گنجور

 
بابافغانی

که تنگ دوخت عفی الله قبای تنگ تو را 

که داد زیب دگر سرو لاله رنگ تو را

مصوّری که جمال تو دید حیران ماند

چو در خیال درآورد زیب و رنگ تو را

ز سنگ لیلی اگر کاسه‌ای شکست چه شد

جفاکشان همه بر سر زنند سنگ تو را

هزار بار دمی از برای مدّ نظر

به لوح سینه کشم صورت خدنگ تو را

لطیفه‌یست نهان در تکلّمت که ز ناز

بکس نمیکند اظهار صلح و جنگ تو را

سخن یکی‌ست، برو باغبان و عشوه مده

که دل قبول ندارد گل دو رنگ تو را

دلم که همنفسی کرد با تو ای مطرب

نوای ناله فزون ساخت تار چنگ تو را

نهفت ناله فغانی! درون پردهٔ دل

چو گل بغنچه نگهداشت نام و ننگ تو را

 
 
 
حسابداری شخصی تدبیر - پیامک‌هاتو تراکنش کن!
محتشم کاشانی

شوم هلاک چو غیری خورد خدنگ تو را

که دانم آشتئی در قفاست جنگ تو را

که کرده پیش تو اظهار سوز ما امروز

که آتش غضب افروخته است رنگ تو را

مصوران قلم از مو کنند تا نکشند

[...]

نظیری نیشابوری

دلا گداز که آیینه کرده سنگ تو را

کدام صیقل ابرو زدوده زنگ تو را

تو کعبه در دل ما کافران چه می جویی

گر آزری نتراشیده است سنگ تو را

کسی شکاری عشق تو را چه می داند

[...]

اسیر شهرستانی

بیا که فال جنون کرده ایم جنگ تو را

به نرخ گوهر دل می خریم سنگ تو را

نشان راست چرا از دلم نمی پرسی

که برده است به چشم نشان خدنگ تو را

حزین لاهیجی

خوش آنکه غازه گر آیم رخ فرنگ تو را

زخون دیده فروزم، چراغ رنگ تو را

دلیل مقصد آوارگان عشق منم

نشان بوسه گذارم، دهان تنگ تو را

شکستت ای چمن آرای آرزو مرساد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه