دلم صد پاره و نقش تو در هر پارهای دارم
ز چاک سینه در هر پارهای نظارهای دارم
فلک صد بار اگر در آب و خاکم تخم غم کارد
برآیم خوش به او من هم دل خود کارهای دارم
جواب نامه کز جانان رسید این بود مضمونش
که من بر هر سر سنگی چو تو آوارهای دارم
ره و رسم پریشانی به از من کس نمیداند
که دل در حلقهٔ زلف پریرخسارهای دارم
هزاران چاره ضایع گشت و یک دردم نشد ساکن
کنون درد دگر از پهلوی هر چارهای دارم
گریبان چاک و مست و حلقهٔ زلف صنم در دست
چنین معشوق عاشقپیشه میخوارهای دارم
جگر صد چاک دارم بر سر هر پارهای داغی
اگر زین چرخ نیلی آرزوی پارهای دارم
منم آن لالهٔ خودرو که دور از نوبهار خود
تنه در سایهٔ کوهی و سر در خارهای دارم
چراغ پاسبان کوی را مانم درین شبها
که صحبت چون فغانی با مه عیارهای دارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دلbroken و غمهای خود سخن میگوید و عشق و وابستگی عمیقش به محبوب را بیان میکند. او احساساتش را در جزئیات مختلف زندگیاش نشان میدهد و به توصیف حالاتی میپردازد که هر پاره از دلش نمایانگر عشق و غم اوست. شاعر اشاره میکند که با وجود درد و رنج، هنوز هم به محبوبش وابسته است و در جستجوی اوست. همچنین، او خود را مانند یک لاله وحشی که دور از بهار و در سایه کوه نشسته است، توصیف میکند، که نشاندهندهی تنهایی و اندوه اوست. روحیات شاعر با تصاویری از زلف معشوق و شبهای بیخواب تزیین شده و به نوعی در جستجوی آرامش در دل این فغانهاست.
هوش مصنوعی: دل من به شدت آشفته و غمگین است و در هر گوشهاش تصویر تو نقش بسته است. از دل زخمیام در هر بخش، نگاهی به تو دارم.
هوش مصنوعی: اگر آسمان هزار بار هم مرا در خاک و آب غمگین کند، من باز هم خوشحالم، چون دلم با خودم است و میتوانم بر غمهایم غلبه کنم.
هوش مصنوعی: جواب نامهای که از محبوب رسید این بود: مضمونش این بود که من در هر گوشهای و بر روی هر سنگی، کسی مانند تو را سرگردان دارم.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیداند که من چقدر در درد و اندوه غرق هستم، زیرا دل من به زیبایی و زلف آن دختری شگفتانگیز وابسته است.
هوش مصنوعی: هزاران راه حل و کوشش برای رفع مشکل خودم را امتحان کردم، اما هیچ یک از آنها نتیجه نداد. حالا نیز یک درد جدید بهوجود آمده و در کنار همه راههای قبلی، مشکل جدیدی دارم.
هوش مصنوعی: من در چنگال عشق معشوقی هستم که در حال مستی و شیدایی با گریبان چاک و حلقهٔ زلفش به سر میبرم.
هوش مصنوعی: من دل شکستهای دارم و بر اثر هر زخم یا درد، نشانی به جا مانده است. اگر چه از این دنیا و سختیهای آن امیدی ندارم، اما هنوز آرزوی رسیدن به چیزی خاص را در دل دارم.
هوش مصنوعی: من همان لالهای هستم که بدون توجه به فصل بهار، در سایهی کوهی رشد کردهام و سرم در میان خارهاست.
هوش مصنوعی: در این شبها مانند چراغی که در کوچه نگهبانی میدهد، من نیز در گفتگوهایی مانند فغان، با ماه زیبا هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.