باز امشبم ز لاله و گل خانه پر شدست
وز آب دیده کلبه ی ویرانه پر شدست
چندان بنرگس تو نظر باختم که باز
چشم ودلم ز عشوه ی مستانه پر شدست
عاشق چگونه یک نفس آشنا زند
چون مجلس از حکایت بیگانه پر شدست
چون ذره عاشقان نگرانند، شمع من
رخساره برفروز که پروانه پر شدست
شبها بزخم تیغ نرفتم ز کوی تو
امروز چاره نیست که پیمانه پر شدست
از بسکه جاودان تو بردند عقل و دین
روی زمین ز مردم دیوانه پر شدست
این حال کس نیافت فغانی مگر بخواب
مستی مکن که شهر ز افسانه پر شدست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به شب و زیباییهای لاله و گل اشاره میکند و از احساسات عمیق خود نسبت به عشق و معشوق میگوید. او با ابراز اینکه چشمانش از زیباییهای معشوق پر شده، به حال عاشقانی که در جستجوی عشق هستند اشاره میکند. شاعر همچنین بیان میکند که حرفهای عاشقانه در جمعهای خاصی شنیده میشود و این مجالس پر از ذکر معشوق است. او اشاره میکند که دیگر نمیتواند از کوی معشوق دور شود و حالتی از مستی و دیوانگی در میان انسانها حاکم است. در نهایت، او هشدار میدهد که باید مراقب مستی و افسانهها بود چون دنیا پر از راز و رویدادهای عاشقانه است.
هوش مصنوعی: امشب خانهام پر از گل و لاله است و از اشکهایم، کلبهای که خراب شده نیز پر شده است.
هوش مصنوعی: من آنقدر به زیبایی تو نگاه کردهام که اکنون چشم و قلبم از زیباییهای دلبرانهات پر شده است.
هوش مصنوعی: عاشق چگونه میتواند یک لحظه با محبوب خود صحبت کند، در حالیکه مجلس و محیط پر از داستانهای بیگانه و غریبه است.
هوش مصنوعی: ذرههای عاشق بیتاب و نگرانند؛ ای شمع، چهرهات را روشن کن، زیرا پروانه به دور تو در حال چرخش و پرواز است.
هوش مصنوعی: در شبها به خاطر زخمهای دلی که از جدایی تو داشتم به کوی تو نیامدم، اما امروز دیگر چارهای ندارم چون که به آخرین حد صبر رسیدهام و دل سیاه شدهاست.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه همهی حقیقت و زیباییهای جاودانه را از انسانها گرفتند، حالا زمین پر شده از دیوانگان و افرادی که از عقل و دین بیبهرهاند.
هوش مصنوعی: هیچکس این حال را نداشت که در خواب و مستی فریاد بزند، زیرا شهر پر شده از افسانهها و داستانها.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شب از فسانه ام ز جنون خانه پر شدست
وز گریه ام دیار ز ویرانه پر شدست
زان طره کی شکایت آشفتگی رسد
ما را که زلف او چو کف شانه پر شدست
ترسم به لاله و سمن او زیان رسد
[...]
از هستی تو عالم دیوانه پر شدست
در خانه نیستی وز تو خانه پر شدست
عالم فشردهاند که آدم سرشتهاند
خمها تهی شدست که پیمانه پر شدست
کردم ز صد در از پی دل التماس غم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.