امیدم این نبود کزین در خجل روم
با داغ دل در آیم و با درد دل روم
عشقم سبک عیار بر آورد پیش دوست
دیگر در آتش که من منفعل روم
بگذار تا بخاک درش میرم ای رفیق
من از کجا و باغ کجا، زیر گل روم
مستم چنانکه در دهن تیغ آبدار
با جان پر ارادت و خون بحل روم
عاشق نیم فغانی اگر بهر روی خوب
تبریز دیده جانب چین و چگل روم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساس نارضایتی و دلشکستگی خود را نسبت به عشق و معشوق بیان میکند. او از ناامیدیاش در عشق و درد و رنجی که تجربه میکند سخن میگوید. شاعر امیدی نداشته و احساس میکند که عشقش سبک و بیارزش است و او به وضعیتش در آتش عشق معترض است. او حتی میگوید که جان خود را فدای عشق میکند و به شدت تحت تأثیر احساسیاش قرار دارد. در پایان، اشارهای به زیبایی معشوق دارد و از تبریز (شهری در ایران) نام میبرد که نشاندهنده زیبایی و جذابیت اوست.
هوش مصنوعی: هرگز گمان نمیکردم که از این وضعیت شرمنده و ناراحت بیرون آیم و با دل پر درد به زندگی ادامه دهم.
هوش مصنوعی: عشق من بیارزش است و به همین دلیل به راحتی در مقابل دوست دیگری میرود و من اگر بخواهم واکنشی نشان بدهم، در درون خودم دچار درد و آتش میشوم.
هوش مصنوعی: بگذار که به خاک درِ تو بروم، ای دوست. من از کجا آمدهام و باغ کجا است، میروم زیر گل.
هوش مصنوعی: مست و شیدا هستم مانند کسی که زبانش به تیغ تیز و آبدار نزدیک شده، با وجود عشق و ارادتی عمیق و زندگی پر از احساس.
هوش مصنوعی: یک عاشق واقعی به زیبایی و دلربایی معشوقهاش اهمیت میدهد، اگر کسی به چهرهی زیبای تبریز نگاه کند، نباید از زیباییهای چین و جمال دلنشین روم غافل شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.