وقتست ای حریف که می در سبو کنند
دردیکشان بمنزل مقصود رو کنند
ما جوی شیر و قصر زبرجد گذاشتیم
ساقی بگو که میکده را رفت و رو کنند
می ده که وضع میکده بی مصلحت نشد
کاری که می کنند حکیمان نکو کنند
امروز داد مرشد ما رخصت شراب
اما به این قرار که کم گفتگو کنند
بگذار کار توبه ی صوفی بساقیان
تا اندک اندکی بگلویش فرو کنند
مشکل حکایتیست که هر ذره عین اوست
اما نمی توان که اشارت به او کنند
خوبان ز آب دیده ی ما غافلند حیف
زین یوسفان که جامه بخون شستشو کنند
قسمت نگر که کشته ی شمشیر عشق یافت
مرگی که زندگان بدعا آرزو کنند
آلوده ی شراب فغانی به خاک رفت
آه ار ملایکش کفن تازه بو کنند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و لذت بینهایت نوشیدن شراب و زندگی آزادانه اشاره میکند. او دعوت به شادی و فرار از ملامتهای دنیوی میکند و به اینکه باید از زندگی و لحظات خوب لذت برد، تأکید میورزد. همچنین شاعر به مشکلات و چالشهای عشق و عاطفه میپردازد و از یوسفانی سخن میگوید که با زخمهای عشق دچار هستند. در نهایت، او از ارزشهای معنوی و نیاز به صلح و آرامش در زندگی یاد میکند و به توبه و رهایی از قید و بندهای دنیوی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: زمانی است ای دوست که باید در ظرف شراب بریزند و در عین حال، دردها را کنار گذاشته و به سوی هدفی روشن و مشخص حرکت کنند.
هوش مصنوعی: ما به جای جوی شیر و قصرهای زیبا، دلمان میخواهد که ساقی برای ما بگوید که میکده را چگونه باز کنند و به ما نزدیکتر شوند.
هوش مصنوعی: بیا شراب بنوش که وضعیت میخانه بدون مصلحت نیست؛ آنچه را که حکیمان خوب انجام میدهند، انجام نمیدهند.
هوش مصنوعی: امروز مرشد ما اجازه نوشیدن شراب را داد، اما به این شرط که کم صحبت کنیم.
هوش مصنوعی: اجازه بده که صوفی کار توبهاش را به ساقیان بسپارد تا کمی از شراب به او بدهند و او را غرق در لذت کنند.
هوش مصنوعی: این موضوع داستانی است که هر بخش و جزئی از آن نشاندهندهی کل است، اما نمیتوان بهطور مستقیم به آن اشاره کرد.
هوش مصنوعی: خوبان از اشکهای ما بیخبرند و افسوس که این یوسفها لباسهایشان را با خون شستشو میکنند.
هوش مصنوعی: بنگر که کسی که به عشق دچار شده، در نهایت به مرگ و فنا میرسد، مرگی که حتی افراد زنده آرزوی آن را دارند.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به حالتی اشاره دارد که شخصی دلی شکسته و غمگین را در حال سرزنش و یادآوری از عشق و شراب میبیند. او آرزو میکند که اگر فرشتگان یا ملایکان در این وضعیت قرار بگیرند، بتوانند به تازگی و طهارت دربیایند. در کل، بیانگر اندوه عمیق و تمایل به دگرگونی از حالت آلودگی به حالت پاکی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا زنده ایم بر من و تو گفتگو کنند
از بعد ما حدیث من و تو نکو کنند
چون روزگار کش همه کس ذم همیکند
وانگه چو در گذشت همه یاد او کنند
آسودگان چو نشئه درد آرزو کنند
آیند و خاک کشتهٔ تیغ تو بو کنند
یک دم اگر ستم نکنی میرم از الم
بیچاره آن کسان که به لطف تو خو کنند
ای دل رسی چه بر در بیتالحرام وصل
[...]
زان خم که زاهدان به قدم آب جو کنند
شوریدگان صومعه می در سبو کنند
یابند جمله مهر سلیمان و جام جم
گر خاک راه میکده را رفت و رو کنند
در خشت و سنگ میکده دیدم معاینه
[...]
کاش آن کسان که منعم از آن تند خو کنند
صد دل نموده وام و نیم نگاهی به او کنند
این تشنگی به جام و قدح کم نمی شود
با ساقیان بگو که فکر سبو کنند
این است التماس که ما را پس از وفات
[...]
مردان به آب تیغ شهادت وضو کنند
تا بی غبار سجده بر آن خاک کو کنند
گام نخست پشت به دیوار می دهند
از کعبه خلق اگر به دل خویش رو کنند
چون شیشه عالمی همه گردن کشیده اند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.