خودی آواره ز بزمش
بیفایده میسوز که بیرون دری باز
شاید که ز بویش دم دیگر به خود آیم
ای غیر ز بالین من این گل نبری باز
امروز به ما چشم ترحم نگشودی
چون است به عشاق نداری نظری باز
در خون منی گرم ز اظهار وفایش
بیخود سخنی گفتهام ای دیده تری باز
بس شیفته میبینمت امروز فغانی
دانم که ز بیداد که خونینجگری باز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف حال و هوای خود میپردازد. او از دیدن محبوبش که به شکلی متفاوت و مخفیانه از کنار او میگذرد، احساساتی مختلط از عشق و درد را تجربه میکند. محبوب با چهرهای افروخته و عرقکرده نشان میدهد که خود نیز از این رابطه آگاه است. شاعر به جنون و آوارگیاش در عشق اشاره کرده و حس میکند که هیچ فایدهای برای سوزاندن دلش وجود ندارد. او امیدوار است بویی از محبوب بگیرد تا دوباره به خود آید، اما در عین حال از بیتوجهی محبوب و عدم ابراز محبت او گلایه دارد. در پایان، شاعر احساس میکند که محبوبش در دنیای خود غرق است و او را نادیده میگیرد، در حالی که او همچنان در جستجوی ارتباط و عشق باقی مانده است.
هوش مصنوعی: امروز خورشید من به شیوهای متفاوت میتابد و از جایی پنهان، به آرامی از کنار ما عبور میکند.
هوش مصنوعی: چهرهی او سرخ و عرقآلود است، نشاندهندهی حال دلهایی است که از دوری و تشنگی بیخبرند.
هوش مصنوعی: میدانم که در لحظهای که به طور غیرمستقیم از کنارم میروی و نگاهی به من میاندازی، چه افکاری در ذهن دیگران وجود دارد.
هوش مصنوعی: ای دل، بیهوده خودت را در دیوانگی نیا بسوزان و از جشن او دور بمان، چون درهایی به روی تو گشوده است.
هوش مصنوعی: شاید با بوی او، دوباره به خود بیایم. ای کسی که دور از من هستی، این گل را از کنار من نبر.
هوش مصنوعی: امروز به ما با نگاه ترحمآمیز نگاه نکردی، درست مانند حالتی که به عاشقان نمینگری.
هوش مصنوعی: در دل من به خاطر ابراز وفای تو، حسی عمیق و گرم وجود دارد. از شوق و عشق، بیمقدمه و بیفکری سخنانی بر زبان آوردهام، حالا ای چشمانم، دوباره اشک بریز.
هوش مصنوعی: امروز تو را میبینم که در غم و اندوهی عمیق هستی، و میدانم که این حالت ناشی از درد و رنجی است که در دل داری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در عین عتاب از بر ما میگذری باز
طوری عجب امروز بما مینگری باز
من بنده لطفت که بخشمم چه فروشی
یک خنده وز دو جهانم بخری باز
چون آینه با همنفسان روی برویی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.