دلا در عشق جانان خواری و خونخوارگی اولی
ز ناز و سرکشی مسکینی و بیچارگی اولی
سپردن جان بدست یار و گشتن از جهان فارغ
چو باید کشته شد در عاشقی یکبارگی اولی
من و کنج غم و دردل خیال بزم وصل او
فراغت نیست در خاطر مرا غمخوارگی اولی
خوشست آن روی زیبا جلوه گر در پرده ی غیبت
ولیکن گهگهی در دیدهٔ نظارگی اولی
فغانی از سر کویش برون رو با دل پر خون
چو یار آواره میخواهد ترا آوارگی اولی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان حال عاشقان میپردازد و به ویژگیهای عشق و عاشق بودن اشاره میکند. او از خواری و خونخواری عاشقانی سخن میگوید که از ناز و سرکشی معشوق رنج میبرند. سپردن جان به دست یار و رهایی از دنیای مادی نیز از نکات اصلی شعر است. شاعر خود را در گوشهای از غم و اندوه تصور میکند و میگوید که یاد معشوق همواره در ذهنش حاضر است. زیبایی روی معشوق که در پرده غیبت است را میستاید اما همچنین از دوری و غم ناشی از آن مینالد. در نهایت، او فغانی از دل پرخون خود سر میدهد و از آوارگی و جدایی از یار سخن میگوید.
هوش مصنوعی: ای دل، در عشق معشوق، ذلت و بینوا بودن بهتر است از ناز و لجبازی و آزار دیگران.
هوش مصنوعی: جوانمردانه جان را به محبوب سپردن و از دنیای پر مشکل آزاد شدن، وقتی که در عشق به سرحد جان سپاری میرسیم، یکبار باید با تمام وجود به این مرحله قدم بگذاریم.
هوش مصنوعی: من در گوشهای از غم و در دلگرفتگی، همیشه در فکر وصال او هستم و هیچ گاه از آن فکر و خیال آرامش ندارم. اولین کسی که در غمهای من شریک است، همان غمخوار من است.
هوش مصنوعی: زیبایی آن چهره که در پس پرده پنهان شده است، بسیار دلانگیز و خوشایند است. اما گاهی اوقات، این زیبایی به چشم ناظران میآید و خود را نمایان میکند.
هوش مصنوعی: برای عشق تو باید از سر کوی تو بیرون بیایم، با دلی پر خون. چون یار بیخانمان به تو نیاز دارد، و آوارگی برای او نخستین خواسته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.