چشم گریانم که میگردد ز شوقت خون در او
جا ندارد جز خیال آن لب میگون در او
غنچهٔ سیراب از باران اشکم در چمن
چشمهٔ خونست و غلتان لؤلؤ مکنون در او
آنچه روی عالمافروز است هرسو جلوهگر
کز لطافت مانده حیران دیدهٔ گردون در او
چیست دانی چشمهٔ میم دهانت در سخن
نقطهٔ موهوم و چندین نکتهٔ موزون در او
محمل لیلی به صد زیب و صفا آراست عشق
لیکن از تنگی نگنجد مستی مجنون در او
حیرتی دارم ز دل با آنکه صد جا داغ شد
داغ دیگر از کجا هردم شود افزون در او
جا ندارد جان درون دل ز بسیاری درد
هر نفس دردی دگر میآید از بیرون در او
گلشن کویت که بزم عیش و جای خرمیست
تا به کی باشد فغانی با دلی پرخون در او؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و غم ناشی از آن سخن میگوید. او احساسات خود را به صورت عمیق و تصویری بیان میکند. چشمانش که از گریه پرشده، نشان از درد و longing دارد. ذکر غنچه و باران اشک، سمبل عشق شکستخورده و لطافت احساسات است. شاعر به زیباییهای محبوبش میبالد، اما در عین حال از تنگی و دردهای بیپایان درونیاش نیز شکایت میکند. او به تناقضهای عشق و غم و شگفتیهای آن میپردازد، و در نهایت به ناکامی و درد دل از دوری محبوب اشاره میکند. این شعر بیانگر عمق احساسات انسانی و چالشهای عشق است.
هوش مصنوعی: چشمانم پر از اشک است و از شدت عشق، قلبم به درد آمده و نمیتواند هیچ چیز دیگری را در خود جای دهد جز خیال آن لبان زیبا.
هوش مصنوعی: غنچهای که با باران اشکهایم سیراب شده، در چمن بهمانند چشمهای از خون است و گویهای مروارید مانند در آن غلت میزنند.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در این جهان نوری افشانده و زیباییاش در هر سو دیده میشود، چنان لطیف و دلفریب است که چشم آسمان نیز به آن خیره مانده و نیازمندش است.
هوش مصنوعی: آیا میدانی که چشمهٔ زیبای سخن تو، مانند نقطهای نامشخص و پر از نکات قشنگ است؟
هوش مصنوعی: لیلی با زیبایی و جلوهای خاص محملی زیبا و آراسته دارد، اما عشق مجنون به قدری عمیق و شدید است که جا در این محمل برای او تنگ و محدود است.
هوش مصنوعی: من شگفتزدهام از دل، با اینکه در جاهای متعددی داغ شده، اما همچنان داغهای جدیدی از کجا هر بار بر آن افزوده میشود.
هوش مصنوعی: دل به قدری پر از درد و رنج است که دیگر جایی برای جان باقی نمانده. هر لحظه دردی جدید از بیرون وارد میشود و بر این بار سنگین میافزاید.
هوش مصنوعی: باغ تو که محل شادی و خوشگذرانی است، تا کی باید شاهد زاری و دلگدازی کسی باشد که قلبش پر از اندوه است؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چرخ اخضر کز دو چشم خاست موج خون در او
شیشه سبز است و اشکم باده گلگون در او
شد جهان از اشک من دریا و می ترسم شود
غرقه از بار دل من زورق گردون در او
جا درون دل گرفتی چاکش از پیکان بدوز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.