جانم افگارست و تن بیمار و دل خون از فراق
هر نفس دردیست بر درد من افزون از فراق
غرق خون دیده ام شبهای هجران و اجل
بر سرم پیوسته می آرد شبیخون از فراق
تا شد آن شاخ گل رعنا برون از دیده ام
می رود بر روی زردم اشک گلگون از فراق
از وصالش بیغمان در بزم عشرت شادمان
من درین بیت الحزن افتاده محزون از فراق
مانده محروم از حریم آستانش روز و شب
سنگ بر سر می زنم در کوه و هامون از فراق
دور ازان شیرین لب لیلی وش آمد بر سرم
آنچه آمد بر سر فرهاد و مجنون از فراق
گر نخواهی بر سر بیمار هجران آمدن
جان نخواهد برد مشتاق تو بیرون از فراق
تا شدی ای گوهر مقصود غایب از نظر
چشمهٔ چشم فغانی گشت جیحون از فراق
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و suffering ناشی از جدایی و فراق میگوید. او خود را در حالتی آشفته و بیمار توصیف میکند و هر نفسش پر از درد است. شبهای هجران را با چشمان پر از اشک گذرانده و احساس میکند که جدایی او را به شدت آزار میدهد. او از خوشیهای وصال دیگران حسرت میخورد و در حالی که دیگران خوشحالند، خود در غم و اندوه غرق شده است. همچنین به سرنوشت شخصیتهای عاشق مانند فرهاد و مجنون اشاره میکند و بیان میکند که جدایی او را به مرز جنون میکشاند. او در نهایت به غیبت محبوبش اشاره کرده و میگوید که بدون او، زندگیاش پر از غم و اندوه است.
هوش مصنوعی: روح من ناآرام است و بدنم بیمار، دل من از جدایی پر از غم و درد است. هر لحظه که میگذرد، بر دردهایم افزوده میشود.
هوش مصنوعی: در شبهای جدایی، چشمانم پر از اشک و خون بود و مرگ همیشه در کمین من بود و به طور مداوم از جدایی به من حمله میکرد.
هوش مصنوعی: وقتی آن شاخه زیبای گل از جلوی چشمانم دور میشود، اشکهای قرمز رنگی از غصه جدایی بر روی صورتم جاری میشود.
هوش مصنوعی: در میخانهای شاد و سرزنده، من از عشق محبوبم بیخیال و خوشحال هستم، اما در دل خود غم بزرگی دارم و از جدایی او ناراحتم.
هوش مصنوعی: هر روز و شب به خاطر دوری از محبوبم، با شدت و شدت بیشتری بر خودم میزنم و در دشت و کوه و بیابان به سر میبرم.
هوش مصنوعی: دور از لبهای شیرین لیلی، به سرم آنچه که بر فرهاد و مجنون به خاطر جدایی از عشقشان آمد، میآید.
هوش مصنوعی: اگر نخواهی به ملاقات کسی که به خاطر دوری عاشقش سختی میکشد، بروی، جان مشتاق تو در این جدایی تاب نخواهد آورد.
هوش مصنوعی: تو که به عنوان گوهری ارزشمند در نظرهای ما ناپیدا شدی، چشمهٔ چشمان ما به خاطر دوریات به فغان درآمد و مانند جیحون طغیانی کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.