دوشم چراغ دیده به صد نور و تاب بود
در سر شراب و در نظرم آفتاب بود
تا روز در مشاهدهٔ شمع روی دوست
میسوختم چرا که نه هنگام خواب بود
بزمی به از هزار پریخانهٔ چگل
دل در میان به صورت و معنی خراب بود
من در میانه سوخته چون دانهٔ سپند
وز هر کرانه کار حسود اضطراب بود
با آه و ناله گرچه سر آمد زمان وصل
از نقد عمرم آن دو نفس در حساب بود
از غایت حیا نتوانست دیدنش
هم شرم روی او به رخ او حجاب بود
تسبیح صوفیان گرو نقل و باده شد
تسبیح را چه قدر سخن در کتاب بود
از زهر چشم و تیغ زبانش خبر نبود
دیوانهای که بر سر آتش کباب بود
ساقی ز آه گرم فغانی مرو به تاب
او را چه اختیار گناه شراب بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، حالتی از عشق و فراق را با تصاویری زیبا و استعاری به تصویر میکشد. او در وصف شب و روشنی چشمان معشوق، به حسهای دلانگیز و دردآور خود میپردازد و از عشق و اشتیاقی که همچنان در وجودش شعلهور است، سخن میگوید. همچنین، او به مشکل دیدن معشوق به دلیل حیا اشاره میکند و در عین حال دلتنگی و اضطراب ناشی از دوری را به تصویر میکشد. در نهایت، شاعر با تشبیهات دلنشین، به اثرات عشق و زیباییهایش تا حد مرگ میرسد و ابراز میکند که در این بین، گناه وصال عشق را فراموش نمیکند.
هوش مصنوعی: دیشب چشمم به روشنیهای فراوانی روشن بود، در حالی که شراب در ذهنم بود و به نظرم مانند آفتاب میدرخشید.
هوش مصنوعی: وقتی که در روز در کنار شمع روشنی چهره محبوبم بودم، سوختن را تحمل میکردم، چرا که زمان خواب نبود و میتوانستم از زیبایی او لذت ببرم.
هوش مصنوعی: بهتر است که از هزاران دلبری که در قصر و حرم هستند، یک جشن واقعی و شاد را برگزینیم، چون در دل و معنای آن گردهمایی، عشق و نشاط واقعی وجود دارد.
هوش مصنوعی: من همچون دانهای که در آتش سوخته، در وسط بلایای زندگی گرفتار آمدهام و در هر طرف، حسادت دیگران مانند یک نگرانی و اضطراب به سراغم میآید.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه زمان وصال به پایان رسید و من با اندوه و زاری زندگی را سپری کردم، اما دو نفس که در آن زمان کشیدم برای عمرم بسیار ارزشمند بود.
هوش مصنوعی: به قدری شرم و حیا داشت که حتی نتوانست او را ببیند، زیرا حجاب و پوشش چهرهاش مانع دیدنش بود.
هوش مصنوعی: صوفیان دیگر به ذکر خداوند و تسبیح مشغول نیستند و به شغل نقل و بادهنوشی روی آوردهاند. در حالی که کتابها پر از سخنان درباره تسبیح و ذکر الهی است.
هوش مصنوعی: دیوانهای که در حال کباب کردن بر روی آتش بود، از زهر چشم و تیز زبانی او آگاه نبود.
هوش مصنوعی: ای ساقی، به خاطر نالهی دلم نرو؛ چراکه او را نمیتوان وادار به ترک گناه کرد، زیرا شراب خود گناه است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دیشب که بر لبت لب جام شراب بود
بر آتش حسد دل عاشق کباب بود
در انتظار این که تو ساقی شوی مگر
جان قدح طپان و دل شیشه آب بود
من مضطرب بر آتش غیرت که دم به دم
[...]
آه از دم وداع که در اضطراب بود
با شاه کامیاب، دلش در خطاب بود
باران مگر به کرب وبلا قحط آب بود
کاطفال راز سوز عطش، دل کباب بود
سلطان ملک عشق حسین آنکه جبریل
دربان خاص بارگه آن جناب بود
از صدر زین فتاد به گودال قتلگاه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.