در مستان زدم تا حال هشیاران شود پیدا
نهفتم قدر خود تا قیمت یاران شود پیدا
فلک ای کاش بردارد ز روی کارها پرده
که نقد زاهدان و جنس میخواران شود پیدا
ز سیل فتنه چون در ورطه افتد زورق هستی
در آن طوفان سرانجام سبکباران شود پیدا
هوای ذره پروردن ندارد آفتاب من
که استعداد هر یک زین هواداران شود پیدا
اگر معشوق نگشاید گره از گوشهٔ ابرو
هزاران عقده در کار گرفتاران شود پیدا
به دور چشم مستت باده مینوشند و میترسم
که ناگه فتنهای در بزم میخواران شود پیدا
شراب لعل در جامست و من در سجده سهوست این
گذارم گر عذار لالهرخساران شود پیدا
فغانی باده پنهان خور که حق از غایت رحمت
نمیخواهد که کردار گنهکاران شود پیدا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان حالتی از دگرگونی و جستجوی حقیقت میپردازد. او از حال مستان و هشیاران صحبت میکند و آرزو دارد که پردهها از روی واقعیات کنار رود تا حقیقتها نمایان شوند. شاعر به سراغ موضوعاتی مانند فتنه و وسوسه میرود و به خطرات ناشی از آنها اشاره میکند. او همچنین به معشوق و عشق اشاره کرده و بیان میکند که اگر معشوقهاش نتواند مشکلات را حل کند، زندگی پر از عقده و درد خواهد بود. در نهایت، شاعر به ارزشهای انسانی و رحمت الهی پرداخته و تأکید میکند که حتی در شرایط سخت، باید به عشق و زیباییها توجه داشت.
هوش مصنوعی: در حال نوشیدن و رقص و شادی بودم تا شاید حال کسانی که هوشیار هستند نیز بهبود یابد، اما نتوانستم ارزش خود را درک کنم تا اینکه بهای دوستان و یارانم مشخص شود.
هوش مصنوعی: ای کاش آسمان پردهای که روی واقعیتها افکنده را کنار بزند، تا حقیقت دینداران و ماهیت میگساران آشکار شود.
هوش مصنوعی: وقتی در میان مشکلات و خطرات قرار بگیریم، در نهایت کسانی که توان مقابله با این چالشها را دارند، آرامش و سبکباری خود را پیدا میکنند.
هوش مصنوعی: آفتاب من نمیتواند هوای پرورش ذرات را داشته باشد، زیرا هر یک از این هواداران استعداد خاص خود را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: اگر محبوب به لطفی کوچک، مشکل و گرهی را از چهرهاش برخلاف انتظار بگشاید، هزاران درد و مشکل از دل گرفتارشدگان آشکار خواهد شد.
هوش مصنوعی: در اطراف چشمان زیبا و جذاب تو، مردم مشغول نوشیدن شراب هستند و من نگرانم که ناگهان یک مشکل یا آشفتگی در میان می نوشان به وجود بیاید.
هوش مصنوعی: شراب قرمز در جام قرار دارد و من در حال سجدهی سهو و اشتباق هستم. اگر چهرهی زیبا و گلابی جوانان نمایان شود، من این را به راحتی میگذرانم.
هوش مصنوعی: بادهی پنهان را بنوش که حق به خاطر رحمتش نمیخواهد که اعمال گناهکاران نمایان شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز حرمانم غمی در خاطر یاران شود پیدا
چو بیماری که مرگش بر پرستاران شود پیدا
چو پیدا گردم از راهی، چنان یاران رمند از من
که بدمستی میان جمع هشیاران شود پیدا
کسی نگریزد از ما، گر ازین تقوی برون آییم
[...]
ز ابر دست ساقی جسم خشکم لاله زاری شد
که در دل هر چه دارد خاک، از باران شود پیدا
رواج بیدلان از مهر دلداران شود پیدا
که قدر و قیمت یاران هم از یاران شود پیدا
من و کنج فراق ای گریة حسرت کجایی تو
که در روز چنین قدر هواداران شود پیدا
اگر از گریة بسیار من درهم شود شاید
[...]
برون قدر من از جرگ گرفتاران شود پیدا
که در دوری به یاران قیمت یاران شود پیدا
ز جنبش کرد مژگان حال چشمت را بیان اما
ز بیتابی نبض احوال بیماران شود پیدا
به بزم اهل غفلت آنچه دانا میکشد داند
[...]
بهار آمد که می در جام میخوران شود پیدا
مرا از سینه، داغ لاله رخساران شود پیدا
مغنی، مصرع شوخی، ز من باید سراییدن
که شور میکشان، در بزم هشیاران شود پیدا
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.