عرضه مده بدور گل ساغر لاله گون مرا
کزمی و گل نمیرسد فایده جز جنون مرا
بود ببوی گلرخی میل دلم سوی چمن
خاصه که خود نسیم گل آمده رهنمون مرا
اهل صلاح را بکف ساغر شهد و شیر به
من که خراب و عاشقم باد حواله خون مرا
هر نفسم زنی بسر سنگ ملامت دگر
از همه ای پری مگر یافته یی زبون مرا
شد چو فغانیم بدن سوخته پلاس غم
چرخ کبود گو مده اطلس نیلگون مرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حالت عاشقانه و جنونآمیز شاعر پرداخته است. او از زیبایی گل و جلوههای طبیعی سخن میگوید و احساس میل و اشتیاق خود به گل و چمن را بیان میکند. شاعر خود را در حالتی خراب و بیتاب توصیف میکند که به دنبال شهد و شیر عشق است، در حالی که دیگران در صلح و آرامش به سر میبرند. او همچنین از درد و رنجی که به سبب عشق میکشد، صحبت میکند و به غمهای عمیق خود اشاره دارد. در نهایت، احساس تنهایی و سرگشتگی او در این عالم عشق به وضوح نمایان است.
هوش مصنوعی: به دور گل ساغر قرمز رنگ خود را به نمایش نگذار، چون مشروبات و گل به من نمیرسد و فایدهای جز دیوانگی برایم ندارد.
هوش مصنوعی: دلم به بوی گلرویی در چمن میرود، به ویژه اینکه نسیم گل خودش مرا به سمت آنجا هدایت میکند.
هوش مصنوعی: اهل تقوا و نیکوکاران را با دست خودشان جامی پر از عسل و شیر بدهید، اما از من که رسوا و عاشق هستم، خونم را تقدیم کنید.
هوش مصنوعی: هر زمانی که به من ایراد میگیری، انگار بر سنگی سخت میکوبی. اما آیا تو ای پری زیبا، چیزی غیر از حسرت و دردمند بودن من را پیدا کردهای؟
هوش مصنوعی: وقتی فریاد میزنم و بدنم از درد میسوزد، پوشم غم است. ای چرخ زمان، من را از این لباس آبی نیلگون محروم نکن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.