گنجور

 
بابافغانی

وقتست ای حریف که می در سبو کنند

دردیکشان بمنزل مقصود رو کنند

ما جوی شیر و قصر زبرجد گذاشتیم

ساقی بگو که میکده را رفت و رو کنند

می ده که وضع میکده بی مصلحت نشد

کاری که می کنند حکیمان نکو کنند

امروز داد مرشد ما رخصت شراب

اما به این قرار که کم گفتگو کنند

بگذار کار توبه ی صوفی بساقیان

تا اندک اندکی بگلویش فرو کنند

مشکل حکایتیست که هر ذره عین اوست

اما نمی توان که اشارت به او کنند

خوبان ز آب دیده ی ما غافلند حیف

زین یوسفان که جامه بخون شستشو کنند

قسمت نگر که کشته ی شمشیر عشق یافت

مرگی که زندگان بدعا آرزو کنند

آلوده ی شراب فغانی به خاک رفت

آه ار ملایکش کفن تازه بو کنند

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
جمال‌الدین عبدالرزاق

تا زنده ایم بر من و تو گفتگو کنند

از بعد ما حدیث من و تو نکو کنند

چون روزگار کش همه کس ذم همیکند

وانگه چو در گذشت همه یاد او کنند

محتشم کاشانی

آسودگان چو نشئه درد آرزو کنند

آیند و خاک کشتهٔ تیغ تو بو کنند

یک دم اگر ستم نکنی میرم از الم

بیچاره آن کسان که به لطف تو خو کنند

ای دل رسی چه بر در بیت‌الحرام وصل

[...]

نظیری نیشابوری

زان خم که زاهدان به قدم آب جو کنند

شوریدگان صومعه می در سبو کنند

یابند جمله مهر سلیمان و جام جم

گر خاک راه میکده را رفت و رو کنند

در خشت و سنگ میکده دیدم معاینه

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از نظیری نیشابوری
عرفی

کاش آن کسان که منعم از آن تند خو کنند

صد دل نموده وام و نیم نگاهی به او کنند

این تشنگی به جام و قدح کم نمی شود

با ساقیان بگو که فکر سبو کنند

این است التماس که ما را پس از وفات

[...]

صائب تبریزی

مردان به آب تیغ شهادت وضو کنند

تا بی غبار سجده بر آن خاک کو کنند

گام نخست پشت به دیوار می دهند

از کعبه خلق اگر به دل خویش رو کنند

چون شیشه عالمی همه گردن کشیده اند

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه